نيم‌نما: روزنامه صبح وب

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

هزاران مادر مثل سهیلا

فرستادن به ایمیل چاپ
altخانم سهیلا قدیری؛ من هم اضطراب بعد از زایمان داشتم. می‌دانی؟ هر ماه یک پرستار مهربان به دیدنم می‌آمد. من را به جرم زجری که می‌کشیدم اعدام نکردند سهیلا.







هزاران مادر مثل سهیلا

شادی رامز، روزنامه نیم‌نما


خانم سهیلا قدیری؛
گمان نکنم آن‌جا که هستی این چیزها را بخوانی. لابد کارهای بهتری داری. من هم اضطراب بعد از زایمان داشتم. می‌دانی؟ اصلا خبر نداشتم که چنین چیزی وجود دارد. اصلا فکر نمی‌کردم که من -یک مشاور خانواده- به چنین بیماری‌ای دچار بشوم. ولی شدم. من بچه‌ام را نکشتم. من زجرهایی را که تو در زندگی کوتاهت کشیده بودی نکشیده بودم. من تا یک سال بعد از زایمان، هر هفته در گروه مادران دچار افسردگی و اضطراب گروه‌درمانی می‌شدم. من هر ماه یک پرستار مهربان به دیدنم می‌آمد تا حالم را بپرسد. من را به جرم زجری که می‌کشیدم اعدام نکردند سهیلا. اشک‌های من برای تو تمامی ندارد.

درهم‌ریختگی احساسان مادر*

بنا بر آمار، حدود 85 درصد زنانی که تازه زایمان کرده‌اند، طی چند هفته‌ی اول زایمان از لحاظ احساسی به هم می‌ریزند. چون این حالت خیلی شایع است، جزو دسته بیماری‌های روحی طبقه‌بندی نمی‌شود و بیشتر حالتی طبیعی در نظر گرفته می‌شود که بعد از زایمان اتفاق می‌افتد. علائم آن شامل احساس غم و ناراحتی بدون دلیل (معمولا حوالی عصر؛ به دلیل پایین آمدن سطح هورمون‌ها)، زود آزرده، آشفته، عصبانی و غمگین شدن و سریع به گریه افتادن است. با این‌که این حالت‌ها طبیعی نیستند، ولی خللی در فعالیت و توانایی‌های روزانه ایجاد نمی‌کنند. این حالت‌ها نباید بیشتر از دو تا سه هفته طول بکشند؛ در غیر این صورت مادر باید به پزشک‌اش مراجعه کند تا تست افسردگی و اضطراب بعد از زایمان را انجام بدهد.

افسرگی/اضطراب بعد از زایمان

این نوع از افسرگی حدود دو تا سه ماه بعد از زایمان خودش را نشان می‌دهد. ولی این امکان هست که زودتر هم شروع شود. نشانه‌های آن شامل موارد زیر می‌شوند:

افسردگی و احساس غم شدید
گریه‌های مکرر
بی‌علاقه شدن به فعالیت‌های روزمره
احساس گناه
احساس بی‌ارزشی و ناتوانی
تغییر در اشتها
کم شدن شدید حافظه و تمرکز
افکار منفی نسبت به خود بچه و اطرافیان (آسیب رساندن با خودکشی)
حملات اضطراب**
بی‌خوابی
افکار آشفته قبل از خواب
نگرانی شدید و دائم در مورد بچه
بی‌توجهی به بچه

روان‌پریشی پس از زایمان***

این بیماری نادر است و حدود یک تا دو زن از هزار زن به آن دچار می‌شوند. شروع آن ناگهانی و بدون هیچ مقدمه‌ی قبلی است و علائم آن بین 48 تا 72 ساعت بعد از زایمان بروز می‌کنند. علائم اولیه شامل بی‌قراری، تغییر شدید حالت‌های احساسی (یک دقیقه خوشحال و دقیقه بعد مضطرب یا گریان)، بی‌خوابی، گیجی و عدم تمرکز افکار و توهم است.

چرا این اتفاق می‌افتد؟

در 48 ساعت اول بعد از زایمان، میزان استروژن و پروژسترون موجود در بدن زن به میزان زیاد کاهش پیدا می‌کند. گروهی از دانشمندان معتقدند بعضی زن‌ها نسبت به این تغییرات هورمونی حساس‌ترند. این تغییرات وقتی در کنار عوامل دیگری مثل
مشکلات زناشویی، مشکلات ارتباطی (با خانواده یا با پارتنر)، مشکلات مالی، اتفاقات استرس‌زا (از دست دادن نزدیکان تصادف و ...)، نداشتن خانواده یا دوستان نزدیک برای کمک و همراهی، تغییر فرم بدن زن، کم‌خوابی به دلیل شیر دادن مکرر به نوزاد، زایمان سخت، احساس از دست دادن هویت، احساس اسیر بودن در خانه به خاطر نوزاد، احساس آشفتگی به دلیل به‌هم ریختن برنامه‌های معمول روزانه، سابقه خانوادگی افسردگی، قرار می گیرند ریسک ابتلا به افسردگی و اضطراب بعد از زایمان را افزایش می‌دهند.

این بیماری سخت و بسیار رنج آور است. آن را جدی بگیرید و زنانی را که تازه بچه‌دار شده‌اند درک کنید. شاید اگر قاضی پرونده سهیلا یک بار در زندگی‌اش با این موضوع روبرو شده بود، شاید اگر پرونده‌های این‌چنینی یک مشاور خانواده داشت که دست‌کم بداند این نوع افسردگی برای زنان کاملا طبیعی است، امروز سهیلا به گناه دچار شدن به دردی که روزانه هزاران زن در دنیا دچارش می‌شوند و با محبت و توجه و همراهی اطرافیان‌شان آن را پشت سر می‌گذارند، خاک سرد قبرستان نصیب‌اش نبود...

-----------------------------------------------------------------
* Baby Blues

** Panic Attack

*** Postpartum psychosis






این مطلب را ارسال کنید به ...
Balatarin Donbaleh Mohandes Del.icio.us! Facebook! Digg! Google! Joomla Free PHP
  • مریم
    خانم رامز ورودتون رو به جمع روزنامه تبریک می‌گم.

    این اولین بار است که من درباره این موضوع می‌شنوم؛ اصلا هیچ جا ندیدم از این زاویه به ماجرای اعدام سهیلا نگاه کرده باشند. بهترین مطالبی که نوشته شده بود درباره این بود که مثلا چرا سهیلا بعد از فرارش جایی را نداشت تا مجبور به تن‌فروشی و بعد بارداری ناخواسته و بعد همه اتفاقات بعدش نشه.

    من اتفاقا خیلی به این موضوع فکر کرده بودم که چطور مادری توانسته با بچه‌اش این کار را بکند و در واقع فرایند ذهنی این زن برایم قابل درک نبود؛ حتی به این هم فکر کردم که شاید بچه را کشته تا بهانه‌ای داشته باشد تا اعدامش کنند و از آن زندگی طاقت‌فرسا و آزاردهنده خلاص بشه... ولی با این توضیحات شما، تصویر سهیلا هزاران برابر مظلومانه‌تر و دردناک‌تر می‌شود... یه کسی مطلبی نوشته بود و سهیلا را گفته بود "بی‌پناه‌ترین مادر ایرانی".
    بی‌پناهی این زن چقدر حالا روشن‌تر است... "بی‌پناه" به معنای مطلق و دقیق کلمه...
  • رويا
    روح خشك و بي ملاطفت و قسي القلب بودن قانون و مكمل ِ عادل نبودن قضات ما، ما رو به اينجا رسونده.

    تمام اين تصورات و گزاره ها رو كنار اين مساله بگذاريد كه اگر با همين شرايط و قانون و اجتماع، پدري اين كار رو با فرزندش كرده بود، قصاصي در كار نبود.

    اين زن! اين موجود بالفطره گناهكار، اين جنس درجه دوم ِ هميشه مقصر، اين ...
    اين احترام ميهن من است!!!
  • مرتضی
    تبریک برای ورودتان.
    در طبقه بندی های جرم شناسی بدترین نوع قساوت، قتل است و به همین دلیل است که حتی قتل غیر عمد از مجازات سختی برخوردار است اما در همین قتل ها هم طبقه بندی های وجود دارد از نوع و سبک احساسی قاتل.
    قتل خویشاوند درجه 1 مانند پدر و مادر و خواهر و ... معمولاً از قبحانه ترین قتل هاست.
    اما در میان انها هم قتل فرزند آن هم از جانب مادر کاملاً هم نادر است و هم سخت هضمترین قتل!
    مادری که به هردلیلی عمدی و یا غیر عمدی در حالت عادی و غیر عادی به فرزند کشی روی می اورد لاجرم فردی آنومی است.
    آنومی بودنش به معنای خطر سادیستی برای جامعه نیست بلکه در طبقه بندی مازوخیسم قرار می گیرد.
    مسلماً بیشترین فردی که زجر می کشد خود آن مادر است. از لحاظ مطالعات اجتماعی ما دو نوع مرگ (خودکشی) داریم یک مرگ (خودکشی) طبیعی و یکی مرگ(خودکشی) اجتماعی در واقع این مادر خودکشی اجتماعی کرده است.
    طبعاً مرگ اجتماعی ان هم بصورت یک عمل غیر هنجاری، شدت و حدت بس بزرگتر و سخت تری برای فرد دارد.
    هیچکس نمی تواند آن مادر را بفهمد مگر خود در جای وی باشد.
    هیچ چیز نمی تواند توضیح دهد این درد را.
    تحلیل فوق العاده دقیق و علمی بود. ممنون از قلمتان
  • احمد
    شما واقعا در این داستان، قاضی را مقصر می دانید؟ آن خانواده ای که این خانم را فراری داده، آن خانواده ای که حتی در آخرین لحظه هم به سراغش نیامده، آن جامعه ای که کوچکترین فکری برای این افراد بی سرپناه نکرده، آن مردمی که هر روز از کنار این انسانها با بی تفاوتی می گذرند، آن مردمی که جز نگاه هرز، چیزی برای این افراد به ارمغان نمی آورند، آن قانونی که چنین زنی را مستحق مرگ می داند و ... پس اینها چه می شوند؟

    قاضی یک مرحله کوچک از داستان بوده که در بدترین حالت نقش یک مجری بی روح قانون را ایفا کرده و در بهترین حالت کار یک پزشک را در کمک به بیمارش برای خودکشی انجام داده.

    اما مقاله تان یک نکته علمی را بازگو کرده بود که افقی جدید به درک این پرونده باز می کرد. ندیده بودم کسی اینطور به این مساله نگاه کند. جالب بود.
  • رويا - پاسخ به احمد
    خب معلومه كه بار عمده‌اي از قضيه به دوش قاضي هستش به چند دليل
    1- صدور حكم نهايي با اونه و با هزار دليل و بهانه مي تونه از عمل به نص صريح قانون سر باز بزنه. مثلن يكيش آيتمي به نام "علم قاضي" !

    2- كسي كه دستور تحقيق و جمع اوري ادله براي اثبات جرم رو مي كنه قاضي هستش و مي تونه با خواستار انجام تحقيقات دقيق پزشكي شدن به احقاق حق فرد بيشتر كمك كنه/

    نهايتن يه قاضي با پايه گذاري الزام به استفاده از نظر كارشناسان هر رشته و فني كه در محكوميتها دخيله يه قاضي مي تونه به نهادينه شدن خيلي از روالها از جمله صدور راي منصفانه كمك كنه
  • سهیلا
    متاسفانه در قانون محکمه های ما فقط این شرع است که حکم میراند و افسوس که جا را برای عقل و بینش وسیع انسانی به طور مطلق تنگ کرده است. تمام ابعاد بشر به نوعی با احساس در گیر است و این حس در زنان پررنگتر میباشد . اگر آن قاضی شرع نیم نگاهی به احساسات مادرانه داشت شاید میفهمید که سهیلادر چه تلاطم روحی زجر آوری قرار گرفته بود که دست به کشتن نوزاد عزیزتر از جانش زد ،همچون هر انسان دیگری که در حالت جنون ممکن است به هر کاری دست بزند و برای آن قانونی تعریف شده که گویا در کشور شرعی ما به آن عمل نمیشود . و البته که سهیلای بی پناه به جرم زن بودن به مرگ محکوم شد وگر نه کم نیستند پدرانی که براحتی فرزندان خویش را میکشند و فقط با امتیاز مرد بودن و اراجیفی همچون ولی دم بودن ... حق دارند که دوباره زندگی کنندو به مرد بودن خود ببالند. من این خبر درداور را قبلا شنیده بودم و خدا میداند که از ظلمی که بر این زن درمانده و بسیار زنان دیگری که به عناوین مختلف اعدام ، سنگسار وحشیانه ، تجاوز ....در قالب شرع دچار شده بودند و " میشوند " چقدر گریستم .
  • سهیلا
    من به آمار زمین مشکوکم

    اگر این سطح پر از آدمهاست

    پس چرا اینهمه آدم تنهاست

    پس چرا اینهمه ظلم و بیداد

    همچنان پابرجاست ؟!

مبدل فارسی بهنویس بهنویس: برای تبدیل پینگلیش به فارسی / ادیتور زمانه: صفحه کلید فارسی

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
- نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. نیم‌نما، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید، خویشتندار باشید و الزامات بحث آکادمیک را رعایت کنید. در صورت مشاهده تخلف یا توهین به افراد، ممکن است دسترسی شما به بخش گفتگوها یا کل سایت مسدود شود.
ایمیل نیم‌نما: برای نقد عمومی روزنامه
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 

شناسنامه این شماره

شماره 153- شنبه 30 آبان

سردبیر این شماره: سعید صحرایی

مدیر روز: مریم کیانی

از همین نویسنده

این نویسنده در یک ماه گذشته یادداشت دیگری نداشته است


آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا نیم‌نما را در میل باکس خود دریافت کنید

Delivered by FeedBurner

خویشتندار باشیم...

دوستی ها مهمترند

آخرین عناوین سایتهای خبری

مشترک شوید

با یک کلیک، خوراک مخصوص روزنامه «نیم‌نما» را هر روز صبح در خبرخوان خود تحویل بگیرید.

RSS

تماس با ما:  info@nimnama.com


استفاده از مطالب بر اساس پروانه کریتیو کامنز، بدون تغییر و با ذکر منبع آزاد است .