
آنقدر مدتي است فضا تلخ و رنج دهنده شده كه نهيب بزني به خودت كه رنجي به چه قيمت؟ وقتش رسيده بگويي خداحافظ سردبيري و بروي.
خدانگهدار سردبير
رويا دلشاد، روزنامه نيم نما
رويا دلشاد، روزنامه نيم نما
پيچيدگي زندگي صنعتي و مشقتهاي گاه و بيگاه و خواسته و ناخواستهي بشر امروزي آنقدر خاص شده، كه ديگر بتواند به راحتي اولويتبنديهاي بشر قرن بيست و يكم را دستخوش تغيير و تحولات بنيادي كند. همچون نيازهاي روحي و معنوي از قبيل آرامش، شادي، تعالي، و خودسازي و بسياري از نيازهاي ديگري كه با ورود دغدغههاي روزمره، به حاشيه رانده ميشوند و به نوعي، اسارت را براي انسان ِ نان و آب و اكسيژن به ارمغان ميآورند.
اين روزها، با نيمنگاهي به آنچه در اطراف هر كدام از ما در حال اتفاق است به خوبي شاهد بروز تغيير و تحولات آرامي كه در لايهلايهي اجتماع در جريان است؛ خواهيم بود. يكي از اين تغييرات در نورديده شدن مرزهاي اطمينان عمومي مردم توسط رسانههاست.(1)
حجم اخبار متنوع و گوناگوني كه اين روزها همچون سيلي افسار گسيخته از سوي رسانهها براي تسخير اذهان عمومي جاري ميشوند و با بيتدبيري و پيش از اطمينان به صحت وسقم آنها، تنظيم و تدوين شده و به سوي خبرگزاريها و سايتها و روزنامهها و مجلات، ارسال ميگردد؛ موجي از بياعتمادي را نسبت به رسانههاي گروهي اعم از سنتي و نوين بهوجود آورده است و در خوشبينانهترين حالت اخبار منتشر شده در اين روزها لازم است تا مدتي بهصورت معلق در ذهن ذخيره گردد تا اگر پس از گذشت مدت زمان خاصي، تصحيح و يا تكذيب نگرديد، آنها را پذيرفت.
چهچيزي سبب شده با اينكه هر فرد بدون كمترين تخصصي، به اين تغيير موقعيت كاركرد رسانه به كژكاركرد، پي ميبرد اما رسانهها به انتشار اخبار غير موثق خود همچنان با شتاب و هيجان ادامه دهند؟ آيا اين توليد هيجان و يا در نگاهي دقيقتر، ايجاد شك و شبهه در اذهان عمومي و بهرهبرداريهاي هدفمند از اين رويكرد، ارزش هزينهاي كه اين رسانهها به خود تحميل ميكنند را دارد؟
آيا رسانه متقابلا به كمك اذهان عمومي جهت رشد و توسعه خود نياز ندارد؟ آيا سلب اين اعتماد عمومي كه با نشر اكاذيب و انتشار مكرر اخبار غيرقابل اطميناني كه با فاصلهي كمي از انتشار، تكذيب ميشوند؛ خسارت قابل جبراني است؟
گذشته از نگاه رسانهاي به اين موضوع، آيا چنين مسالهاي در شان يك جامعهي دينمدار كه (گذشته از بررسي علمي و منطقي اين مساله) ادعاي اخلاقگرايي و دينمحوري دارد؛ است؟ آيا هجوم امواج انتشار اخبار ضد و نقيض و غير موثق كه مصداق عيني دروغ پراكني و تهمت و افترا (كه از مهمترين اصول مد نظر اديان و اخلاق است) نبايد توسط دولتمردان و حاكمان اين سرزمين مهار شود؟
آيا اخلاق، اين روزها پايمال شده و افراد، اينچنين جسورانه مرزهاي اخلاق را در نورديده و به نقل هر خبري بيهيچ منبعي اقدام مي كنند يا لايه هاي بالاي جامعه (ردههاي دولتمردان) تهديد عليه منافع خود، در انتشار اخبار واقعي كه منتشر ميشود، مي بينند و از قدرت خود استفاده و به دروغ ، اخبار موثق را تكذيب ميكنند؟
به هر ترتيب چه موج انتشار اخبار كذب از سوي رسانه ها و بر اثر زيرپا گذاشتن الزامات اخلاقي و حرفهاي توسط آنان باشد و چه موج تكذيبيه ها، خلاف حقيقت باشد، نتيجه واحد است. بي اعتمادي و سردرگمي مخاطب و ناامني ذهني افراد جامعه در مقابل هجوم اين اخبار.
آيا مدعي العمومي كه داعيهدار دفاع از حقوق عامه است و به نمايندگي از مردم بايد به احقاق حقوق ملت بپردازد، در مقابل اين تشويش عمومي اذهان، مسوول نيست؟
آنقدر مدتياست بر اثر حاكم شدن فضاي مسموم رسانهاي، اين روزها، تلخ و رنجدهنده شده است كه تامل در آنها نيز آزار دهنده است. و آنقدر كه گاهي شماي سردبير كه مسوولي اما ناتوان باشي، نهيب بزني به خودت كه رنجي به چه قيمت و وقتش رسيدهباشد كه بگويي خداحافظ سردبيري و بروي.
___________________
1- چند نمونه از اخباري كه فقط طي ديروز تكذيب شده است:
صدور نامه آزادی زیدآبادی تكذیب شد
حداد عادل:به وزیرارشاد نامهای ننوشتهام
انتشار لیست جدید مراجع تکذیب شد
فهرست خوانندگان ممنوع الصدا تکذیب شد
نظر ها (16)
-
|2009-11-19 08:38:16 نرگساخلاق و اعتماد و احترام و خیلی دیگر از اصول انسانیت خیلی کمرنگ شده این روزها ! قبول رویای عزیز که تلخ میگذرد بسیاری ازاین روزهایمان . اما سردبیر عزیز پنجشنبه های نیم نما بمان مثل همیشه خوب و امیدوار و شاد تا ببینیم روزهای خوب در پیش رو را به خواست خدا . بمان و یاد اوری کن که برای حفظ شعار دوستی ها مهمترند باید احترام گذاشت به عقاید دیگران و رعایت کرد حریم هر انسان را . ممنون.
-
|2009-11-19 14:11:12 روياترس نداره وحيدآقا. دنياي كوچيكيه. از هر درش كه بري بيرون از يه در ديگش باز چشم تو چشم مي شن آدماش. ارادت!
-
|2009-11-19 08:41:03 مصطفييعني چي اوونوقت؟ منظورتون وداع با نيم نما كه نيست؟ اولا كه اين وصف حال براي رسانه هاي دولتي و ضد دولتي افراطي صادقه وحتي اگر هم بخواد در مورد نيم نما صادق باشه ما هميشه شعار اصلاحات داديم و از اوون حمايت كرديم پس اگه نتونيم (من به عنوان يك خواننده و شما به عنوان هيئت تحريريه) روزنامه رو اصلاح كنيم چطور توقع داشتيم ديگران مملكت رو اصلاح كنند. دوم اينكه به شخصه(مجددا تأكيد مي كنم به عنوان يه خواننده)بسيار طرفدار مطالب شما هستم چه در روزنامه نيم نما چه در سايتهاي ديگه و تصور نيم نماي غير رويايي دلشاد كننده نيست.
-
|2009-11-19 16:06:39 مرجان رزاقعنوان مقاله رو ديدم با توجه به غيبت هفته پيش شما فكر كردم نكنه ميخاي ديگه سردبير اينجا نباشي
و وقتي خوندم خيالم راحت شد
با اين اوضاع كه اخلاق جزء گم شده ي جامعه شده كه ادم بعضي وقتا ميخاد به كل قيد زندگي در اين خاك رو بزنه و بره
ولي بعضي وقتا بايد موند و ساخت
طوري كه ديگه خراب نشه
موفق باشي
-
|2009-11-19 16:07:11 امینیدر چنین فضایی که شما مجسم نمودید ، انسان فقط به رویا دلشاد است . اگر آن هم نباشد که دیگر هیچ در هیچ است . هنگامی که نتوان امیدها را زنده نگاه داشت ؛ حتی ترسیم و تجسم آن مشکل است .
-
|2009-11-19 16:44:30 ناشناساي خواهر شما ديگه چرا اينطور با حال و بي حالي يه نمه ياس انداختي وسط كه اين طور بچه هاتونو دل نگران كردين اولش! در عين حالي كه تاس اعتراض مي اندازين كه خود در زمين اعتراض نشسته ايد قاعده بازي اينه كه سينه سپر، سر بالا كمي خنده به لب حالا محكم به پيش! گفته باشم وگرنه بي خبر همه پس مي افتن!
-
|2009-11-20 11:39:08 رویامخاطبم در اين نوشته بيشتر سردبيرها بود. شايد به عنوان آخرين حلقه ي اميد. به نظرم سردبیرهادر این میان وظیفه ی جدی برای جلوگیری از تشدید این روند دارند و می تونن در جلوگیری از توسعه ی این فضا تاثیرگذار باشن. اشتباه می کنم؟
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| < قبلی | بعدی > |
|---|


















