نيم‌نما: روزنامه صبح وب

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

فراخوانی برای صاف کردن دیوارهای اوین

فرستادن به ایمیل چاپ
altشعار "سران اغتشاشات، اعدام باید گردند" می‌تواند کاملاً برعکس، بر ضد طرف دیگر جریان در دادگاه استفاده شود؛ چون هر طرفی اشخاص به خصوصی را "سران اغتشاشات" می‌داند.





فراخوانی برای صاف کردن دیوارهای اوین


مریم رمضانی، نیم‌نما
1
مهم‌ترین حرفِ این روزها و نقطه‌ی پایان هر خبر و تحلیلی باید پافشاری بر این باشد که قبل از هر چیزی، زندانیان آزاد شوند. (همان‌هایی که احمدی‌نژاد در نطق پیش از خطبه‌های دیروز، "ضُعَفا"یی نامیده است که زُعَمایشان دارند اَلَکی آزاد می‌چَرخَند!). همان زندانیانی که توسط عده‌ای ناشناس، به شکلی پنهانکارانه (مثلاً به عنوانِ پیکی که بسته‌ای دَم در آورده)، همراه با آزار اهالی‌ی خانه و همسر و بچه‌های فرد دستگیر شَوَنده، و همراه با تفتیش ِ بدون حُکم منزل‌شان، بدون هیچ مدرک و هُشداری، حتی در موارد زیادی با ضرب و شتم، و به سیاق "قوانین جنگل" دستگیر شده‌اند. محض اطلاع عموم، تمام این موارد، ناقض قانون اساسی‌ کشور است.

اگر یک ناظر بیرونی، (موافق دولت یا مخالف)، حتی از یکی از موارد نقض شده چشم‌پوشی کند نمی‌تواند عادلانه این وضعیت را بسنجد و هر نظر یا حکمی که صادر می‌کند، نادرست خواهد بود. کسی که موافق برگزاری‌ بیدادگاه های فعلی است، یا اعتراف مجرمان را باور می‌کند به طریق اُولی دارد موافقت‌اش را با نحوه‌ی دستگیری‌ غیرانسانی و غیر شرعی‌ زندانیان اعلام می‌کند. موردِ قابل ذکر دیگر این است که، اشخاص دستگیر شده روزنامه نگار یا فعال سیاسی بوده اند و نه تروریست تحتِ تعقیب. زندانی‌ای که به این شکل مفتضحانه و بدون رعایت اصول اولیه‌ی یک دستگیری‌ معمولی، دستگیر شده مطمئناً در زندان با وضعیت مُشابه و به مراتب بدتری مُواجه خواهد شد. کسی که در زمان دستگیری مورد هجوم قرار می‌گیرد و دنده‌اش می‌شکند یا کتک مفصلی می‌خورد به نظر شما که ناظر هستید (صرفاً ناظر و نه حتی مُنصِف)، با چه چیزی در زندان برخورد خواهد کرد؟ چنین کسی اگر هم خیلی دل‌اش بخواهد نمی‌تواند با زندانبان خود دوست باشد! و از او راضی هم باشد و بعد بلند شود با رغبت بیاید در برابر رسانه‌ها بگوید قیافه ام را ببینید، من اشتباه کرده‌ام، نه آن کسانی که اظهر من الشمس است که مرا از خانه و زندگی‌ام قاپیده‌اند و شکنجه و آزار داده اند... و ما هم قبول کنیم که زیر فشار نبوده است و حالا، بدون حتی محکوم کردنِ نحوه‌ی دستگیری‌اش، خلافِ تمام نظرات و عقاید پیشین خود حرف می‌زند. این یک فرمول ساده است و فهم‌اش به هوش هم نیاز ندارد، بنابراین همگان می‌فهمند؛ ولی قضیه این است که عده‌ای می‌خواهند همکار و حامی و مُشَوّق جنایت باشند.
2
فکر نمی‌کنم لزوم حضور و مِصداق "ملت همیشه در صحنه" را (که تا همین دو ماه پیش که هنوز "ملت"اش گنگ و نامفهوم و "صحنه"اش در انحصار حکومت بود، شنیدن‌اش ما را می‌خَنداند و موجباتِ دِل‌خُجَستگی‌مان را فراهم می‌کرد)، این روزها کسی باشد که هنوز نگرفته باشد. مسئله‌ی مهم، امروز فقط یک چیز است، "تداوم حضور برای آزادی‌ زندانیان و در نتیجه پافشاری برای بَرمَلا کردن ظلم ظالم".
یکی از مَظالِم پیش‌آمده، مَدلولِ نطق اخیر، پشت تریبون نمازجمعه بود که فریاد یک عده را درآورد که "سران اغتشاشات، اعدام باید گردند". خدمت عزیزانی که سریعاً جَوگیر شده و بدون هیچ مَحکَمه ای خواستار مرگ یا اعدام یک عده بنده های خدا می‌شوند، عرض کنم که، اتفاقاً این شعار می‌تواند کاملاً برعکس، بر ضد طرف دیگر جریان، در دادگاه استفاده شود، چون هر طرفی اشخاص به‌خصوصی را "سران اغتشاشات" می‌داند.

از دیگر مواردِ مجهول آن نطق مذکور (که موردی است که شخصاً خیلی قبول اش دارم)، این سخن نغز است که (نقل به مضمون) "تنها پایین‌دستان و ضعیفان و مُجریانِ دون‌پایه نباید مجازات شوند بل‌که باید سران هم محاکمه و مجازات شوند وگرنه به نظام ضربه خواهد خورد". این حرف به‌راحتی می‌تواند به سمت طرفی که خودشان را برای ابراز این نظر، مُحِق دانسته‌اند، نشانه رود. در واقع باید به سبک پلیس‌های فیلم‌های جنایی گفت: مواظب باشید چه چیزی می‌گویید چون هر چه بگویید ممکن است در دادگاه بر علیه خود شما استفاده شود. به هر حال کار دنیاست و اطمینانی بهش نیست.

روی صحبت‌ام با شما اکثریتی ست که خوب می‌دانید تقلب اسم رمز نبوده است و دقیقاً همان تقلب بوده است، خوب می‌دانید آن گورهای بی‌نام، قُبور معتادان و کشته‌شدگانِ بی‌اسم‌ورسم سوانح رانندگی نیستند. خوب می‌دانید که ادعای کروبی راست است و در این دوره به جوانان دربند و بی‌پناه و حتی نوجوانانِ ترسیده ت.جاوز شده است.

خوب می‌دانید که زیاد کُشته‌اند و روی تلّی از اجساد خونین نشسته‌اند. خوب می‌دانم که می‌خوانید و لرزه بر اندامِتان می‌افتد. حالا که لرزیدم و لرزیدید. حرف‌ام این است: ما می‌خواستیم بی‌اعتبار بودن ریاستِ جمهوری‌ی احمدی‌نژاد را ثابت کنیم که کردیم، می‌خواستیم به کارهای خارج از عقل و انصاف و منطق و سیاست دست بزند که زد. می‌خواستیم خودش آبروی خودش را ببَرَد که بُرد، حسابی هم بُرد؛ با کشتن و همزمان وانمود کردن به این که اتفاقی نیفتاده است و جواب‌های بی‌ربط در برابر سؤالاتِ دیگرانی که برخلاف انتظار او کور نبودند و خودشان را هم قرار نبود به کوری بزنند، و همچنین با گذاشتن "حرف" در دهان زندانیان و گرفتن اعتراف دروغ از عده ای که حتی با فرض مُجرم بودن، جرم‌شان در هیچ "دادگاه"ی ثابت نشده است، چه برسد به این که به چیزی معترف هم باشند. با کجای عقل آدمیزاد (همان انسان، بشر، آدم)، این غلط واضح و آشکار و ضایع، جور در می‌آید که یک عده که همه اهل قلم و تفکر و دانش‌اند، یا مُطابق با کیفرخواستِ تنظیم شده توسطِ خود این آقایان، دستِ‌کم یک کتابِ غیر رُمان در عمرشان خوانده اند!، بدون زور و فشار، دسته‌جمعی با هم نادم و معترف بشوند و دست بر قضا تمام آن جمع کثیر هم به یک چیز معترف باشند؟

فعلاً مانده همان حضور سهمگین که بتواند دیوارهای بلند اوین را صاف کند. چهره‌ی رنجور و چشم‌های دودوزَن محمد قوچانی و لب‌های زخمی‌ حجاریان و پوزخند تاجزاده و نگاه سرد و خالی‌ امین‌زاده و چشم‌های وق‌زده‌ی رمضان‌زاده و دستپاچه‌گی‌ سعید شریعتی و غم و غصه‌ای که از خاموشی‌ دردناک زیدآبادی ساطع می‌شُد به نظر من بزرگ‌ترین فراخوان، بعد از تجمعات هفته‌های اولِ بعد از انتخابات دهم است. بهترین "دعوت به همکاری"ای است که تا به حال دیده‌ام. این روزها چیزی را مهم‌تر از این نمی‌دانم که یاد خودم و شُمایی که اتفاقی یا غیراتفاقی این نوشته را می‌خوانید، بیاورم که هنوز بعد از هفتاد روز آن‌ها به سلاخی‌ عقیده‌ی هم‌عصران ما مشغول‌‌اند. دندان‌های تیزشان هنوز روی گلوی حقانیت سال هشتاد و هشت است. انسانیت بَرآمده از این خرداد را تنها نگذاریم.



این مطلب را ارسال کنید به ...
Balatarin Donbaleh Mohandes Del.icio.us! Facebook! Digg! Google! Joomla Free PHP
  • عباس
    با اطلاعات غلطی که اطلاعات س.پ.ا.ه به این عزیزان زندانی (از اتمام شلوغی ها و دستگیری میرحسین) داده است و عدم ارتباط ایشان با دنیای بیرون به مدت طولانی 70 روزززز، همین سطح مقاومت ایشان هم بسیار ستودنی است. قطعا همینگونه است و همین پیام "دعوت به همکاری"را در دل خود دارد...
  • احمد
    نویسنده نوشت:
    مواظب باشید چه چیزی می‌گویید چون هر چه بگویید ممکن است در دادگاه بر علیه خود شما استفاده شود.


    خیلی جالب بود. اما مساله این است که در دادگاه بیطرف نیازی به اظهارات آنها یا مدارکی از این دست نیست. مثلا در دادگاه صدام اصلا کار به بررسی جنگ و بمب شیمیایی و ... نرسید، همان ماجرای کشتار یک روستا کافی بود که صدام به درک واصل شود.
  • مرجان
    نوشته ی زیبایی بود. جالب اینجاست که با این همه دال و قال که زندانی ها را آزاد کنید، آقایان اشتهایشان سیری ناپذیر است و همچنان به کار بازداشت مشغول...
  • مریم
    این حرف دقیقا درستی است و تا همه زندانیان این ماجرا آزاد نشوند، اصلا نمی شه درباره چیز دیگری حرف زد یا تصمیم گرفت. اما توجه دارید که بازی کاملا عوض شده؟ یعنی اصلا حرف یه چیز دیگه بود، بحث یه چیز دیگه بود، مطالبه یه چیز دیگه بود، اصلا اختلاف سر یه چیز دیگه بود و با زندانی کردن این همه آدم، حالا کلا باید فعلا بازی ای را که اونها شروع کردن و با وقاحت تمام در حال ادامه دادن هستند، ادامه داد!
    در واقع منظورم اینه که کار را به جایی رسانده اند و ماجا را آنقدر منحرف کردند که حالا باید فعلا به این فکر کنیم این بدبختا از توی زندان بیان بیرون تا بعد ببینیم که چه می شه کرد!
  • محبوبه
    برای من و امثال من که اخبار مثلا رسانه ملی را همراه با وب سایت ها هردو همزمان دنبال می کنم واقعا علامت سوال های بزرگی ایجاد شده ؟؟؟؟ اعترافاتی که جنون آنی خوانده می شود یا خط گرفتن از کسانی آن سوی مرزها که هیچ نمی دانند درباه شان جز اسم مستعاری و جالب آن که دیروز در لابه لای سخنرانی انصاریان هم از همین جنون آنی شنیدم و وقتی در میان عوام به تماشای اعترافات می نشینم و می بینم چطور راست یا دروغ چیزهایی خارج از باور به خورد باور مردم داده می شود واقعا تنها چیزی که در ذهنم تداعی می شود نمایش عمومی فیلم های تبلیغاتی هیتلر است و برنامه های پروپاگاندا گوبلز اما خوب کسی هیتلر را ندید و باور کرد اما همه ارئیس جمهور و بسیاری دیگر را میبینیم و تجربه دروغ شنیدن از دولت را هم که همگی داریم اما می پذیریم جالب است استدلال ایرانی جماعت جالب است ......توده سازی رسانه ملی هم چه جالب تر .......... تحمیق توده ها هم.....
  • مریم رمضانی
    با توجه به نظر خانم "مریم" یک توضیح را ضروری می‌دانم:
    در هر شرایطی مطمئناً می‌شود درباره‌ی همه‌ی چیزهایی که ذهن و جامعه را درگیر می‌کنند حرف زد، چرا نشود؟ قصد، این نیست که بگوییم مثلاً بررسی‌ی کابینه یا عزل و نصب فلانی مورد قابل بحثی نیست و نباید مشغول آن‌ها شد. قضیه اولویت بندی و نتیجه گیری ها هستند.
    به عقیده‌ی من درست نیست که الآن خودمان را کسانی در نظر بگیریم که منحرف شده ایم یا بازی خورده ایم و حالا به اجبار با موضوع جان و آبروی زندانیان روبرو هستیم. شاید قصد یا یکی از مقاصدِ خام.دستانه‌ی آنان این بوده باشد که بازی راه بیندازند یا بحث را عوض کنند یا اذهان را منحرف کنند، ولی نتیجه ای که ما از دنبال کردن قضیه‌ی زندانیان و کشته شده گان و مورد تجاوز قرار گرفته گان می‌گیریم در کنار همان نتایجی قرار خواهد گرفت که در راهپیمایی در سکوت به دنبال اش بوده ایم. قصد آنان هر چه باشد، بازی هر چقدر ناجوانمردانه باشد، برنده کَس یا کسانی خواهند بود که جواب تمام شوت های مستقیمی را که از سر عجله و بی.حواسی‌ی بازیکنان حریف به تیر.دروازه خورده اند، با پاسکاری و همکاری داده اند، و به گل رسیده اند. تا وقتی ما حقوق و آزادی‌ی زندانیان را مطالبه می‌کنیم، در ادامه، به عاملان دستگیری و متهم کردن آنان نظر داریم و جنایت و قساوتی که آن‌ها مرتکب شده اند را محکوم می‌کنیم و محکوم کردن این جنایات (که مستقیماً زائیده‌ی تخلفات و تقلب عاملان و حاصل توهم شان در تُرکتازی شان بوده است) اصلی ترین مورد است. در واقع حرف زدن از زندانی ها انحراف نیست و یکی از چاهار راه های اصلی و مهم "مسیر" است که باید از آن بگذریم. آن‌ها کار را به این‌جا رسانده اند، درست... لذا ما هم در مقام پاسخ، می‌توانیم آن را بر ضد خودشان به کار بگیریم. صرفاً قرار نیست زندانیان آزاد شوند و تمام. این تازه زمینه‌ی حرکت بزرگ تر و قدرتمند تری خواهد بود. قرار است آن بازوی محرکی که این دستگیرشده گان حرکت اش می‌دادند دوباره به کار بیفتد و دروغ بیدادگاه را این بار از زبان خودشان بشنویم.
    امروز از قول مهدیه محمدی همسر احمد زیدآبادی شنیدم که بچه‌ی هفت ساله شان وقتی با درخواست ملاقات خانواده‌ی زیدآبادی موافقت نشد خودش را می‌زده است. حضور آن کودک هفت ساله و حرکت عزادارانه اش از سر "استیصال"، که قاعدتاً باید برای یک کودک هفت ساله، کلمه ای غیرقابل فهم باشد، بهترین دلیل ما بر پافشاری بر مسئله‌ی زندانیان و اهمیت آن است و این رفتار که ناشی از ظلمی ست که بر او رفته، قلب تپنده‎ی این ماجرا و نشاندهنده‌ی عمق فضاحت و وقاحتی ست که عاملان سرسپرده‌ی جنایتکاران اصلی، بار آورده اند. اگر آن‌ها می‌خواهند قضیه را با زندان و زندانی کردن و اعترافات دروغین فیصله بدهند، بهترین فرصت برای ما ست که بهشان ثابت کنیم این خبرها هم نیست، بهشان بفهمانیم احمق اند و حافظه‌ی تاریخی که ندارند هیچ، کُلاً حافظه شان تا همین ده سال پیش هم نمی‌کِشَد. ما می‌گوییم "زندان" و صد چیز دیگر از کنار اش بیرون می‌زند. نَنشسته ایم ببینیم چه می‌شود کرد. این موج غلتان که از این اصرار و لجاجت بر جنایت عصبانی ست همان‌طور که می‌غلطد از زندان هم خواهد گذشت و حرکت اش در هر حال ادامه خواهد داشت.
    الآن دیگر خرید کردن هم می‌تواند حرکتی باشد در راستای کوبندگی بخشیدن به این موج، و البته منوط بر این که ما بخواهیم.
  • عليرضا
    و آسمان نگاه كردن هاي صفائي فراهاني و لاغري و استحاله ابطحي و سكوت و ريش و موي سپيد نبوي (چه قدر دلم براي اين مرد مي سوزد، شايد بيش از حجاريان كه مظلوم ترين است. در آن دوره از شاه و در اين دوره از انقلابي كه خود كرده، به عمق مطلب فكر كنيد، خيلي زور داره. آه كه چه قدر زود همه چيز را فراموش مي كنيم ما ايراني ها. آه كه چه حافظه هاي تاريخي افتضاحي داريم) و استدلالات عطريان فر و از همه مهمتر اعترافات و كيفر خواست هاي شريعتمداري نشان. خون سهراب و ندا و همه اين اعترافات خواهد چرخيد و روزي گريبان بعضي را خواهد گرفت. اين تصاوير نخواهد دراز ماند. فقط بايد دوره اش طي شود. دست آوردهاي ملت از رفتار پس از انتخابات احمدي نژاد و اصلافش بيش از آن چيزي است كه ما مردم مي بينيم و مي شنويم. خيلي خيلي بيشتر. فقط بايد صبور بود تا در محكمه عدل زمان نتايج را يك به يك ديد.

مبدل فارسی بهنویس بهنویس: برای تبدیل پینگلیش به فارسی / ادیتور زمانه: صفحه کلید فارسی

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
- نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. نیم‌نما، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید، خویشتندار باشید و الزامات بحث آکادمیک را رعایت کنید. در صورت مشاهده تخلف یا توهین به افراد، ممکن است دسترسی شما به بخش گفتگوها یا کل سایت مسدود شود.
ایمیل نیم‌نما: برای نقد عمومی روزنامه
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 

شناسنامه این شماره

شماره 81- شنبه، 7 شهريور 1388
سردبير: مريم كياني

روزنامه نیم‌نما را در ایمیل خود دریافت کنید. اگر می‌خواهید دوستان‌تان را به خواندن نیم‌نما دعوت کنید، ایمیل‌شان را این‌جا وارد کنید

Delivered by FeedBurner

مشترک شوید

با یک کلیک، خوراک مخصوص روزنامه «نیم‌نما» را هر روز صبح در خبرخوان خود تحویل بگیرید.

RSS

تماس با ما:  info@nimnama.com

خویشتندار باشیم...

دوستی ها مهمترند


استفاده از مطالب بر اساس پروانه کریتیو کامنز، بدون تغییر و با ذکر منبع آزاد است .