دو تجاوز گروهی در پایتخت، با وجود تدابیر نظامي برای مقابله با اقدام علیه امنیت، باعث احساس ناامنی در شهروندان شدهاست.
متهم یا قربانی
مرجان والا، روزنامه نیم نما
این روزها قیامدشت و لواسانات دو فضای جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی کاملاً متفاوت تهران با یک خبر پیوند یافته اند: تجاوز گروهی.
زنی 35 ساله در روزی که تعیین تاریخ آن نیز به اوضاع بحران زده سیاسی پیوند خورده است در قیامدشت از فقیرترین مناطق حاشیهنشین درخیابان مورد تجاوز 6 مرد قرار گرفت که با مداخله نیروی انتظامی خاتمه یافت. چند روز بعد در لواسانات یکی از گرانترین مناطق مسکونی ییلاقی در شمال تهران 3 مرد به خانهای حمله میکنند با زندانی کردن شوهر و تهدید نوزاد، زن را در برابر چشمان سایر اعضای خانواده مورد تعرض قرار میدهند.
تجاوز را میتوان انحرافی از عمل بیولوژیک رابطه جنسی تعریف کرد. ضرورت این رابطه برای تداوم نسل بشر تا آن جا است که میتوان آن را جزوی از اعمال حیاتی دانست، با این تفاوت که آنچنان با اسطوره، دین، اقتصاد و قدرت درهم آمیخته شده است که کسی نمیتواند آن را به شکل عملی صرفا بیولوژیک تصور کند و حتی بپذیرد. تجاوز نیز اگر چه شکل خشونتبار این رابطه تلقی میشود اما تنها در بستر همین تامیت اجتماعی قابل شناخت است. تنظیم رابطهجنسی از نظر زمان، شکل، مشروعیت و جنسیت طرفین در میان گروههای مختلف بر روی پیوستاری از ممنوعیت وگناه تا تشویق و آسانگیری قرار دارد، اما یک امر در طول زمان و در میان هیچ گروهی بخشیده نمیشود: تجاوز.
در گذشته اوج وحشت مردان از حمله دشمن، تجاوز به زنان (آمیزه عشق و دارایی) بود و زن خوب مرگ را بر چنین تحقیری ترجیح میداد. با گذشت زمان اگر چه بر مکانیسمهای حمایتکننده از گروههای آسیبپذیر افزوده شد و تابوی این نوع رابطه تا حدی از بین رفت اما همچنان در حوزه خصوصیترین مسایل افراد و یکی از تعیینکننده ترین مولفههای هویت آنان به شمار میرود(به دلیل نزدیکی با مولفه مهم جنسیت) تا آن جا که قربانیان شکنجه زودتر درمان میشوند تا قربانیان تجاوز.
اما واکنشها نسبت به این دو تجاوز گروهی از سوی مسولین امنیتی کشور نشاندهنده تفکر عمیقاً سنتی و مردسالارانه آنان است.
حادثه قیام دشت به دلیل مقارن بودن با سرکوب خشونتآمیز معترضان اجتماعی به ویژه زنان در 13 آبان، باعث شد تا ادعای نیروی انتظامی مبنی بر توجیه این خشونت با هدف حفظ امنیت به زیر سوال برود، که معترضان بدون دست زدن به خشونت این چنین سرکوب شدند و در نقطه دیگر شهر، مردانی زیر سی سال که در نظام اسلامی و با مصرف تولیدات فرهنگی و ارزشی همین نظام رشد یافتهاند در غیاب حافظان نظم در فضایی عمومی با خشونتی مشابه ماموران قانون درنقطه دیگر شهر به سریعترین و تملکخواهانهترین شکل ممکن خواسته و نیازی زیستی و فرهنگی را برطرف کنند، که تابوی بزرگ همین رژیم و اتهام سنگین آن برای تمامی مخالفانش است. این همزمانی، اوج انتقادات را به دنبال داشت فرمانده امنیت اخلاقی نیروی انتظامی آن را مربوط به قبل از 13 آبان دانست و با مشخص شدن رابطه این زن با یکی از مردان، احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی گناه را بر گردن قربانی انداخت که خود زمینه تحریک مردان را فراهم کرده و متهم اصلی است.
ریشه این تحلیل را میتوان در تنظیم رابطه جنسی/قدرت توسط مردان دانست که هر عملی خلاف این مناسبت قدرت، مستوجب مجازات چه در خانه و چه در بیرون از خانه است. گویی که متجاوزان نه متهم که عامل اجرای عدالت هستند. اما تجاوز گروهی به زنی خانهدار، در منزل و در برابر سایر اعضای خانواده نشان داد که این تحلیلهای اخلاقی و از بالا را نمیتواند کمکی به کاهش آسیبها بکند که تجاوز عریان نه آسیبی اخلاقی در مناطق فقیر نشین شهری، نشاندهنده ضعف سیستم آموزشی، نهادهای مروج اخلاق و دستگاههای حمایتکننده اجتماعی است و امنیت برای شهروندان، متفاوت با امنیت قدرتمندان است.
-
|2009-11-25 11:35:21 مریممتاسفانه این اظهارنظر بیپایه و اساس رئیس پلیس تهران درباره اینکه آن زن خودش موجبات چنین اتفاقی را فراهم کرده بود، متاسفانه متاسفانه، موضوعی است که در دنیای غرب هم به عنوان دستاویزی برای کاهش مجازات فرد متجاوز عنوان میشود.
حالا اگر در غرب کسی بگوید زنی با نحوه پوشش و رفتار خود، خودش را در معرض احتمال تجاوز قرار داده است، باید پرسید در مملکت اسلامی که زنها توی 100 لایه لباس میپیچند و بیرون میآیند، این استدلال چه محلی از اعراب دارد؟!
-
|2009-11-25 17:34:53 عباسهیچ نمی توانم بگویم. فقط برای این نظام متاسفم که اینچنین موجوداتی با خوی حیوانی را تربیت کرده است...
-
|2009-11-25 18:26:42 marjan - پاسخ به احمدامنیت بخشی به بقای فیزیولوژیک باز می گردد و بخشی به توانایی دست یافتن به خواسته ها. تفاوت امنیت قدرتمندان و بقیه سطوح جامعه را در معنای توانایی زیست به سبک دلخواه در نظر گرفته بودم. البته استدلال شما درست است فشار برای حذف نیازهای واقعی جامعه به منظور تامین سبک ایده آل خود منجر به صوری سازی می شود رویه ای اخلاقی و ناتوانی در دست یابی به حاقل امنیت ها
-
این استدلال یعنی متهم معرفی کردن قربانی مکانیسمی است برای توجیه نابرابری ها و خشونتها از سوی گروهی که در قدرت قرار دارند تا به این وسیه ناکارآمدی دستگاه های تحت کنترل خویش را بپوشانند.
اما زمانی که از سوی افرادی در رتبه پایین تر قدرت انجام می شود اولا به دلیل ضعف آموزشی و در ثانی به دلیل ناتوانی خود و دستگاه اعتقادیشان در حفظ آن چیزی است که برایشان مهم است:
سعید حنایی قاتل زنجیره ای زنان خیابانی مشهد زمانی دست به این کار زد که در خیابان به همسرش تعرض شد و او زمانی که دید که نمی تواند مردان را به دلیل قدرت جسمانی حذف کند به سراغ ضعیف ترین قشر اجتماعی رفت زنان خیابانی آن هم در سلسله مراتب درونی این گروه در پایین ترین یعنی در مناطق حاشیه ای و جالب این جا است که بعد از اعدام وی گروهی اصرار داشتند که نام شهید بر سنگ قبرش بگذارند و همسرش با افتخار از او یاد می کرد و می خواست پسرش را همانند او تربیت کند
-
|2009-11-25 20:42:47 براي مريمآستانه تحريک در کشورهاي مختلف بر اساس نوع حجاب عرفيشان فرق مي کند... قطعاً اين را شما خوب مي دانيد با اين پيش فرض چرا اين سؤال در ذهن شما ايجاد شده؟!
در ايران ممکن است يک اقا با ديدن زني با لباسي پوشيده اما تنگ و 4 شيويدي مو و يک ماتيک بر لب چنان داغ کند که... در جاي ديگر ممکن است وقتي خانومي بيکيني پوشيده آقاهه داغ کند و سيمهايش بهم بپيچد...
تمام دلايل تجاوز مربوط به نوع پيشش زنان نميشه اما قطعاً نوع پوشش در اين خصوص بي تأثير نيست
-
|2009-11-26 03:41:13 مریموالا آقاهای موجود در ایران با دیدن چکمه زنونه هم داغ می کنند؛ چه برسه به ماتیک!
سوال مهم اما در این است: آیا این مشکل زنهاست؟!
نه واقعا این مشکل زنهاست؟!
من می خواهم یکی به این سوال جواب بده که آیا این مشکل زنهاست واقعا؟!
-
|2009-11-25 22:07:25 مرتضیاصلاً نمی تونم بفهمم این دلایلی که فقط نفس رذیله انسان را توجیه میکند!
برام قابل درک نیست که اگر غربزه جنسی چه زنانه و چه مردانه با میزان پوشش؛ آستانه تحریک پذیریش تغییر می کند پس گلی به جمال حیوانات که هیچ ندارند و تجاوز هم نمی کنند.
قوه اختیار و عقل پس نتیجه اش این است که برای عدم قوه جنسیه منوط به تجاوز باید پوشش را زیاد کند.
تجاوز نشانه مرض هویتی است و روحیه ی سبعویت برای متجاوز!
تجاوز تسخیر تن و یا لذت از طرف مقابل نیست بلکه فروکاستن خود به لذت است.
سرگذشت ساد و مازوخ را بخوانید ببینید که دلیل و منطق تجاوز در چیست و باید از چه بیزاری جست.
انسانی که ادعای به زیر کشیدن همه چیز را دارد باید ببیند که برای نگاه داشتن خود به چند صد گرم حجاب محتاج است.
این بحث اصلاً مربوط به دیگری نیست. مربوط به خویشتن و خود است.
آستانه تحمل قوه جنسیه ما تا به کجاست. باید فهمید که ایراد از کجا ناشی می شود که انسان به جایی فرو می کاهد که حیوان شرف دارد به آن!
-
|2009-11-26 11:42:43 مرجان والا - پاسخ به مریم و برای مریمپاسخ به این سوال که آستانه تحریک برای هر دو جنس در کجا قرار دارد سوال سختی است که جواب های پیچیده ای دارد تحریک نشدن شاید امری غیرممکن باشد مسئله شدت تحریک پذیری و نوع برخورد و رفتار پس از تحریک شدن است که کاملا به نظام های اجتماعی و آموزشی بر می گردد. زمانی که زنانگی تنها در عرصه جسمانی تعریف می شود و کالبد زنانه تنها مرز تمایز گذاری است معمولا انحرافات جنسی افزایش می یابد زن شی است که باید مالک بود ولو به صورت تجاوز در زمان عبور.
-
|2009-11-28 13:25:58 ملالقتي --- براي مريم--- ببخشيمريم عزيز!
تو در کامنت اولت اشاره کردي به اينکه متأسفانه متأسفانه در غرب هم موضوع نوع پوشش و نوع رفتار زنان علت تجاوز شناخته مي شه و در نتيجه تخفيف در مجازات آقايان...
جوابي که من به شما دادم در خصوص همين کامنتت بود نه درباره اينکه آيا مشکل زنان اين هست يا نه؟
و البته از اين سؤال شما چيزه خاصي دستگيرم نشد! نميدانم منظور شما دقيقاً چيست اما اين را ميدانم که زنان حق انتخاب آزادانه پوششان را دارند اما بايد پيه اينکه کسي در قيامدشت يا لاس وگاس به زير بزندشان را به تن بمالند! يعني هزينه انتخابشان را بدهند...
البته البته و صد البته گفتم، نوع پوشش زنان يکي از عوامل تجاوز است يعني نه ميتوان آنرا بيتأثير دانست نه ميتوان تمام علت را به گردن آن انداخت پس مجموعاً نمي توان به راحتي از کنار اين موضوع گذشت انگار نه انگار که مهم است!
همانطور که گفتم آستانه تحريک نه تنها در کشورهاي مختلف حتي در استانها و شهرهاي يک کشور متفاوت است...
ممکن است در قيامدشت به قول شما مردي با ديدن يک چکمه آمپرش داغ شود در تهران مردي با ديدن پاي لخت يه دختري که شلوار برمودا پوشيده و در لاس وگاس مردي با ديدن يه دختري که بيکيني پوشيده مخش هنگ کند و ناخوشيش (مرض روحي رواني) بالا بزند و کار به جايي که نبايد بکشد، بکشد...
| < قبلی |
|---|



















با تحلیل نویسنده مبنی بر اینکه این حوادث نشاندهنده ضعف سیستم آموزشی و دستگاههای حمایتی هستند موافقم. اما اینکه امنیت شهروندان و قدرتمندان متفاوت است را چندان نمی پذیرم. فکر می کنم وقتی آتش به جان یک جامعه افتاد کسی در امان نیست. همانگونه که در همین اثنا خبر قتل فرزند اولین رئیس کمیته که خودش مسوول حراست یک سازمان بزرگ بوده منتشر شد.
امیدوارم باز هم تحلیل هایی درباره این اخبار بخوانم. دقت نظر در اخبار حوادث، کالبدشکافی بخش واقعی و عمقی جامعه است.