«مخاطب مورد نظر، شما به دلیل حضور در تجمعات سیاسی پس از انتخابات شناسایی شدهاید و باید از ادامه این حضورها سرباز زنید.»توهمات ما ایرانیان
محمدجواد شکری، روزنامه نیمنما
هفته گذشته، پیامکهایی هشدارآمیز با مضمون این که «مخاطب مورد نظر، شما به دلیل حضور در تجمعات سیاسی پس از انتخابات شناسایی شدهاید و باید از ادامه این حضورها سرباز زنید» به تعدای از مشترکان تلفن همراه فرستاده شده است.
دوران مدرسه و شیطنتهای بچگی یادش بخیر. در مدرسهها، بین دو کلاس درس، بعد از پایان زنگ تفریح و چند دقیقهای که طول میکشد تا دوباره معلم حاضر بشود، سروصدای شیطنت بچهها بلند است. وظیفهی اصلی ناظمها برقراری نظم در این چند دقیقه است. در این موارد دو جور ناظم وجود دارد:
• بیشتر ناظمها ناگهان وارد کلاس میشوند. به صورت کاملاً تصادفی دو یا سه نفر را تنبیه می کنند، با عصبانیت دادی می کشند و در نتیجه خودبهخود بقیهی کلاس ساکت میشوند. این تنبیهات تصادفی چنان است که در طول سال تقریباً نصیب همه، از ساکتترین تا شلوغترین و از تنبلترین تا درسخوانترین شاگردان میشود. در واقع این ناظمها چون نمیتوانند تشخیص دهند که شیطنت دقیقا از سوی چه کسانی است، با ایجاد رعب و وحشت سعی در خواباندن آن دارند.
این ناظمهای عصبی و خشن، معمولا خیلی زود تنبیه بدنی را در دستور کار قرار میدهند.
• اما دستهی دیگری از ناظمها دانشآموزان را در زنگ تفریح، ساعت ورزش و در جاهای مختلف زیر نظر دارند؛ سعی میکنند شناخت نسبی از همه پیدا کنند. کمی روانشناسی بلدند. وقتی وارد کلاس میشوند، از عکسالعمل و رنگ چهرهی دانشآموزان و شناخت نسبی قبلی، به طور معمول به هدف زده و مسبب سروصدای کلاس را به دفتر مدرسه فرا میخوانند. این دسته از ناظمها معمولاً خشن و عصبی نیستند، حتی آنهایی را که به دفتر مدرسه فرا میخوانند، تنبیه بدنی نمیکنند.
دانشآموزان از ناظمهای دستهی اول، معمولاً بیشتر میترسند و در حضور آنها ساکتترند؛ اما مدرسههای این ناظمها همیشه بینظمتر و پر سروصداتر از بقیه مدرسههاست. گرچه دانشآموزان از ناظمهای دستهی دوم نمیترسند، اما این ناظمها با کنترل دانشآموزان شلوغ مدرسه، معمولاً میتوانند حجم سروصدا و بینظمی را در مدرسه کاهش دهند.
×
دستگاههای امنیتی ایران سالهاست مانند ناظمهای دستهی اول، خشن و عصبی عمل میکند؛ در این چند ساله، روزنامهنگاران و وبلاگنویسان بیشماری دستگیر شدهاند. سایتها، وبلاگها و شکبههای اجتماعی فیلتر شدهاند. تشکلهای غیر دولتی و مردمی بسیاری تعطیل و اعضایشان دستگیر شدند. آدمهای رده اول ستاد اصلاحطلبان، فردای انتخابات روانه زندان شدند. آدمهای ردهی دوم این ستاد هم چند روز بعد از انتخابات دستگیر شدند. اما روزنامهنگاران دستگیر شده آزاد میشوند، آنها مجبور میشوند خودشان وارد فضای مجازی شوند و سایت و وبلاگ راه بیندازند تا از قافله مخالفانشان در فضای مجازی عقب نیفتند، دستگیری افراد هم هیچ تأثیری در کاهش حجم اعتراضات مردمی به نتیجهی انتخابات نمیگذارد.
×
ما ایرانیها دچار توهمهای زیادی هستیم؛ توهم هنر نزد ایرانیان است و بس، توهم بهرهی هوشی بالاتر از میانگین دنیا، توهم توطئه. یکی از توهماتی که در این 50 ساله در کشور رشد کرده است، توهم قدرتمند بودن دستگاههای امنیتی کشور است. اغلب ما بر این باوریم که دستگاههای امنیتی ایران، یکی از قدرتمندترین سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی در دنیاست. اما فراموش میکنیم دستگاههای امنیتی یکی از همین سازمانهای ایرانی است که ما با آنها سروکار داریم. در کدام سازمان و نهاد دولتی در ایران، کارها به صورت قدرتمند و منظم و سیستماتیک انجام میشود که در دستگاههای امنیتی انجام شود؟ این نیروها بخشی از ما ایرانیان هستند. مگر چند درصد از افراد قدرتمند و منظم و باهوشی را که در اطرافتان میشناسید، جذب سازمانهای دولتی میشوند؟
این روزها دستگاههای امنیتی از همیشه مضطربتر هستند، این پیامکها جز نشانهی عصبی بودن، نشانهی چه چیز دیگری میتواند باشد؟
دوران مدرسه و شیطنتهای بچگی یادش بخیر. در مدرسهها، بین دو کلاس درس، بعد از پایان زنگ تفریح و چند دقیقهای که طول میکشد تا دوباره معلم حاضر بشود، سروصدای شیطنت بچهها بلند است. وظیفهی اصلی ناظمها برقراری نظم در این چند دقیقه است. در این موارد دو جور ناظم وجود دارد:
• بیشتر ناظمها ناگهان وارد کلاس میشوند. به صورت کاملاً تصادفی دو یا سه نفر را تنبیه می کنند، با عصبانیت دادی می کشند و در نتیجه خودبهخود بقیهی کلاس ساکت میشوند. این تنبیهات تصادفی چنان است که در طول سال تقریباً نصیب همه، از ساکتترین تا شلوغترین و از تنبلترین تا درسخوانترین شاگردان میشود. در واقع این ناظمها چون نمیتوانند تشخیص دهند که شیطنت دقیقا از سوی چه کسانی است، با ایجاد رعب و وحشت سعی در خواباندن آن دارند.
این ناظمهای عصبی و خشن، معمولا خیلی زود تنبیه بدنی را در دستور کار قرار میدهند.
• اما دستهی دیگری از ناظمها دانشآموزان را در زنگ تفریح، ساعت ورزش و در جاهای مختلف زیر نظر دارند؛ سعی میکنند شناخت نسبی از همه پیدا کنند. کمی روانشناسی بلدند. وقتی وارد کلاس میشوند، از عکسالعمل و رنگ چهرهی دانشآموزان و شناخت نسبی قبلی، به طور معمول به هدف زده و مسبب سروصدای کلاس را به دفتر مدرسه فرا میخوانند. این دسته از ناظمها معمولاً خشن و عصبی نیستند، حتی آنهایی را که به دفتر مدرسه فرا میخوانند، تنبیه بدنی نمیکنند.
دانشآموزان از ناظمهای دستهی اول، معمولاً بیشتر میترسند و در حضور آنها ساکتترند؛ اما مدرسههای این ناظمها همیشه بینظمتر و پر سروصداتر از بقیه مدرسههاست. گرچه دانشآموزان از ناظمهای دستهی دوم نمیترسند، اما این ناظمها با کنترل دانشآموزان شلوغ مدرسه، معمولاً میتوانند حجم سروصدا و بینظمی را در مدرسه کاهش دهند.
×
دستگاههای امنیتی ایران سالهاست مانند ناظمهای دستهی اول، خشن و عصبی عمل میکند؛ در این چند ساله، روزنامهنگاران و وبلاگنویسان بیشماری دستگیر شدهاند. سایتها، وبلاگها و شکبههای اجتماعی فیلتر شدهاند. تشکلهای غیر دولتی و مردمی بسیاری تعطیل و اعضایشان دستگیر شدند. آدمهای رده اول ستاد اصلاحطلبان، فردای انتخابات روانه زندان شدند. آدمهای ردهی دوم این ستاد هم چند روز بعد از انتخابات دستگیر شدند. اما روزنامهنگاران دستگیر شده آزاد میشوند، آنها مجبور میشوند خودشان وارد فضای مجازی شوند و سایت و وبلاگ راه بیندازند تا از قافله مخالفانشان در فضای مجازی عقب نیفتند، دستگیری افراد هم هیچ تأثیری در کاهش حجم اعتراضات مردمی به نتیجهی انتخابات نمیگذارد.
×
ما ایرانیها دچار توهمهای زیادی هستیم؛ توهم هنر نزد ایرانیان است و بس، توهم بهرهی هوشی بالاتر از میانگین دنیا، توهم توطئه. یکی از توهماتی که در این 50 ساله در کشور رشد کرده است، توهم قدرتمند بودن دستگاههای امنیتی کشور است. اغلب ما بر این باوریم که دستگاههای امنیتی ایران، یکی از قدرتمندترین سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی در دنیاست. اما فراموش میکنیم دستگاههای امنیتی یکی از همین سازمانهای ایرانی است که ما با آنها سروکار داریم. در کدام سازمان و نهاد دولتی در ایران، کارها به صورت قدرتمند و منظم و سیستماتیک انجام میشود که در دستگاههای امنیتی انجام شود؟ این نیروها بخشی از ما ایرانیان هستند. مگر چند درصد از افراد قدرتمند و منظم و باهوشی را که در اطرافتان میشناسید، جذب سازمانهای دولتی میشوند؟
این روزها دستگاههای امنیتی از همیشه مضطربتر هستند، این پیامکها جز نشانهی عصبی بودن، نشانهی چه چیز دیگری میتواند باشد؟
نظر ها (11)
-
اتفاقا یک سیستم که بخواد به طور بلند مدت کار کنه نیاز به افراد باهوش داره و مطمئن باشید که اگر افراد باهوش در این سیستم بودند، این حالت عصبی به آن دست نمی داد و نظام دچار چنین بحران های هویتی نمی شد.
-
|2009-11-21 13:15:47 امینیبهره مند شدم از نوشته شما . تجربه دیگر ی را عرض کنم که در همین روزهای بعد از انتخابات بدست آمد :
کسانی که با کشورهای اروپایی تماس می گرفتند مواجه با تماسی می شدند که بصورت ضبط شده به آنان یادآوری می نمود که با کشورهای بیگانه تماس گرفته اند و در صورت تکرار مورد پیگرد قرار می گیرند . همانگونه که ممکن است برخی مطلع باشند ، مدتی تماس با کشور انگلیس امکان پذیر نبود . یکی از بستگان که به جهت وجود فرزندش در آن کشور مدام در تلاش بوده موفق به تماس نشده و هر روز به امید آن که ارتباط مکالماتی وصل شده باشد تماس می گرفت . روزی تلفن شان زنگ می زند و باز همان نوار ضبط شده به آنان متذکر می شود که با کشور بیگانه تماس گرفته اند و پیگیری می شود . دقت بفرمائید : جالب است که شماره گیر تلفن شماره ای را نشان می داد و وقتی تماس حاصل شد معلوم گردید که خانه ای شخصی است که ربطی به این مسئله ندارد و مخابرات با این کار حتی مسئولیت عمل خود را پذیرا نشده و با دستکاری شبکه هر گونه دلیل و امکان اعتراض و پیگیری را از بین برده است .
-
|2009-11-21 14:16:53 روياالبته به نظر من در مورد دستگاههاي امنيتي قضيه مقداري متفاوت تر هستش. موضوع دستگاههاي امنيتي در اختيار كساني گذاشته شده كه ابتدا به ساكن از بدو ورود به انها تعليم داده مي شه كه وارد كاري شده اند كه بايد وظيفه و دين خود را به انقلاب و اسلام و ايران ادا كنند. اين افراد انقدر از نظر روحي و معنوي پخته مي شوند كه در تمام مدت خدمت خود هيچ تصوير ديگه اي جز خدمت خالصانه و لحظه لحظه ثواب و نيكي نمي بينند. و خودتون بهتر از من مي دونيد كاري كه بر اساس پندار انجام دهنده ي اون، با پشتوانه ي معنوي انجام و تقويت مي شه (چه به دروغ و چه به حق) چه قدر متفاوت با كارهاي سطحي سازماني ديگه است.
دقت بيشتري گذاشته مي شه. تلاش بيشتري براي به انجام رسيدنش مي شه و توان بيشتري براش خرج مي شه. و تمام اين «بيشتر» ها در حيطه ي توان خود فرد انجام مي شه نه امكاناتي كه سيستم در اختيار فرد قرار داده. و قضاوت كنيد كه چقدر مي تونه موثر باشه در خروجي كار.
به همين دليله كه خيلي وقتها تلنگري زده مي شه و اتفاقي باعث مي شه فردي خودشو از بيرون سيستم نگاه كنه و چيزهايي براش روشن بشه كه براي هميشه از بودن در اين مجموعه پشيمان و به شدت از اين فضا دور مي شه. كم نداشته ايم از اين ادمهاي نادم كه البته نگاه كه بكني از اينهمه تحت تاثير قرار گرفتن در اون محيط و ماشين وار اطاعت كردن براي اعتلاي اون براي خودشون هم عجيب و سخته.
و همه ي اين مربوط به همون تغذيه ي فكري و معنوي ابتداي كاره. كه بيمه مي كنه حضور فعال و شديد افراد رو تا انتها. مگر اينكه مهره اي سر بخوره...
-
قبول دارم که روحیه استشهادی داشتن یک ویژگی خاص و منحصر به فرد افراد امنیتی در ایران هست ولی روحیه استشهادی داشتن سبب برتری سیستمی نمیشه. میشه مثل تیم فوتبال ایران، که پر از ستاره های خوب هست ولی در گروه هیچ وقت موفق نمی شوند
-
|2009-11-21 16:47:30 مرتضیبحثتان را در مورد ناظم ها و نحوه برخورد آنها با دانش آموزان را کاملاً می پذبرم و می دانم که این الگوی تقابلی کاملاً هم در اجتماع و سیاست ما بارز و مشخص است لیکن در باب آن بهره ی هوشی که فرمودید و قدرتمند بودن دستگاه های اطلاعاتی را هم یکی از توهمات ایرانیان نامیدید(با تاکید بر این که بقیه توهم ها را قبول دارم) فکر می کنم که جای بحث بسیاری وجود داشته باشد.
اتفاقاً نمونه هایی که از عملکرد وزارت اصلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه و در نازل ترین سطح آگاهی نیروی انتظامی مشاهده می شود کاملاً نشان دهنده ی کارایی این سیستم است.
در سیستم های اطلاعاتی هر کشوری احتیاج به این نیست که تمام افراد باهوش باشند بلکه میبایست ساختار قدرتمند و هوشمند باشد.
لزومه قدرتمند بودن یک ساختار با اینکه عوامل بسیاری را شامل می شود لیکن می بایست یک ایدلوژی قوی و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری قوی داشته باشد.
مقدس کردن نظام و پایگاه و مناصب های سیاسی و اجتماعی سیاسیون بهترین ایدلوژی است که می تواند هر نوع برخوردی را با مخالفان توجیه کند.
این قدسانی کردن نظام است که ادله می شود برای سیستم هایی اطلاعاتی که هر نوع مخالفتی را به منزله معارضه و محاربه رسمی و عریان دیده و به انگ زدن به آن حبس های طولانی مدت و حتی اعدام های سیاسی را تجویز کند.
سیستم امنیتی ایران از ذهنیت اجتماعی افراد ایرانی استفاده می کند تا بتواند خود را بصورت مستمر و همیشگی در همه جا حاضر ببینید.
بعنوان مثال شما حراست دانشگاه ها ی ایران را با دانشگاه های آلمان و انگلس و هند و امریکا و ارمنستان و هر جای دیگری دنیا مقایسه کنید؟!
تنها جایی که حراست داشنگاه به حفاظت اطلاعات دانشگاه تبدیل می شود ایران است.(منظورم این است که سیستم امنیتی ایرانی در هر سطحی ؛ نوعی نیروی انتظامی رسمی است)
من کاملاً با این پنداره که سیستم امنیتی را غیر مهم و سطحی بنامیم مخالفت دارم.
قبول دارم که رفتارش عقلانی نیست لیکن این هم نوعی حفاظت است از نظام مقدس شان که مجرم را قبل از جرم دستگیر می کنند.
قویترین نوع حفاظت و سیستم های امنیتی این است که به افراد القاء شود که مخالفت جرم است و متاسفانه در ایران این امر نهادینه شده است که همه ی افراد مجرم اند.
-
گفت:اتفاقاً نمونه هایی که از عملکرد وزارت اصلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه و در نازل ترین سطح آگاهی نیروی انتظامی مشاهده می شود کاملاً نشان دهنده ی کارایی این سیستم است.
میشه مثال بزنید؟ البته من منکر اتفاقات نادر در این زمینه نیستم، اما حرکات کور و بی حساب دستگاه های امنیتی را در ایران نمی توانید منکر شوید.
اگر مجرمی را قبل از جرم بگیرن، مسلما میشه گفت نیروی امنیتی قویه ولی اگر 1000 نفر رو بگیرن که شاید 10 نفرشون مرتکب جرم بشه این اصلا نشون نمیده که این نیرو قویه، و مشخص می کنه که این نیرو نمی دونه با کی طرفه و در نتیجه نمی تونه رو عامل اصلی تمرکز کنه!
-
|2009-11-21 19:26:10 مرتضیاتفاقاً بحث منم دقیقاً به همین نکته بر میگرده!
شما می گید که کسی که برای ده نفر 1000 نفر رو بگیره این نشونه ناکارامدی و از همه مهمتر ضعف سیستم اطلاعاتی که در مرحله بعدش نشون از بی تدبیری و کم هوشی اون ها اما من نظر مخالف شما رو دارم. تا یه جاهایی با شما موافقم که برای ده نفر نباید 1000 نفر رو گرفت ولی اون ها برای نشان دادن قدرتشون به چند ده ملیون آدم حاضرن 1 میلیونشونم بگیرن!
شما راجع به دستگاه امنیتی ، اخلاقی بحث می کنین که البته کاملاً درسته ولی باید در نظر داشت که سیستم حفاظتی اصولاً اخلاقی نیست.
از طرف دیگه شما می گید که این حرکات عقلانی نیست که بدون فرض مخاطب به همه اس ام اس داده بشه و این نشانه ضعفه در حالیکه خودتونم درگیر این احساس و ذهنیتی شدید که مگه من چی کار کردم که به من اس ام اس میدن(برای مثال،فاعل هر کسی میتونه باشه)!
با نظر شما موافقم اما در بعد اخلاقی سیستم اطلاعات در مورد عملکرد عینی شون!
ارادت
-
اصلا و ابدا من بحث اخلاقی نکردم!
من کاملا فقط منظورم بحث امنیتی، بهیچ وجه سیستمی که کور عمل کنه، با ادم ها به صورت فله ای برخورد کنه، نمی تونه سیستم قوی باشه. دستگاه امنیتی مهمترین وظیفه اش اقداماتیه که در نهایت منجر به حفظ نظام بشه. وقتی که این دستگاه به صورت کور برخورد کنه، شاید بتونه ترس رو در جامعه منتشر کنه و بعضی از افراد قبل از ارتکاب عملی از انجام اون به دلیل ترس خودداری کنن. اما نکته این جاست که کور عمل کردن و برخورد فله ای یعنی اون چند نفر کلیدی شناسایی نشده اند، یعنی اون چند نفر اون فشاری که باید روشون نیست، چون فشار بر روی این همه آدم دیگه سرشکن میشه (بهر حال حجم کارهایی که هر دستگاهی می تونه بکنه محدوده، حالا محدودیت انسانی، محدودیت سیستمی، محدودیت سخت افزاری و ...) در نتیجه عده بیشتری از اون چند نفر می تونن به اهداف اصلیشون نزدیک تر شن. یک نکته دیگه هم اینه که برخورد فله ای سبب کاشته شدن بذر کینه در بین مردمی میشه که هیچ کاری هم نکردن، در نتیجه وقتی جرقه ای زده میشه این مردم هم مثل جریانات بعد از انتخابات به خیابون ها می ریزن، و کینه ها و عقده های سی سالشون رو داد می زنن. حفظ نظام وقتی سیستم امنیتی عصبیه، در نتیجه مردم عادی عصبین و اون چند نفر اصلی هم کم تر تحت فشارن، کار بسیار سخت تریه.
-
|2009-11-21 22:12:55 احمد- درباره نتیجه بحث ( اینکه ایرانیان درباره قدرت سازمانهای اطلاعاتی دچار توهم شده اند) با نویسنده موافقم. البته فکر می کنم در همه دنیا، قدرت سیستم های امنیتی- اطلاعاتی در نگاه مردم بزرگمایی شده است. هر دو طرف هم در این بزرگنمایی موثر هستند. در ایران هم که تئوری توطئه بسیار شایع است، منطقا چینی تلقی هایی هم راحت تر رشد می کنند.
- درباره مثال ناظم و کلاس، به نظرم چندان مثال گویایی نیست. چون مساله ایران، شبیه کلاس و مدرسه ای است که هر کلاس اش تعداد بسیار زیادی دانش آموز دارد و ضمنا اکثریت نزدیک به مطلق با افراد مخالف و معاند است. بنابرین ناظم در بهترین حالت می تواند افراد موافق را شناسایی کند نه مخالف را. مثلا در کشوری که تظاهرات سه میلیونی علیه حکومت صورت می گیرد واقعا چه انتظاری می توان داشت. نظامهای اطلاعاتی برای کنترل یک دهم بلکه یک صدم این تعداد مخالف هم ساخته نشده اند. با این حال مثال گفته شده تصویر خوبی از مدل اداره جامعه ما (ناظم اول) ارایه می کند.
به طور کلی مقاله خود و ساختار یافته ای بود. آقای شکری ذهن استدلالی زیبایی دارد.
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| بعدی > |
|---|



















شاید اتفاقا باید آرزو میکردیم این افراد از جمله آدمهای باهوش و تحصیلکرده جامعه بودند؛ چون اتفاقا بلایی که افراد نادان میتوانند بر سر روشنفکران و متفکران یک جامعه بیاورند، به مراتب سنگینتر و سهمگینتر از بلایی است که احتمالا همتایان باهوششان میتوانستند بیاورند!