نيم‌نما: روزنامه صبح وب

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

احمدی‌نژاد و گروگان‌گیری 58

فرستادن به ایمیل چاپ
altنکته جالب مراسم 13 آبان، غیبت احمدی‌نژاد بود و اینکه چطور از خیر این فرصت برای فریادزدن بر سر استکبار جهانی گذشت.

 

 


احمدی‌‌نژاد و گروگان‌گیری 58

مریم رمضانی، روزنامه نیم‌نما

سخنرانی حداد عادل در تجمع روز سیزده آبان امسال(1388) در برابر محل سفارت سابق آمریکا در تهران، تاحدودی عجیب بود. از قبل انتظار می‌رفت این مراسم سخنران نداشته باشد و یا شخص مهم‌تری برای سخنرانی بیاید ولی گویا دولت ترجیح داده بود برای کمی معطل کردنِ نیروهای بازیگوش دانش‌آموزی که یک روز از شر رفتن به مدرسه‌ برای شرکت در تظاهرات خلاص شده بودند، بالاخره کسی را برگزیند. حرف‌های حداد عادل مثل همیشه تکرار حرف بالاسری‌ها بود و درواقع هیچ نکته‌ی غیرمفروضی نداشت. نکته جالب، غیبت احمدی‌نژاد بود و اینکه چطور از خیر این فرصت برای فریادزدن بر سر استکبار جهانی و دکلمه کردن همراه با حرکات دست و پا گذشت. یکی شاید احساس خطر حکومت برای جان او بود و دیگری برائت چندباره جستن از تئوری شرکت او در گروگان‌گیری سال 1358.

شاید رجوع به این سخن حمیدرضاجلایی‌پور جالب‌توجه و هم روشنگر باشد: آقای جلايی‌پور گفته است که محمود احمدی‌نژاد در زمان گروگان‌گيری در دانشگاه علم و صنعت تحصيل می‌کرد و موضعی به مراتب افراطی‌تر داشت!

این موضع افراطی‌تر به چه معناست؟ شاید همه‌ی ما، هم بدانیم و هم ندانیم ولی می‌توانیم حدس‌هایی بزنیم. تصور این‌که چه چیز می‌تواند از فکر تسخیر ناگهانی و درواقع حمله به سفارت(بخشی از خاکِ کشور)آمریکا(یا هر کشور دیگر) افراطی‌تر باشد شاید تنها کُشتن شهروندان آن کشور است! به عبارت دیگر این احتمال وجود دارد که منظور احمدی‌نژاد با اعلام اینکه در گروگان‌گیری و بازجویی‌ها نقشی نداشته است این باشد که عملاً آن را حرکتِ انقلابی مؤثر و به‌دردخوری نمی‌دانسته است. این که احمدی‌نژاد هرگز صراحتاً از این حرکت دفاع نکرده است و دائم تأکید دارد که مخالف‌اش بوده است، علی‌رغم اینکه یک ژست تبلیغاتی برای قرن بیست و یکم و دوران ثبات! به حساب می‌آید، جدایی او را از گروه‌هایی چون دانشجویان خط امام نیز نشان می‌دهد. فارغ از این مسئله که دانشجویان خط امام که اکثرشان اکنون در جبهه‌ی اصلاحات قرار دارند، که بوده‌اند و دقیقاً چه چیز می‌خواسته اند، دوری احمدی‌نژاد از آنان دوری از "خمینیسم" متداول آن سال‌هاست. او هرگز آیت‌الله خمینی را در حد همتایان خود تقدیس نکرده است و بیش‌تر بر وجوهِ اسلامی (و نه لزوماً انقلابی و ایرانی) چون امام زمان و مهدویت تکیه دارد. او آشکارا موضع خود و امثال خود را بر رهبر انقلاب اسلامی ارجح می‌داند. او هرگز در عکسی در کنار آینت‌الله خمینی دیده نمی‌شود و مانند میرحسین موسوی عکس دسته‌جمعی، و اوقاتی نزدیک و لحظاتی انفرادی با وی نداشته است. او صرفاً این خلأ را با پشتیبانی آیت‌الله خامنه‌ای پر کرده است .

گویا احمدی‌نژاد قصد دارد تمام اصول دیکتاتوری را رعایت کند و این خودمختاری و پیرو خود بودن‌اش تنها یکی از آن‌هاست. من نمی‌خواهم از این بحث، نتیجه‌ی خوب بودن یا بد بودن نزدیکی با بنیانگذار انقلاب اسلامی را بگیرم. آن‌چه می‌خواهم برآن تأکید کنم این است که روحیات احمدی‌نژاد از آن دانشجوی "به مراتب افراطی‌تر" تاکنون تغییری نکرده است. او مالکیت را از دست خمینیست‌ها خارج کرده و به نام او با اسب خودش می‌تازاند. حتی اگر فرضاً شایعات بسیاری را که در مورد اعمال او و در این‌جا مشخصاً بازجویی از گروگان‌ها وجود دارند باور کنیم، می‌توان گفت او با فرض حضور در جمع بازجویان، گروگان‌گیرها و تأکید بر سختگیری بر آنان لابُد قصد اصلاح عقیده‌ی گروگان‌گیرها و خط دادن به آنان را داشته است و نه هم‌راهی با آنان را.

 

 



این مطلب را ارسال کنید به ...
Balatarin Donbaleh Mohandes Del.icio.us! Facebook! Digg! Google! Joomla Free PHP
  • مرتضی
    مطلب جالب و البته حاشیه سازی بود خانم رمضانی
    نکته ای که فکر می کنم تو مطلبتون جا افتاده این که احمدی نژاد در آن زمان درست است که در تسخیر سفارت همراهی نکرد اما از طراحان اصلی حمله به سفارت شوروی بود که عملی نشد هیچوقت!
    خیلی ها احمدی و ان حلقه کرج بی مثالش را امپریالیست می دانند یعنی کسانی که با بازار آزاد تعریف می شوند.
    به نظر من هم این گذاره کاملاً درست است که سیاست های اقتصادی دولتی نیز یک همچین ایده ای را تقویت می کند.
    اطلاعات زیادی در این مورد است که بحث و لینکش در این مجال نمی گنجد.
    اما آن کناره گیری از اصطلاح خمینیسم را فارغ از بار ارزشی اش کاملاً موجه میدانم. یک جمله کلیدی در مناظره میر حسین و دیکتاتور این بود که دیکتاور گفت: در زمان امام سیاست گذاری ها ان بود که شما کردید اما الان سیاست ها تغییر کرده و نظام چیز دیگری می خواهد.
    اگر بخواهم تفصیلش بدهم به حتم نشریه مهر و موم می شود.
  • میم. ر.
    بله، "آن" جا افتاده. ممنون ام از اشاره ای که داشتید.
  • مریم
    نکته انحرافی:

    خانم رمضانی با این حساب تصور نمی‌کنید عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد؟!

    :)
  • میم. ر.
    میخوای زیر زبون آدمو بکشی... :دی
  • امینی  - .... و به آقا مرتضی
    از استدلال و شاهد آوردن شما بر سخن آقای جلائی پور خیلی خوشم آمد . ضمنا با آن پارگراف آخر و سخن آخرین آقا مرتضی موافقم . آقا مرتضی شما هم که مثل ما مصلحت طلبی کردی !!
  • میم. ر.
    متشکر ام.

    نفرمایید آقای امینی! جناب مرتضی آقایی کرده اند. -:)
  • امینی
    سلام خانم . آقا مرتضی که استاد من هستند . از ایشان آموخته ام در همین اندک ، بسیار . ولی سخنی بود بین من وایشان . مقصود آنجا بود .
  • عباس
    نکات جالبی داشت توی متن تون.
    عدم وجودت ارادت ویژه به "آیه اله خمینی" و "افراطی تر بودن" احمدی نژاد از دیدگاه شما و شانسی که دنیا آورد از جدایی وی از دانشجویان خط امام!

    خانم رمضانی!
    به نظرتون اگه احمدی نژاد جای اصغر زاده فتیله ی این تجاوز رو روشن کرده بود، الان موضع اش چی بود؟ از کارش دفاع می کرد یا با سکوت از کنارش می گذشت؟!
  • میم. ر.
    مرسی.
    راست اش من فکر می کنم جوری از کار اش حمایت می کرد که الآن از نظراتِ خفن-کارشناسانه اش دفاع می کند. در واقع به قول شما دنیا شانس آورد که وی در گروه خط امامی ها نبود چون همان زمان ها بدون اینکه نظر کسی را بخواهد می رفت مثلاً دخل منتظری را می آورد. فکر نمی کنم او هرگز در باب چیزی سکوت کند. ایشان یا مخاطب را مسخره می کنند یا تهدید می کنند و البته همواره در پایان می خندانند. اگر او روزی درباره ی چیزی سکوت کرد یعنی یا نشنیده است یا معنایش را نفهمیده است.



    در کل اگر بخواهم نظری کلی درباره ی این گوهر ناسُفته بدهم، فکر می کنم او بیش از اندازه مرموز و پنهانکار و در عین حال بچه ای برون-ریز است. البته عقیده ندارم که این مرموز بودن اش از هوش یا زیرکی یا حتی رندی باشد. او به علت بی انگیزگی نسبت به آینده ای پویا برای دنیا و مردم و کشور اش (چون از نظر ایشان آینده ای جز کُن فیکون شدن دنیا و لاجرم آمدن امام زمان و سَوا کردن ایشان از خیل مشتاقانِ در رکابِ حضرت وجود ندارد)، همچنین به دلیل خودرأیی و خودمحوری و اصولاً فکرنکردن اش، مرموز جلوه می کند.
    مثل هر خِنگِ مرموز دیگری در دنیا، تنها و تنها تحلیل رفتار و نگاه ها و حرکات فیزیکی اش برای شناخت اش کافی ست (یعنی درست در جایی که همه ی سیاستمداران و بلکه تمام مردم دنیا جانب احتیاط و عقلانیت را می گیرند او خود اش را وا می دهد. چیزهایی مثل ظاهر آبرومند، چگونه دست دادن، چطور ژست گرفتن و غیرو. بهانه اش این است که مردمی ست ولی در اصل ناشی ست و می خواهد ضعف و بی علاقگی و عدم شناخت اش را با عنوان خاکی بودن و با مردم بودن بپوشاند اما هرگز نمی تواند اختیاردار کامل وجنات اش باشد. او روشی مضحک برای همه ی اینها دارد. ناراحتی، خشم و بی خردی قبل از این که در کلام و سخنرانیهای استهزا آمیز ایشان خطاب به همه چیز در جهان! مشهود باشد، در نوع حرکات اش هویدا ست. چنین کسی قطعاً از این بابت که ما را از وجود آدمی چون او انگشت به دهان می کند عجیب و مرموز و یگانه است نه به این دلیل که چیزی از این اتفاقات سر اش می شود). ولی به علت "شغلی" که ایشان در حال حاضر دارند، آدم مجبور است به آن بخش شغلی ی قضیه هم توجه کند و رفتارشناسی و نوع راه رفتن و خندیدن و حرکات دست و پا را بگذارد برای زمانی که انشاالله ایشان برای استراحت و خستگی درکردن به آسایشگاهِ آدم های خسته!، منتقل شود.

مبدل فارسی بهنویس بهنویس: برای تبدیل پینگلیش به فارسی / ادیتور زمانه: صفحه کلید فارسی

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
- نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. نیم‌نما، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید، خویشتندار باشید و الزامات بحث آکادمیک را رعایت کنید. در صورت مشاهده تخلف یا توهین به افراد، ممکن است دسترسی شما به بخش گفتگوها یا کل سایت مسدود شود.
ایمیل نیم‌نما: برای نقد عمومی روزنامه
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 

شناسنامه این شماره

شماره 141 - شنبه 16 آبان

سردبیر این شماره : مریم کیانی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا نیم‌نما را در میل باکس خود دریافت کنید

Delivered by FeedBurner

خویشتندار باشیم...

دوستی ها مهمترند


استفاده از مطالب بر اساس پروانه کریتیو کامنز، بدون تغییر و با ذکر منبع آزاد است .