در این روزهای پراتفاق، در روزنامه فروشیها، قبل از تیترها، عکس جوانان زیباروی سریال عامه پسند دلنوازان جلب توجه میکند.
تمایل سازی تلویزیونی
سعیده رضوانی، روزنامه نیم نما
در این روزهای پر خبر و پر اتفاق، در دکههای روزنامه فروشی، قبل از تیتر روزنامهها، عکس جوانان زیبا روی سریال عامه پسند «دلنوازان» توجه را به خود جذب کند که هر یک ژست خاصی گرفتهاند و آرایش، مدل مو و لباسشان به گونهای است که مخاطب را به سوی خود جذب کند.
از بین این چهره های جوان، اشخاصی چون حدیث میر امینی (روشنک)، سحر قشقائی (یلدا)، سمانه پاکدل (مهتاب) جزء جوانان جدید و تازه کاری هستند که از طریق همین سریال به مخاطبین معرفی می شوند.
چرا حسین سهیلی زاده کارگردان این سریال شبانه از چنین بازیگران جدیدی در سریالش بهره برد؟
در غرب فنی وجود دارد به نام صنعت «تمایل سازی رسانههای غربی» که بر اساس آن، کار رسانه ها، ساختن ستارهها برای جامعه است. رسانه سپس او را به یک الگو و محبوب برای جامعه تبدیل می کند به نحوی که مخاطب، هویت خود را از او کسب می کند، اما پس از چندی همین رسانه این الگو را تخدیر می کند و چون مخاطب دچار بیهویتی میشود، نیاز به الگوی دیگری پیدا می کند و باز همان رسانه، ستاره و الگوی دیگری برای جامعه می سازد و همچنان این چرخه تداوم دارد.
نمونه چنین حادثه ای را در مورد زندگی خصوصی بازیگران ایران می توان دید که دیگر از هیچ حریم خصوصی برخوردار نیستند و هر روز حادثهای در مورد آنها رخ می دهد و نقل محافل می شوند.
یک روز سی دی خصوصیترین بخش زندگی یک بازیگر، دست به دست، رایانه به رایانه پخش می شود، روز دیگر بلوتوث حضور یکی از ستارگان سینمای ایران (محمد رضا گلزار) در پارتی های شبانه، گوشی به گوشی و دست به دست می چرخد، روز دیگر خبر از ممانعت خروج یکی از هنرمندان از ایران (مجتبی میر طهماسب، فاطمعه معتمد آریا و ...) در سایتهای خبری قرار میگیرد و خلاصه همین بازیگرانی که بسیاری از جوانان ما آرزوی این را دارند که در جایگاه آنها قرار گیرند، معروف شوند و عکسشان بر جلد مجلات زرد قرار گیرد، چندان از آسایش خانوادگی و حریم خصوصی برخوردار نیستند.
متأسفانه رسانه، با مخاطب، کاری کرده است که از یک سو آرزوی شهرت در جوانانی که بازیگر شدن را محال می دانستند با دیدن حضور چنین نابازیگران جوانی که تخصص چندانی در بازیگری ندارند و انتخاب شدنشان صرفاً به خاطر چهرهشان است، دست یافتنیتر شود و به صرف داشتن چهرهای زیبا و داشتن یک آشنا در عرصه تلویزیون و سینما به شهرت یک شبه امیدوار می شوند. امروزه با حضور در یک سریال شبانه به چنان شهرت، محبوبیت و پولی می توان دست یافت که جوانان می توانند تحصیل را فراموش کنند و در صدد یافتن راه هائی برای بازیگر شدن باشند.
در این سریال شخصیتها سفید سفید و یا سیاه سیاه هستند و صرفاً به دلیل موضوع رمانتیک و عاشقانه اش، حضور چهره های جوان و جذاب و تیتراژ پایانیاش، از سوی جوانان و خانوادهها مورد توجه قرار می گیرد، به نحوی که قبل از ساعت 8:45 جلوی تلویزیون در انتظار شروع سریال محبوبشان لحظه شماری می کنند و در هر محفلی از چگونگی پایان آن حرف می زنند.
مرد هنوز در نقش یک شوهر سنتی است که دست بزن دارد و همسر را در خانه حبس می کند، زنان اگر به جایگاه شغلی بالا برسند، جو گیر می شوند و بیننده صرفاً به صورت یک مخاطب منفعل، جذب ظاهر بازیگر شده و به همین پر شدن چند دقیقه شبهای پائیزیشان رضایت میدهد.
-
|2009-11-18 10:40:07 احمدگفت:متأسفانه رسانه، با مخاطب، کاری کرده است که از یک سو آرزوی شهرت در جوانانی که بازیگر شدن را محال می دانستند با دیدن حضور چنین نابازیگران جوانی که تخصص چندانی در بازیگری ندارند و انتخاب شدنشان صرفاً به خاطر چهرهشان است، دست یافتنیتر شود...
من متوجه نشدم "از سوی دیگر" چه می شود، چون تا اینجای کار که تاسف نداشت!
با توصیفی که کردید، به ذهنم رسید که شاید ما در حال حرکت به سمتی هستیم که شاه رفت. یعنی شاید حکومت بخواهد با دادن بخشی از آزادی های ظاهری، ریش اش را از دست مردم خلاص کند. ولی در مسایل بنیادی تر ریشه اش را محکم تر بدواند. ممنون از گزارش خوبتان.
-
|2009-11-18 22:34:08 سعیدهجواب مریم:
دقیق اطلاع ندارم ولی فکر کنم بشه: tendency making
ولی در عین حال براتون می پرسم
جواب به احمد:
درسته مرسی از اینکه اینقدر با دقت خوندید واقعن از سوی دیگر نداشت!
ولی خب اصل حرف من همین بود که رسانه مخصوصن در ایران برای جوانان ستاره و الگو می سازد بعد همین ستاره ها رو می کوبونه زمین و بعد هم سردرگمی مخاطب و ... تازه با اوضاعی که پیش گرفته ستاره شدن رو از دید همین جوونا خیلی ساده کرده!
راستش سیاستی که تلویزیون ایران پیش گرفته اینه که با پخش سریال های شبانگاهی که هر شب از شبکه های سیما پخش می شوند دنبال جذب و در نتیجه معتاد کردن مخاطب به برنامه های تلویزیون است تا یه مقدار اوضاع نابسامان کمبود مخاطبشان رفع شود، فکر کنم از سوی دیگر همین بود!
راستی ببخشید دیر جواب دادم امروز اصلن نتونستم کانکت شم!
-
|2009-11-18 23:45:02 مرتضیخب اگر من هم بگویم که از سوی دیگر نداشت به این نتیجه می رسی که با دقت خوانده ام دیگر!
تمایل سازی به نظرم یکی از ترفند های اساسی مسخ تمدنی است.
رسانه ها با هژمونی تصویری و با تسریع در کثرت پخش تصاویر در ابتدای امر این ذهنیت را اشاعه می دهند که این عمل یک عمل فرهنگی است. لیکن این کاملاً جهت دهی به افکار اجتماعی است.
به حق موضوع و ایده و نگارش عالی بود.
کم پیشمی آید که متنی را دوست داشته باشم.
دوست داشتم
-
|2009-11-19 00:37:35 سعیدهآره کلن به این نتیجه رسیدم که همه با دقت خوندند غیر از خودم که بی دقت نوشتم! البته دلیل دیگری هم داشت که بگذریم!
بله اگر واقعن عمل، فرهنگی بود یه چیزی به فرهنگ ملت افزوده می شد نه اینکه آنچه که از همین قاب تلویزیون برای ملت ترویج داده می شه ضد فرهنگ باشه
در ظاهر اگر به حرفهای عامه در کوچه و خیابون تاکسی و اوبوبس گوش کنین می بینین که خیلی هم از دیدنش لذت بردند (چیزی که من با تمام وجود شنیدم و درک کردم و تعجب هم!) ولی ای کاش مردم ما می تونستند درک کنند ورای این همه به ظاهر زیبائی چه چیزی داره بهشون القا می شه
در ضمن شما لطف دارین!
| < قبلی |
|---|


















