نيم‌نما: روزنامه صبح وب

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

شکست جنبش سبز؟

فرستادن به ایمیل چاپ

altجنبش سبز، هدف اصلی اش را بر" شنیده شدن صدای همه ی افراد" گذاشت، همان شعاری که شهروندانش را به درجه اول و دوم تقسیم نمی کرد.

 

 


شکست جنبش سبز؟
مرتضی ارشاد، روزنامه نیم نما




پس از گذشت چند ماه از انتخابات 88 و حوادث مابعد آن، حال به زمانی رسیدیم که شرایط لازم برای تئوریزه کردن این وقایع و تحلیل عقلانی از آن فضاها شکل گرفته است. بحث پیرامون ساختار تحلیل و پایه‌ی تحلیل، خود یک بحث جداگانه و البته پر از ابهام است که کار را برای همسانی از این پروژه‌های (علمی یا شبه علمی) تحلیلی دشوار می نماید.
در این  بررسی جای دارد بازگردیم به فلسفه تشکیل اپوزیسیون، با تاکید بر  شکل‌گیری و حیات جنبش سبز، که بعنوان رویکرد و نمایه‌ی فعلی شبکه اجتماعی معترض ایران، مطرح است.
اپوزیسیون را کسانی شکل می دهند که سازگاری با فضای موجود را لازمه ترقی نمی‌دانند و جنبش در این معنی به افرادی اطلاق می شود که ایشان علاوه بر خرد، کنش‌ها و واکنش‌های فردی، می‌بایست در یک پیوستار و مناسبات جمعی و عمومی نیز نقش ایفا کرده و به تعبیری با یک "مای مشترک" امور را اداره کند.
جنبش سبز  هدف اصلی اش را بر "شنیده شدن صدای همه‌ی افراد" گذاشت، همان شعاری که شهروندانش را به درجه اول و دوم تقسیم نمی کرد، سبز اندیشان در قبل انتخابات و بعد آن خواستار بازگشت عقلانیت و اصالت دهی به قانون بودند. این معیارهای کلی لیکن باید می‌توانست خود را به شکلی نمایش داده و بازتولید کند که با محدودیت همه جانبه حاکمیت، به صورت شبکه های اجتماعی نامحدود و پراکنده در آمد.
از سویی دیگر ما باید مباحث بعد از انتخابات را را به دو سطح تقسیم کنیم: سطح برونی جنبش سبز، باز می‌گردد به مجادلات  این جنبش با نظامی که از اصولش پیروی نمی کند و در سطح درونی، به بحث‌هایی در داخل جنبش و طیف‌های مختلف تشکیل دهنده جنبش سبز معطوف می شود.
در باب  سطح برونی، سخنان به حق و نابحق  زیادی رانده شده است، لیکن اگر ما جنبش سبز را یک تیم بزرگ فرض  کنیم که انسجام و همبستگی اجتماعی،  سرمایه نمادین آن است، باید سطح داخلی  را جدی‌تر بگیریم. وجود طیف‌های  مختلف در دل جنبش با یک طیف گسترده اندیشه‌ای و دینی یک موقعیت کاملاً حساس را رقم زده است.
اگر جنبش سبز  با یک نگاه دینی صرف و با اندیشه سیاسی  مشخص اصلاح طلبی حد وسط، به پیش  رود و یا با یک اندیشه بی دینی رادیکال- سیاسی چپ گرا، مسلماً دولت حاکمه  از این فرصت استفاده کرده و این  تعارض داخلی را به صورت یک تعارض  ذاتی در دل جنبش تبدیل می کند، که خود  باعث نابودی جنبش می شود.
مناسب ترین سازو کار جنبش آن است که بصورت حداکثری،  به سکولاریسم سیاسی و دینی روی  آورد (سکولاریسم به معنای غیر دینی و نه بی دینی)، تنها در این شرایط  است که اندیشه های مختلف در دل جنبش به یک میزان و به یک اعتبار ابراز  خواهند شد و این امر باعث آن می‌شود که آن هم زیستی برابری که لازمه ی استیلای جنبش سبز بر شرایط حاضر است، بصورت نفی خشونت، پیش آید.
شکست جنبش سبز و یا هر جنبش اجتماعی دیگری که بصورت کثرت گرا ایجاد شده  است در آن است که در مجادله بین خود و دیگری‌اش یک باب انحرافی  گشوده شود که بین خود – خود به تفتیش سیاسی و عقیدتی دست بزند. بازی سیاسی که دولت، جنبش سبز را به آنسو می‌برد، چیزی نیست جز تعارض درون جنبشی که بیم آن را پدید می آورد که پایان جنبش، یک سرخودگی عمومی پسا مشروطه ای گردد و برای همیشه پرونده اش بسته شود.

 

 



این مطلب را ارسال کنید به ...
Balatarin Donbaleh Mohandes Del.icio.us! Facebook! Digg! Google! Joomla Free PHP
  • مریم
    گفت:
    اگر جنبش سبز با یک نگاه دینی صرف و با اندیشه سیاسی مشخص اصلاح طلبی حد وسط به پیش رود و یا با یک اندیشه بی دینی رادیکال- سیاسی چپ گرا مسلماً دولت حاکمه از این فرصت استفاده کرده و این تعارض داخلی را به صورت یک تعارض ذاتی در دل جنبش تبدیل می کند...

    من متوجه جمله اول این بخش نشدم. یعنی متوجه نشدم چرا نگاه دینی با اندیشه اصلاح‌طلبی باعث سوءاستفاده دولت حاکمه می‌شه؟

    1. این مساله (سکولاریسم) را باید به سمع و نظر آقایان کروبی و موسوی رساند؛ این دو نفرند که اتفاقا هر از چند گاهی با تاکید بر مواضع مذهبی و دینی و بازگشت به راه امام یاد همه می‌آوردند که فکر نکنید خبرهای دیگری هم از نظر ما هست!

    2. الان فکر می‌کنید در باب جنبش سبز این "مای مشترک" وجود دارد؟

    3. تحقق سکولاریسم را حتی در چارچوب جنبش سبز با توجه به ویژگی‌های جامعه ایرانی عملی می‌دانید؟

  • مرتضی
    خیر عرض بنده بر این است که زمانیکه دو دسته کلی و معارض با هم در جنبش سبز ایجاد شود ، بعنوان مثال در یکسو مذهبی های اصلاح طلب و در سوی دیگر سکولاریست های رادیکال(نافی دین)(تنها مثال بود، تاکیدی بر عناوین ندارم)، دولت از معارضه داخلی سود جسته و با چنگ زدن به احتلافات این دو طیف عملا آن جنبش را نابود می کند. به بیان ساده تر دو دستگی بهترین راه کاری است که می تواند هر نهاد ، جنبش و اجتماعی را از اهداف دور کرده و یا آن را ناکارامد کند و از بین ببرد.
    در باب سئوالات نیز به ترتیب معتقدم:
    1. در این باب من هم نظر شما نیستم. فکر نمی کنم که این دوستان بصورت تحمیلی می خواهند عقایدشان را به مردم وانمود و تحمیل نمایند. عرض بنده هم در همین است که باید همه ی افراد ابراز عقیده نمایند لیکن به هیچ وجه من الوجه به قضاوت و ارزش گذاری میان اندیشه ها دست نزنند.
    بعنوان مثال چگونه یک فرد مذهبی در دل جنبش باید بتواند با یک مارکسیستی که نه اسلام را می شناسد و نه خدا را قبول دارد کنار بیاید. این امر میسر نیست مگر با جلوگیری از تفتیش عقاید و سکولاریسم ساختاری!
    در سکولاریسمی که بنده به آن معتقدم تمام افراد با هر پایگاه اجتماعی و اندیشه ای از اعتبار یکسانی برخوردارند و مذهبی را بر غیر مذهبی برهان و پیشی نیست. لیکن جامعه با دموکراسی حداکثری و اتفاق آراء تشکیل و اداره می شود. مدل نمایه این جامعه هند است که بصورت کاملاً بومی و محلی اقوام ، اندیشه ها و مذاهب مختلف در کنار یکدیگر و با احترام به یکدیگر زندگی می کنند و کسی را کافر و یا نجس تصور نمی کنند. دولت هم با هر اندیشه ای که سر کار بیاید نه می خواهد و نه می تواند که بر اقلیتی فشار بیاورد و دست به تفتیش عقاید بزند.
    هیچ ایرادی ندارد که منی که بر آرمان های میر حسین معتقدم و بعنوان مثال شمایی که نیستید هم دوش هم به احقاق حق ملتمان بپردازیم بی اینکه نه من خودم را بر دوش شما تحمیل کنم و نه شما به من!
    ساختار سیاسی آینده را هم یک دموکراسی حداکثری شکل داده و با سکولاریسم سیاسی به تمامی جریان ها آزادی اندیشه و بیان و از همه مهمتر آزادی کنش و عمل بدهد.

    2.به نظرم این مای مشترک هم وجود دارد و هم ندارد. با بیان بهتر این مای مشترک نوعی از احساس وحدت و کثرت است. به نظرم هر فرد سبزی احساس می کند که میلیون ها مثل خود را در کنارش دارد و هر آیینه کسی که از کنارش عبور می کند به نوعی با وی است در حالیکه این حس به صورت سنسوریل درک نمی شود و عینی نیست.
    این " مای مشترک" در حال شکل گیری است اما باید دقت کرد که مای مشترک نباید به حذف ماها و فرد های کوچکتر از خود بپردازد و با رویکردی توتالیتر قدرت را در خود جمع کند. مای مشترک باید جمعی از فرد های متنوع باشد.
    ما برای همسان کردن مردم را کنار هم جمع نمی کنیم(این مختص حکومت های سوسیالیست است) بلکه ما برای کثرت و تنوع فرهنگی و اندیشه ای برای آزادی های مشروع و مصرح و ... در کنار همیم تا با انسجام به پیش رویم.
    شعار جنبش سبز هم در این است که صدای همه است و نه صدای یکی به واسطه پشتیبانی همه از او!

    3.به نظرم جبهه ای که از سوی عامه مردمه حتی مذهبی نسبت به سکولاریسم گرفته می شود به علت ذهنیتی است که از این واژه دارند. در ذهن عامه مردم معنایی که با قطعیت تمام اشاعه یافته است سکولاریسم به معنای بی خدایی و نفی کاملاً دین است. در حالیکه این یک معنای رادیکال و جز از سکولاریسم است.
    سکولاریسم یعنی حکومتی غیر دینی! غیر دینی با بی دینی متفاوت است. در حکومت بی دینی مانند نمونه های بی شمارش در اروپا و حتی آسیا، نهاد قدرن به زور می خواهد دین را از صحن اجتماعی مردم حذف کند و این موجب تضاد و دلخوری های سطحی و عمیق اجتماع از دولت می شود. در حالیکه در سکولاریسم غیر دینی، نهاد سیاست از دین جدا می شود و این دو هماهنگ نمی شود.
    اصلاً این مهم نیست که ما بگوییم سکولاریسم تا ذهن مردم تغییر نکرده. همین که به مردم نشان دهیم نظام سیاسی مد نظر ما همانا جای تمام آن هاست مطمئناً بهترین رفلکس اجتماعی را خواهیم داشت.
    احترام و ارزش و اعتبار متقابل بر پایه ی اخلاق کانتی(که معتقد بود همانگونه با دیگری برخورد کن که اگر جای او بودی توقع داشتی او با تو بر خورد کند) بهترین راه حل برای یک نظام سیاسی در بافت اجتماعی همچون ایران با این تنوع قومی و فرهنگی زیاد است.
    من معتقدم که این جامعه دیر یا زود محقق می شود زیرا که راهی جز این نمی بایست به پیش گرفت.
  • احمد
    گفت:
    مناسب ترین سازو کار جنبش آن است که بصورت حداکثری، به سکولاریسم سیاسی و دینی روی آورد (سکولاریسم به معنای غیر دینی و نه بی دینی)، تنها در این شرایط است که اندیشه های مختلف در دل جنبش به یک میزان و به یک اعتبار ابراز خواهند شد و این امر باعث آن می‌شود که آن هم زیستی برابری که لازمه ی استیلای جنبش سبز بر شرایط حاضر است، بصورت نفی خشونت، پیش آید.


    خوب این یک حرف حسابی است. ولی آیا میرحسین هم این را قبول دارد؟ - که به اعتقاد بعضی پدرخوانده جنبش سبز است-

    مقاله زبان پیچیده ای داشت ولی من فکر می کنم با ایده محوری آن موافقم. هرچند ایجاد تفرقه، در وضع کنونی، نگران جدی من نیست زیرا تا آنجا که من می دانم، ایرانی ها معمولا تا لحظه پیروزی، اتحاد خود را حفظ می کنند ولی همیشه در مرحله راه اندازی و اداره یک جامعه است که متوقف می شوند و صحنه را به یک دیکتاتور جدید واگذار می کنند. در واقع به نظر من، کانون توجه متفکران ایرانی باید این پرسش باشد که چطور می شود یک ساختار دموکراتیک پایدار به وجود آورد نه اینکه چطور می شود یک ساختار غیر دموکراتیک را فروریخت.
  • مرتضی
    به نظر شما اینکه میر حسین می گوید: بنده در این جنبش پشت سر مردم حرکت می کنم و نه در جلوی آن ها چه معنی دارد؟؟
    اصولاً، رسماً و قانوناً میر حسین به هیچ وجه ادعای این را نداشته که وی می خواهد جنبش را اداره کند و برای آن سیاست گذاری کند. البته او بعنوان یک فرد حق این را دارد که اندیشه های خویش را اعلام کند(بنا بر وجه غیر تحمیلی است که تا به حال در دستور کار میر حسین بوده و خواهد بود زیرا اگر نباشد وی در وهله ی اول به آرمان های خودش پشت کرده) و کسانی هم که شاید کم و شاید بی شمار در کنار و پشت سرش قرار گیرند لیکن میر حسین ادعای و فعل تحمیل کردن اخلاق و ایده اش را بر همان ها هم ندارد.
    هر کسی از جمله من ، شما و تو، او و همه به یک میزان می توانند نظرشان را اعلام کند و در نهایت قدرت به کسانی واگذار شود که به شیوه دموکراسی و با رای اکثریت از طرف تمام مردم انتخاب شود.
    آن موقع هم قدرت نه می خواهد و نه حق دارد و نه می تواند که به اقلیت ها و افرادی که از لحاظ دسته بندی با آن ها هم قرینه نیستند حتی ذره ای فشار آورد.
    ساختار سیاست باید که ایدلوژی زدایی شود حال این ایدئولوژی می خواهد دین باشد و یا علقه ی سیاسی و اندیشه ای و ...!
    تنها راه کار اداره جامعه یک ساختار سیاسی بی طرف است که من آن را سکولاریسم غیر دینی می نامم.
  • حسینی
    به نظر من به علت حضور اقشار مختلف با گرایشات دینی و مذهبی متفاوت و انعطاف پذیری که طیف مذهبی جنبش سبز (نه کسانی که به عنوان رهبران جنبش سبز شناخته می شوند) دارند، این سکولاریسم قابل تحقق باشد، البته اگر مانند انقلاب، در میانه کار هزار دایه ی مهربان تر از مادر (طبق معمول از طیف مذهبی) پیدا نکند.
  • مرتضی
    نظر شما کاملاً درست و قابل مطالعه است که باید بر روی آن ساعت ها بحث و گفتگو شود تا با تئوریزه کردن آن راه بر انحراف و یا نادیده گرفتنش بسته شود تا جنبش سرنوشتی مانند انقلاب نیابد.
    البته به نظر من اولین و جدی ترین گام را همان بزرگان اصلاحات که به نوعی در ابتدا متصدی امور جنبش سبز بودند برداشتند و این موضوع را اعلام کردند که در جنبش سبز هیچ راهبری وجود ندارد مگر خود مردم و اراده ی اکثریت و هر شهروند حقی مشابه با دیگری دارد از جمله رجلان سیاسی که در اصلاحات هستند.
    لیکن تنها خود مردم و از همه مهمتر تک تک افراد جنبش سبز هستند که نباید نه خود را بی مسئولیت ببینند و نه خود را همه کار!
    بلکه هر کسی باید تمام ذهنش جنبش و پیروزی آن باشد در حالیکه به تمامی دوستان سبز و حتی غیر دوستان سبزش به یک میزان(میزان را برای همه از جمله خود یکی بداند) اعتبار بدهد.
    جنبش باید کثرت فرد ها باشد با هر عقیده ای!
  • نصیرالدین جعفری
    متاسفانه من مفهوم "سکولاریم دینی " موجود در پاراگراف ماقبل آخر را متوجه نشدم. آیا امکان توضیح آن وجود دارد؟
  • مرتضی
    بله البته
    در ابتدا این نکته که بنده قائل به وجود سکولاریسم دینی نیستم بلکه تئوریم سکولاریسم غیر دینی است.
    سکولاریسم غیر دینی را هم اینگونه تعریف می کنم که نظام سیاسی که در اجرا؛ نظارت، عملکرد و تمام شئونش از اعم ایدئولوژی از قبیل دین و فرقه و اندیشه و ... بری باشد. این ساختار لزوماً یک ساختار بی طرف خواهد بود.
    بعنوان مثال فرد (ایکس) را تصور بفرمایید که بعنوان یک ریس جمهور از سوی اکثریت مردم در این ساختار انتخاب شده است. این فرد یک وجهه فردی دارد و یک مسئولیت اجتماعی!
    در وجهه اجتماعی او یک دین دار مذهبی می تواند باشد اما در ساختار سیاسی او باید یک فرد سکولار باشد تا بتواند با یک نگاه بی طرفانه به تمامی گروه ها بنگرد.
    این تئوری منشعب از مدل های اروپایی و آمریکایی نیست به هیچ وجه بلکه اتفاقاً در صدر اسلام هم دیده می شود.
    ائمه اطهار هیچ بار و در هیچ کجا حتی برای یکبار در مسائل سیاسی دین خویش را دخالت ندادند.
    آیا پیامبر که اولین حکومت دینی را در در مدینه النبی بنا گذاشت سیاستش بر معارضه و حذف غیر خودی ها بود؟؟
    خیر ،ایشان اتفاقاً با رافت با تمام اندیشه ها برخورد می کرد حتی با کافرها(باید دقت داشت که پیامبر به جنگ و معارضه با قریش و دیگران نپرداخت بلکه کارشکنی های آن ها ما را بدانجا سوق داد).
    اما حال در زمانه ی اکنون ما، هند بهترین مثال این گونه ساختار سیاسی است(خدا را شکر دیگر کسی نمی تواند بگوید که ما آمریکایو صهیونیستیم در این زمینه)!
    در زمینه فرهنگی هند، شما در یک خیابان راه می روید در حالیکه در سر خیابان مسجد مسلمانان در دیوار به دیوارش معبد بوداییان و در انتهای خیابان مقبره هندو ها! تمامی افراد در آن مرز و بوم به یکدیگر احترام می گذارند و از قبل این احترام به دیگری است که هر کس مجال امنیت و ابراز عقیده سود می جوید.
    به نظرم این پتانسیل در ایران هم وجود دارد. زیرا که در طول تاریخ کم نبوده که افرادی بعضاً با اندیشه های مخالف در کنار یکدیگر می زیسته اند.
  • مرجان والا
    انعطاف پذیری لازمه بقای هر موجودیت اجتماعی است. این انعطاف پذیری کمک خواهد کرد تا تمام پتانسیل ها مورد استفاده قرار بگیرند و هم چنین در صورت رخ دادن بحران گروه های گوناگون بردباری و هماهنگی با سایر بخش های جامعه داشته باشند.
  • مرتضی
    بنده انعطاف پذیری را بیشتر با معنای بی طرفی و امکان اعلام حضور همه به یک میزان، می خوانم.
    ما در اپیزودهای تاریخی مان به مراتب دوران های اینچنینی را داشته ایم.
  • امینی
    این برداشت منتج به نتیجه گیری بهترین فراز نوشته بوده ، خیلی عالیست و کاملا با آن موافقم . متشکر آقای ارشاد .
    اگر جنبش سبز با یک نگاه دینی صرف و با اندیشه سیاسی مشخص اصلاح طلبی حد وسط، به پیش رود و یا با یک اندیشه بی دینی رادیکال- سیاسی چپ گرا، مسلماً دولت حاکمه از این فرصت استفاده کرده و این تعارض داخلی را به صورت یک تعارض ذاتی در دل جنبش تبدیل می کند، که خود باعث نابودی جنبش می شود.
  • ناشناس
    من نمي دونم چرا آقا مرتضي خان سعي دارند كه طوري بنويسند كه خيلي پيچيده تر و عميقتر و سواد بالاتر به نظر برسد طوري كه همين محمود خان احمدي نژاد ما هم متوجه نشه! خب آقا جان مگه شما در ميانگين سني جووناي نويسنده همين سايت تشريف نداريد؟ گيريم كه باسوادتريد اما دليل بر صقيل! نويسي نيست. اصلا آقا مرتضي اين يك اصل است كه ساده نويسي البته همراه درست نويسي بيشتر نشانه سواد عميق است تا سمبليك نويسي!
  • حسینی
    خیلی جالبه که نقدهای اینجوری معمولاً با نام ناشناس ثبت می شن.
    درخواست ساده نویسی از یک نویسنده کار بدی نیست که مجبور باشید اسمتونو مخفی کنید، مگر اینکه فراموش کرده باشید اسمتونو بنویسید.

مبدل فارسی بهنویس بهنویس: برای تبدیل پینگلیش به فارسی / ادیتور زمانه: صفحه کلید فارسی

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
- نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. نیم‌نما، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید، خویشتندار باشید و الزامات بحث آکادمیک را رعایت کنید. در صورت مشاهده تخلف یا توهین به افراد، ممکن است دسترسی شما به بخش گفتگوها یا کل سایت مسدود شود.
ایمیل نیم‌نما: برای نقد عمومی روزنامه
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 

شناسنامه این شماره

شماره 151- چهار شنبه 27 آبان
سردبیر این شماره: مرجان حسینی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا نیم‌نما را در میل باکس خود دریافت کنید

Delivered by FeedBurner

خویشتندار باشیم...

دوستی ها مهمترند


استفاده از مطالب بر اساس پروانه کریتیو کامنز، بدون تغییر و با ذکر منبع آزاد است .