اواخر مرداد طرح يکطرفه سازي خيابان وليعصر از محدوده خيابان شهيدبهشتي تا پارک وي از سوي شهرداري انجام شد که نارضايتي شهروندان و کسبه اين خيابان را به دنبال داشت.
حافظه تاريخي تهران چگونه شکل ميگيرد؟
مرجان والا، نیم نما
تهران از سال 1200ه.ق تا زمان به قدرت رسيدن رضاخان و آغار سلطنت پهلوي تنها پايتخت سياسي قاجاريه بود و نبض اقتصاد، فرهنگ و جنبشهاي اجتماعي در ساير شهرهاي ايران ميتپيد. رويکرد تمرکزگرايي رضاخان در سياست و اقتصاد سرآغاز براي تبديل تهران به بزرگترين قطب جاذب جمعيتي ايران بود. پس از سالهاي انقلاب و جنگ، ميزان رضايتمندي از سکونت در اين شهر به سرعت کاهش يافت. آسيبهاي فني شامل ساختوسازهاي بيرويه بدون رعايت اصول ايمنيسازي و زيباسازي، آلودگي هوا و آب آشاميدني، ترافيکهاي سنگين هر روزه در کنار آسيبهاي اجتماعي شامل شکلگيري پهنههاي مسکوني کاملاً متفاوت از نظر اقتصادي، محيطهاي تنشزا، زمانها و مکانهاي پرخطر براي گروههاي آسيبپذير اجتماعی. در اين نوشتار تنها ميخواهم ديدگاه شهروندان شهر تهران را مورد بررسي قرار دهم: چرا آنها تا اين اندازه در ارتباط با مسايل شهري منفعل عمل ميکنند؟
پاسخ به اين سوال را شايد بتوان اينگونه بيان کرد: نداشتن تعلق هويتي به فضايي که تجربه زيستشده ی آنها در بستر آن رخ ميدهد. آموزشهاي زيست محيطي و رفتارهاي شهروندي اگر چه ناکافي و نامناسب ارائه ميشوند اما در حدي هستند که توجه حداقلي ساکنان شهر تهران را برانگيزند، اما نگاهي گذرا به وضعيت خيابانها، پيادهروها و کانالهاي آب در سطح شهر تهران نشاندهنده بياهميت بودن ظاهر شهر براي مردم است. مردم به اين شهر تعلق خاطر يا به بيان علمي تعلق هويتي ندارند.
هويت را ميتوان فرايند معنابخشي به خود و جهان پيرامون براساس منابع فرهنگي دانست. حافظه تاريخي قدرتمند يکي از مؤلفههاي بسيار مهم در شکلگيري هويت اجتماعي است، يعني روايتهايي از گذشته که افراد در آنها با يکديگر اشتراک دارند و همين سبب پيوند آنها با يکديگر ميشود و به آنها کمک ميکند تا روايتهاي معاصر خود را با زباني مشترک بيان کنند. تهران شهر مهاجرپذيري است، افرادي از جغرافياهاي متفاوت فرهنگي به فضايي يکسان وارد ميشوند. فضاهاي شهر تهران نه به اهالي اين امکان را ميدهد که ميراث فرهنگ بومي خود را به اجرا دربياورند(به جز استثناتي درمورد عزاداريهاي مذهبي) و نه به صورتي طراحي شده است که امکان شکلگيري حافظه جمعي جديدي را به گروهها بدهد. فضاهاي عمومي شهري به ويژه خيابانها فضا بينابيني فضاي رسمي و فضاي خصوصي تلقي ميشوند که به افراد و گروهها اين امکان را ميدهد تا روايتها، نمادها و هويت خود را با صرف کمترين هزينه به نمايش بگذارد و هويت ساير گروهها نيز آشنا شوند. مديريت کلان شهر تهران چنين کارکردي را براي فضاهاي شهري در نظر نگرفته است. فضاهاي عمومي شهر تهران تنها مکانهايي براي عبور و نمايش نمادهاي رسمي اخلاقي و سياسي به شمارميآيند. روايتهايي که يا مورد تاييد نيستند يا از فرط تکرار و بيان ناخوشايند از محتواي خود خارج شدهاند. خيابان وليعصر با تاريخي 60 ساله(قانون احداث خيابانها 1312) با نام سابق پهلوي و شهرت طولانيترين خيابان خاورميانه يکي از معدود فضاهايي است که با چنارهاي بلند و جويهاي آب و فروشگاههاي متنوع، چند سينما و تعداد بيشماري فستفود(به ويژه از ميدان وليعصر تا تجريش) فضايي نسبتا شاديآور را براي شهروندان فراهم ميکند.اين اواخر نيز چندين بار شاهد حضور جمعيتي خاموش و مصمم بود. اما بار ديگر بياختيار بودن شهروندان در حوزه تصميمگيري، خودش را به آنان نشان داد و طرح يکطرفه کردن اين خيابان با هدف رسمي کاهش ترافيک و برداشت مردمي کنترل تجمعات خياباني به اجرا درآمد. حالا ديگر خياباني نيست که برخلاف ساير نقاط شهري به راحتي به همه چيز دسترسي داشتهباشي و شبانه از حرکت در آن لذت ببري. زماني که شهرت را دوست نداشتهباشي، زماني که شهرت به تو تعلق نداشتهباشد و حضور تو را در آن تنها آنگونه که ميخواهند تحمل کند، چرا بايد در حفظ و نگهداري آن بکوشي؟
این جمله یعنی حق دادن به همه ی کسانی که برای حفظ و نگهداری شهر ارزشی قائل نیستند
حتی اگر این فرض صحیح باشد که به شهری تعلق خاطر نداشته باشیم، نباید برای حفظ و نگهداری آن بی توجه بود