نيم‌نما: روزنامه صبح وب

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

بازگشتی به مثابه توبه

فرستادن به ایمیل چاپ

altبین افرادی که به هر طریق اعترافاتی از آن ها گرفته شد شاید دو چهره ی شاخص وجود داشت:ابطحی و عطریانفر.






بازگشتی به مثابه توبه
مرتضی ارشاد، روزنامه نیم نما






در پی هر افراطی،  تفریطی است بزرگ. معنایی که از جمله ی  حاضر برمی خیزد چیزی نیست جز اشاره و  سفارش به اعتدال و نگه داشتن  حد وسط در قضایا. در پی حوادث پس از انتخابات و برگزاری دادگاههای  نمایشی که افراد مختلفی که بعضاً  از چهرهای شناخته شده سیاسی در کشور بودند به اتهام های مختلفی در بند  شدند که حداقل آنان تبلیغ علیه نظام و سنگین ترین آنان را محاربه و  مفسد فی الارض شامل می شد. لیکن در همان موقعیت هم بدیهی بود که این دادگاه ها یک نمایش بزرگ است برای آرام کردن اوضاع و با اصطلاح دقیق تر زهر چشم گرفتن از مخالفین و معارضین.
حال با گذشت چندین ماه از آن دادگاهها نمایش  داده شده در سیمای نظام، شاهد آن هستیم که تمام آن افرادی که به حکم آن دادگاهها کمترین جرمشان خیانت به ملت، کشور و از همه مهمتر نظام مقدس جمهوری اسلامی بود؛ یکی پس از دیگری با وثیقه های سنگین آزادی های موقتشان را به خانواده های پریشانشان هدیه می کنند.
آنچه در این  بین قابل تأمل است، نه دیگر بحث در مورد نحوه برگزاری دادگاهها با دادخواست های معروفش است و نه احکام صادره برای آزادی های مشروط، بلکه اتفاقی است که بعد از آزادی بازداشت شدگان و در بازدیدهای و دیدارهای ایشان با بزرگان و مشتاقان ایشان روی میدهد.
بحث اعترافات که یکی از جنجالی ترین مباحث غلط برگزاری  دادگاهها بود آنچنان که حتی پایگاه رهبری را هم مجبور به اظهار نظر در مورد آن کرد. اعتراف های انجام گرفته دستگیرشدگان در دادگاه ها آنچنان پیروزی  برای محافظه کاران و دولتی ها محسوب می شد که شعار جنبش سبز مرده است را دردلشان زمزمه و بعضاً فریاد هم می زدند.

بین افرادی که به هر طریق اعترافاتی از آن ها گرفته شد شاید دو چهره ی شاخص وجود داشت:دو چهره ای که نامشان را حتماً همه به خاطر دارند: حجت السلام محمد علی ابطحی و محمد عطریانفر!
چند روزی  از آزادی ابطحی نمی گذرد که دو چهره ی شاخص و مطرح اصلاح طلب جنبش سبز که بعضاً نگاهها به ایشان است به دیدار وی شتافتند(+)(+). با کنار هم گذاردن متن اعترافات و لبخندهایی که در این دیدارها بر لبان هر دو طرف نشست. کدامیک از این دو گزینه را باید با منطق و عقلانیت سنجید و مقبول دانست: 1. اعترافات حرف دل خود این افراد بوده است و بدون اجبار. 2. اعترافات متنی از پیش آماده شده بوده و تحت اجبار خوانده شده است.
مسلماً به این زودی ها تکذبیه هایی در چهارچوب  مرزی جمهوری اسلامی ایران از سوی  اعتراف کنندگان بدست نمی آید، لیکن در همین نقطه است که با درک تصاویر و معنا و مفهومی که از این بازدیدها به چشم می آید می توان برائت جستن از آن اعترافات را در چهره های افراد، آشکارا دید.
بازگشت به خویشتن در شرایطی که محیط بیرونی به شکل یک قبرستان بزرگ در آمده که رگه هایی زیر زمینی بحث و نظر در آن داغتر است و حرکات پنهان در آستانه شکل گیری، نشانه ای است از معنای عکس هایی که در تمام رسانه ها غیر رسمی و بعضاً روزنامه های حامی جنبش سبز دیده می شود.
رفتن به این  دیدارها نه از برای جشن و سرور است و نه برای نشان دادن "خود" به " دیگری" در پی کسب سرمایه نمادین برای طرفین دیدار، بلکه بیشتر از هر چیز یک کنش سیاسی است که در زبان دیپلماسی سیاسی باید آن را کاملاً یک عمل زیرکانه در نظر گرفت و عکس ها و تصاویرش را به معنای بازگشتی به مثابه توبه از اعترافات معنا کرد.

 



این مطلب را ارسال کنید به ...
Balatarin Donbaleh Mohandes Del.icio.us! Facebook! Digg! Google! Joomla Free PHP
  • احمد
    وقتی به مقاومت احمد زید آبادی، بهزاد نبوی و عبدالله رمضانزاده و ... فکر می کنم و آنرا با بعضی ها مقایسه می کنم برای آن بعضی ها متاسف می شوم. البته مجالی هم برای ابراز نظر صریح نیست.
    ضمنا وثیقه های درشت به نظر من بیش از آنکه وثیقه برای حفظ متهمان باشد، برای حفظ زبان آنهاست.
    راستی، این دو نفری که گفتید به استقبال ابطحی رفته اند کی بودند؟ از لینکها به نتیجه ای نرسیدم.
  • مرتضی
    با نظر شما کاملاً موافقم. ضعف و عدم استقامت در مقابل جور و ظلم را میتوان درک کرد زمانیکه در یکسوی ماجرا احمد زید آبادی است تاج زاده و نبوی و صدها شجاهت پیشه دیگر و در یکسو ابطحی و عطریانفر!
    در باب همین اعتراف ها هم طبقه بندی های وجود دارد . مثلاً برای حجاریان هم اعتراف نوشتند و برای عطریانفر هم!
    اعتراف حجاریان به چه بود اعتراف عطریانفر به چه!
    اتفاقاً من معنقدم که اگر جنبش سبز در وهله اول و در مرحله بعد اصلاحات این ضعف را بر اینان ببخشد و همچنان که گفتم بازگشت آنان رابه مثابه توبه بپذیرد شاید و شاید که باعث بازگشت به خویشتنی شود که دگر برون روفتی از خود نداشته باشد.
    کسی عطریانفر و ابطحی را مجبور نکرده بود که قبل از انتخابات سخت ترین انتقادها را بکنند و انان خود کردند و نمی بایست برای رفع تکلیف از خود حتی تحت فشار بی رحمانه بازجوها زبان به تهمت زدن حتی به هاشمی باز می کردند.
    فرق جنبش سبز هم با این دولتی ها و ... در همین است که ما راست را در هر شرایطی باید ترجیح دهیم بر دروغ و کذب!
    ابطحی و عطریانفر و ... در جنبش سبز نبوده اند تاکنون امید که به راه ملت برگردند.
  • مرتضی
    معذرت که یادم رفت:
    نام آن دو عزیز هم خاتمی بود و کروبی!
  • مریم
    آزادی ابطحی و عطریا‌ن‌فر با وثیقه‌های 700 میلیونی و 500 میلیونی غیر از پیام‌های زیرکانه دیپلماسی، درس‌های بسیار دیگری هم داشت.
    روزی که این دو شروع به اعتراف کردند، هر یک از ما خودمان را در موقعیت آنها قرار داد و گفت: کار درست تن دادن به شروط طرف مقابل است؛‌ طرفی که جز آزار و شکنجه ابزار دیگری ندارد. این درست بود و درست هست و شرط عقل است و شرط حسابگری‌های آدمانه.

    حالا که بیش از 5 ماه می‌گذرد اما درس‌های دیگری هم از این بازی‌ها می‌توان گرفت. با دقیق شدن در عکس‌العمل‌ها و عکس‌‌ها و دادگاه‌های تک‌تک زندانیان این ماجراها، حالا می‌شود پی برد واقعا بعضی آدم‌ها شرافتمندتر از آنی هستند که فکرش را می‌کردیم.

    یک روزی که داشتند داستان زندانیان این روزها را می‌نوشتند، مطمئنم در فصل قهرمان، نام‌هایی می‌آید مثل احمد زیدآبادی، هنگامه شهیدی، مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوی و کسانی دیگر... در فصل قهرمانان نامی از ابطحی و عطریان‌فر نخواهد بود...
  • امینی
    بر اساس یک نظر بدبینانه و اگر اشتباه نکرده باشم در برداشت : فکر نمی کنید این آزادی ها برای جلوگیر از تشکیل و انسجام همان حرکات پنهانی و مهمتر از آن نهادینه شدن جمعی مبارزه به حاکمیت باشد ؟
    در نظری معمول ، قرار بر این بوده است که حتی المقدور برای نیل به آزادی حتی خون از بینی کسی نریزد . چه ارزشی دارد آن اعترافات مفتضح و آن دادگاه های بدتر از نمایشی که ای کاش فرصتی باشد کسی بنویسد داستان رد صلاحیت سرهنگ امیر رحیمی به دادگاه شاهی را .
    در پایان آن نتیچه گیری هم خیلی عالی ولی آن تلاشها بازگشتی به مثابه توبه از اعترافات نیست که برگشتن به جلد خود برای رسوا نمودن آن افتضاحات است . حقیقتش این است که از نوشته شما لذت بردم .
  • مرتضی
    به این جنبه که شما فرمودید نیز فکر کرده ام لیکن عدله ای که بنا بر اخبار و با نظرات مختلف حاکی از این نتیجه گیری باشد را استنباط نکرده ام.
    البته باید مدت زمانی بگذرد. شاید روزی مطلبی نوشته ام و برائت جستم از این نظرم که ابطحی به دامان ملت برگشته است. شاید هم نه!
    در باب بازگشت به مثابه توبه نیز کلمه ی توبه را این جهت به کار بردم که هم شامل بازگشت به گذشته خویش(خویشتن ماضی) باشد و هم بری بودن از فعلی که صورت داده است.
    اگر منظورم را نمی رسانده و یا نرسانده خوب می باید ان نظر را که گفتم القا می کرده ام تا واقعاً ذهنیتم را به درستی پیاده می کردم بر متن!
  • مرتضی
    با شما موافقم اما به نظرم باید هر نفر را با توجه به خویشنتنش سنجید و از ان انتظار داشت.
    به قول شما و قطعاً زمانیکه نامهایی چون : نبوی، میردامادی،شهیدی،منصوری،طباطبایی،مومنی، رمضان زاده،تاج زاده و صدها نام دیگر را در یک کفه بگذاریم نام ابطحی و عطریانفر را در بین آن ها جایی نیست در فصل که در فصول قهرمانام جنبش سبز نام افرادی است که سر در مقابل استبداد و ظلم خم نکردند و حتی تحت ظالمانه ترین شکنجه ها لب به اعتراف ناخواسته و دروغین نگشودند.
    لیکن ما همیشه نباید سرگرم خوانش قهرمانا باشیم.باید درک کنیم ابطحی و حتی عطریانفر را! فرق و تقکیک جنبش سبز از دیکتاتوری همین است که آن ها نه میبخشند و و نه معذرت می خواهند ولی ما هم میبخشیم و هم معذرت می خواهیم.
    شاید ابطحی و ... را نتوان و نباید الان با فعلی که انجام داده است محق دانست اما همین بودنش را باید احترام گذاشتو
    خودمان را بگذاریم جای خانواده اش و فکر کنیک با عزیزی که 5 ماه بیشتر در زندان بوده است چه کرده اند.
  • مرتضی
    دوباره مرتضی پاسخ بالا مربوط به نظر خانم مریم بود.
  • shahrzad
    یادداشت عالی و تحلیل روشنگرانه ای دارید! اما دیگر فصل و رسم قهرمانان نیست! نباید بر امثال ابطحی و عطریانفر خورده گرفت! در هر دسته ای و هر مرتبه ای انسانهایی هستند که کم می آورند و مقاومت آنچنانی در برابر دشواریهاو ناگواریها را تاب نمی آورند این به معنای ذلیل بودنشان نیست به مقتضای ویژگی بشری بودنشان است که انسان موجودی متناهی است و اینکه هیچ گروه و دسته و حزبی از هیچ لحاظ و جنبه ای مطلق نیست همانطور که کسی مثل علی مطهری و عماد افروغ از جناح مقابل امروز داعیه دار دفاع از معترضان شده اند و از دید آنطرفیا یعنی از اصول خارج شدن این دو نفر و قابل مقایسه است با زمانیکه ابطحی و عطریانفر قصه اعتراف سرهم می کردند
  • مرتضی
    حق با شماست.
    شاید فصل قهرمان ها به پایان رسیده باشد و شاید هم نرسیده باشد اما این که قهرمان حضور داشته باشد و یا نداشته اشد فرقی به حال این عزیزان نمی کند.
    باید هر کس را بنا بر خودش سنجید و نه معیار قضاوت برای ما دیگری باشد.
    دامان بزرگ ملت هم به حتم میبخشاید انچه را که به حقیقت باید ببیند.
  • عباس
    دوستان!
    در لیست قهرمانانی که زیر فشار بیرحمان نظام خم شدند اما لب نگشودند (در کنار تاجزاده، نبوی، زیدآبادی، رمضان زاده و...) نام های بزرگ مردانی همچون امین زاده و صفایی فراهانی (که هیچ خبری هم حتی از آزادشدنشان نیست) رو هم فراموش نکنید...
  • مرتضی
    در لیست قهرمانان نامهای زیادی گفته نشد و این دلیل بر کم حافظه بودن ماست . آن دوستان جایشان برای همیشه در دل مردم هست و خواهد بود.
  • حامد
    کسی نمیدونه که با ابطحی و عطریانفر چه رفتاری کردن و چطور مجبورشون کردن به اعتراف ساختگی اما نباید آنها را ترد کرد و آقای کروبی و خاتمی بدرستی این مطلب را درک کردند.
    جنش آزادی خواهی دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد...
    به امید پیروزی حق

مبدل فارسی بهنویس بهنویس: برای تبدیل پینگلیش به فارسی / ادیتور زمانه: صفحه کلید فارسی

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
- نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. نیم‌نما، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید، خویشتندار باشید و الزامات بحث آکادمیک را رعایت کنید. در صورت مشاهده تخلف یا توهین به افراد، ممکن است دسترسی شما به بخش گفتگوها یا کل سایت مسدود شود.
ایمیل نیم‌نما: برای نقد عمومی روزنامه
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 

شناسنامه این شماره

شماره 157- چهارشنبه 4 آذر
سردبیر این شماره: مرجان حسینی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا نیم‌نما را در میل باکس خود دریافت کنید

Delivered by FeedBurner

خویشتندار باشیم...

دوستی ها مهمترند


استفاده از مطالب بر اساس پروانه کریتیو کامنز، بدون تغییر و با ذکر منبع آزاد است .