اعظمِالسادات فراحی، همسر محمود احمدینژاد با شرکت در اجلاس بانوان نخست کشورهای عضو سازمان غیر متعهد برای نخستین بار زنی را به عنوان بانوی نخست ایران مطرح کرد.
بانوی نخست
مرجان والا، روزنامه نیم نما
First lady عنوانی است که نخستین بار به همسران روسای جمهور ایالات متحده آمریکا اطلاق شد. سالهای پایانی قرن 19، آمریکا با وجود تعارضهای طبقاتی و نژادی گسترده درونی، کشوری دارای آیندهای سرشار از پیشرفت، رفاه و آزادی تصویر میشد. به این ترتیب در حالی که حاکمیتهای سیاسی در اروپا با بحران مشروعیت مواجه میشدند، آمریکا در اوج قدرت به دنبال اسطورهسازی سیاسی پیرامون تاریخ کوتاه مدت خود بود تا بتواند پایههای خود را تقویت کند.یکی از این مناسک ایجاد نقش بانوی نخست بود. زنی که اگر چه در طولانیترین مدت 8 سال بیشتر این عنوان را در اختیار نمیگرفت اما میبایست همطراز عنوان ملکه در کنار مرد نخست سرزمین پاسدار سنتهای پسندیده زنانگی نظیر عطوفت، ظرافت، اخلاق و وفاداری باشد.
حضور مستقیم و بی واسطه زنان در حوزههای سیاسی به صورت نمایان امری متاخر است و تعداد زنانی که تا قبل از جنگ جهانی دوم به صورت انتخابی دارای قدرت تصمیمگیری و اجرایی سیاسی شدند بسیار اندک است. امر سیاسی به معنای عملکرد در حوزه قدرت، ارتباط مستقیمی با اسطورهسازی و مناسک دارد. این اسطورهسازی و رمز آمیز بودن وجه مشترک هویت زنانه و امر سیاسی است. در جوامع سنتی، زنان بر اساس الگوهای کهن فرهنگی مانند ارتباط خونی و نقشهای زنانه مانند مادر و دختر و همسر، وارد سیاست میشوند. زنان در کشورهای آسیای جنوب شرقی نظیر بنگلادش و هندوستان، از نظر قرار گرفتن در پستهای بالای سیاسی، بسیار سریعتر از زنان کشورهای اروپای غربی عمل کردهاند، بدون این که موقعیت شکننده زنان در سایر گروههای اجتماعی تغییر چندانی کردهباشد. به بیان دیگر در کشورهای بحرانزده و غرق در خشونت، زنان عموما در نقش مادر ملت، برای برقراری وحدت، وارد عمل شدهاند. در کشورهای اروپایی نیز زنان ابتدا مسولیتهایی را در اختیار میگیرند که در حوزه زنانگی قرار دارد نظیر آموزش و پرورش، بهداشت و محیط زیست. زنان ایرانی نیز عموما با توجه به روابط خانوادگی وارد حوزههایی تصمیمگیری و نه اجرایی مانند مجلس و شورای شهر میشوند.
به این ترتیب در حوزه سیاسی که هنوز هم میتوان آن را فضایی مردانه تصور کرد، بانوی نخست یک کشور چه نقشی را بر عهده میگیرد؟
زنان در مقام بانوی نخست، عموماً وظیفه حمایتی را بر عهده دارند. حمایت از همسر به عنوان اصلیترین چهره سیاسی و در مرحله مهمتر حمایت از مردم. شاید به همین دلیل، در یک اقدام نمادین، هیلاری کلینتون، همسر خیانتکارش را بخشید تا خانواده/جامعه آمریکایی دچار بحران نشود. اقدامات خیریه نظیر تشکلهای حمایت از حقوق گروههای آسیبپذیر جامعه، شرکت و برگزاری مجالس مهمانی و اقداماتی نظیر این برعهده بانوی اول است تا فضا سیاسی و اجتماعی را به سمت آرامش ببرد و در کنار چهره مصمم و گاه خشن مردانه سیاست، چهره مهربانی را به نمایش بگذارد. حتی در حوزه کشورهای خلیج فارس که حاکمیت سیاسی، مشروعیت خود را با اتکا به قدرت نظامی و اقتصادی به دست میآورد، بانوان اول عمدتاً به اقدامات فرهنگی و اجتماعی دست میزنند و گاه چهرهای محبوبتر از همسران خود دارند (نظیر موقعیت فرح پهلوی در ایران قبل از انقلاب). اما بعد از انقلاب 1357 همسران رییسجمهوران، پردهنشین و حامی مطلق همسران خویش بودند و جز به ضرورت خاطرهگویی سخنی از آنان نبود. رویکردی که در دوران اصلاحات و به ویژه مجلس ششم تغییر کرد. زمان تبلغات انتخابات ریاستجمهوری، زهرا رهنورد به دلیل داشتن چهرهای مستقل، فرهنگی و فعال در حوزه دانشگاه، توانست این شائبه را به وجود بیاورد که ایران بار دیگر صاحب بانوی نخست میشود که چنین نشد. اما این برگ برنده موسوی در انتخابات، در کنار حضور همیشگی و فزاینده زنان در اعتراضات بعد از انتخابات به حدی چشمگیر بود که احمدینژاد در مرحله اول، تابوی حضور زنان دردولت را شکست و در مرحله بعد همسرش را روانه چنین اجلاسی کرد، اقداماتی شتابزده که باعث خشم گروههای سنتی و مذهبی جامعه ایرانی شد و تمسخر و نه رضایت گروههای معترض را به دنبال داشت.
-
|2009-11-18 08:12:43 ناشناس - يه سوال بي ربطاگه هيلاري كلينتون رئيس جمهور آمريكا ميشد بيل كلينتون هم ميشد آقاي اول آمريكا؟
-
|2009-11-18 08:18:21 مریممطلب جالبی بود که اطلاعات مفید بسیاری داشت.
من نمیدانم عمر اجلاسهای بانوان نخست کشورها چند سال است و اساسا هر چند سال یک بار برگزار میشود، اما ظاهرا این اولین مرتبه بعد از انقلاب است که چنین اتفاقی صورت میگیرد. (درسته؟) شتابزده یا غیر شتابزده، نفس روی دادن چنین اتفاقاتی برخی تابوهای مسخره و بیمعنی را که هیچکس نمیداند از کجا و چرا سردرآوردهاند، میتواند بشکند.
یعنی به نظرم لازم نیست در عمل سیاسی، اول تئوریها را تکمیل کنیم بعد دست به عمل بزنیم؛ یعنی وقتی میخواهیم برای اولین بار وزیر زن انتخاب کنیم و تابوی وزارت زنان را بشکنیم؛ بحث درباره اینکه این زن به اندازه کافی مدیر و مدبر و آشنا به امور مربوطه هست یا نیست و یا آیا مثلا بهترین گزینه موجود در این خصوص هست یا نیست، مال "اولین" دوره انتخاب وزیر زن نیست...
-
|2009-11-18 09:44:28 احمدمنطقا این کار عاقلانه به نظر نمی رسد و باید جزو سنت های جاهلیت طبقه بندی کرد. مقدمه شما خیلی گویا و خوب نشان داد که این موضوع شبیه سازی شده سنت پوچ و بی منطق سلطنت و ملکه است.
به عبارت دیگر در جایی که شایسته سالاری حاکم باشد به هیچ روی نباید روابط سببی و نسبی موجب قرار گیری افراد در جایگاه خاصی شود.
به نظرم بسیاری از زنان شایسته و کوشا در جامعه هستند که چنین نقش هایی را بر عهده بگیرند.
-
|2009-11-18 14:28:01 نصیرالدین جعفریاگر حافظه ام درست یاری کند و در حوالی دو سال بعد رییس جمهور شدن همسرشان، فکر می کنم یک بار هم همسر آقای خاتمی در اجلاسی در رابطه با کمک به خانواده های فقیر خاور میانه شرکت کردند ولی مطمئن نیستم.
-
|2009-11-18 23:57:19 مرتضیمن کاملا با نظر احمد موافقم که زن اول سوقات اندیشه دیکتاتوری و سلطنت طلبی است.
بانوی اول انتخابی نیست و این با روح دموکراسی و آریستوکراسی و حتی الیگارشی هم مغایرت دارد.
بانوی اول، به نظرم یک پدیده درست و منطقی نیست.
اگر عقلانیت را در نظر بگیریم، افرادی مانند کلینتون، رهنورد و ... و ... خودشان مولفه های انتخاب شدگی را دارند و بانوی اول ادله ای برای پوچی این سیستم است.
تشریفات و حرکت های دپلماتیک را نباید با ساختار سیاسی در هم آمیخت!
البته این نظر شخصی است و تعمیم نمی دهم.
| بعدی > |
|---|


















