
جنبش سبز باید آنچنان با برنامه دست به اصلاح بزند که 30سال بعد، مجبور نباشد گردنش را جلوی نسل های آینده به نشانه عدم توانایی در انتخاب مسیر کج کند.
انقلاب 57 و جنبش 88علی ابنان، روزنامه نیم نما
بیست و دوم بهمن هزار و سیصد و پنجاه و هفت، مردم ایران بعد از پانزده سال آزادی خواهی طی
یک انقلاب توانستند نظام حاکم در ایران را تعویض نمایند. سی و یک سال بعد در
بیست و دوم خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت، مردم ایران بازهم بدنبال آزادی خواهی جنبشی را آغاز کردند که حداقل هدف شان تعویض تفکر حاکم بر نظام فعلی است. هر دو اتفاق در روز بیست و دوم و
هر دو اتفاق به هدف آزادی خواهی. هر دو اتفاق پس از تنگ آمدن شرایط موجود بر مردم و هر دو اتفاق به قصد اصلاح شرایط. در هر دو اتفاق سرکوب مردم توسط نیروهای نظام حاکم و در هردو نیز، مقاومت مردم جهت نیل به اهداف بلندپروازانه.
اما در کنار تمامی این شباهت ها، بزرگترین نزدیکی این دو واقعه، که به نظر می آید مهمترین شباهت شان هم باشد در عدم آینده نگری وقایع بعد از پیروزی توسط مردم است. مردم ایران در بهمن 57 به درستی نمی دانستند بعد از سرنگونی رژیم شاهنشاهی چه باید کرد و بدون هیچ برنامه ریزی برای آینده انقلاب را پیش بردند و این همان آفتی است که امروز در روند پیشرفت جنبش سبز نیز مشاهده می شود. اگر مردم در سال 57 با برنامه ریزی و آینده نگری بهتر می توانستند نظامی را پایه ریزی کنند که اندیشه دیکتاتوری در آن جایی برای رشد نداشته باشد و اگر سیاست را فدای دیانت محض نمی کردند، شاید امروز آن نظام نیازی به اصلاح نمی داشت و جوانان دو نسل بعد از آن، نیازی برای راه اندازی جنبش سبز احساس نمی کردند. همین آفت اگر گریبان راهبران جنبش سبز را نیز بگیرد، اگرچه که درآینده در اهدافش موفق شود، اگرچه که در اصطلاح پیروز شود، اگرچه که تغییرات و اصلاحات اعمال شود، اما بدون برنامه پیش بردنش مطمئنا در ادامه راه به آن آسیب های جدی وارد خواهد آورد.
آغاز فعالیت این نهضت ملی به قبل از انتخابات ریاست جمهوری برمی گردد و دوره اصلی فعالیت آن به بعد از انتخابات. متقاضیان تغییر در سیستم مدیریت ایران پس از ناامیدی در هدف شان با داستان انتخابات ساختگی خرداد88، تبدیل به متقاضیان تغییر در حاکمیت ایران شدند. سپس با رهبری چند شخصیت برجسته و مردمی این جنبش در 5ماه اخیر توانست مسیر چندین ساله فعالیت های مشابه را طی کند؛ اما به راستی امروز رهبر واقعی جنبش سبز کیست؟ هدف واقعی آن چیست؟ بدنه سبز آن را چه کسانی تشکیل می دهند؟ همسویی خواسته های آنان تا چه حد سنجیده شده است؟
به نظر می رسد امروز جنبش سبز و رهبران آن باید آنچنان مستحکم و با برنامه ریزی دقیق دست به اصلاح بزنند که سی سال بعد و یا بعدتر از آن، مجبور نباشند گردنشان را جلوی نسل های آینده به نشانه عدم توانایی در انتخاب مسیر صحیح کج کنند؛ آنطور که نسل اولی ها و انقلابیون، امروز به آن گرفتارند.