
با تأیید اعضاء یونسکو در آخرین اجلاس این سازمان در ابوظبی، "نوروز" در ردیف جشن ها و آداب فرهنگی با ارزش جهانی قرار گرفت.
ثبت نوروز به عنوان ميراث فرهنگي جهانمرجان والا، روزنامه نیم نما
چهارشنبه هشت مهر ماه 1388، چهارمين نشست کميته حفاظت از ميراث ناملموس جهان وابسته به سازمان جهاني يونسکو در ابوظبي پايتخت امارات متحده عربي برگزار شد و
"نوروز" و "موسيقي ايراني" در کنار عناصر فرهنگي شش کشور ديگر به ثبت جهانی رسيد.جشن نوروز يا جشن آغاز سال که هماکنون به عنوان يکي از ميراثهاي فرهنگي جهان شناخته ميشود، داراي قدمتي تاريخي و اسطورهاي است. منابعي همچون شاهنامه فردوسي و تاريخ طبري جمشيد پادشاه اسطورهاي ايران باستان را بنيانگذار اين جشن ميدانند.
جهان انجمن شد بر تخت اوي از آن بر شده فره بر بخت اوي
به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
کيومرث اگر چه به عنوان نياي ايرانيان شناخته ميشود اما وي و تمامي شاهان پس از وي تا زمان جمشيد دغدغه تداوم حيات را داشتند و با جمشيد است که ملت ايران با هويتي آريايي متولد ميشود (ساخت ابزار جنگي، ساختمان سازي، کشتي نوردي، عطرسازي، حفظ مردم از يخبندان بزرگي که اهريمن در نبرد با اهورامزدا بر زمين حاکم کردهبود). جمشيد کسي است که با راهنمايي مردم پس از اتمام يخبندان به سوي فلات مرکزي ايران مرز/فضا مقدس را برای ايرانيان به وجود آورد. نوروز، روزي است که جمشيد (همانند خورشيد) بر تخت نشست تا ديوان وي را به آسمان ببرند و با خورشيد يکي شود، به اين ترتيب روز/زمان مقدس نيز براي ايرانيان به وجود آمد.
سوال اين جا است چرا جشن يادگار اين اسطوره کهن بايد حايز اهميت باشد؟ ميتوان سوال ديگري را براي پاسخ مطرح کرد؛ ملتها چگونه شکل ميگيرند؟ هويت ميراثي اکتسابي و طبيعي نيست، بلکه ساختهميشود. فرايند ملت سازي فرايندي ظريف، شکننده، پرخطر(نظير آن چه بر سر آلمان نازي آمد) و در عين حال در جهان کنوني با نقش تعيين کننده دولتهاي ملي بسيار حياتي است. دولت ملي يعني دولتي با مشروعيت سیاسي برخاسته از آراي مردم عمري در حدود دویست سال (شروع نسبي با انقلاب فرانسه) دارد. دلايل متعددي را ميتوان براي موفقيت کشورهاي اروپايي در ساخت دولت ملي مطرح کرد که يکي از مهمترين آنها ساخت ملت بود. ملت، براي شکلگيري نيازمند فضايي است که با مرز مشخص ميشود و براي اين که ملت مرزها را به رسميت بشناسد و پايبند و پاسدار آن باشد بايد بتواند هم خواستههای خود را در چهارچوب آن در آينده فرافکني کند و هم در حافظه تاريخي خود، مرزها را با نمادهاي فرهنگي خود پيوند بزنند و همين حافظه تاريخي مشترک است که ملتي را به يکديگر پيوند ميدهد. همزمان با تشکيل دولتهاي ملي موج گستردهاي به وجود آمد تا تاريخ گذشته را از طريق جمعآوري داستانهاي شفاهي در ميان مردم عادي بازسازي کند.
جشن نوروز چنين روايتي است! روايتي از ملتي که از گذشته به سلامت عبور کرده و آينده روشني که در پيش رو دارد. جشن نوروز را ميتوان جشن ملت سازي ناميد. دولت پهلوي تلاش کرد تا از چنين جشنهاي ملي حداکثر بهره را ببرد و مشروعيت دولت خود و ملت ايران را همانند کند و اين اشتباهي است که دولتهاي بعد از انقلاب نيز در ايران مرتکب شدند، آنان جشنهاي ملي را نماد دولت ها(دشمنان گذشته) دانستند و در صدد حذف نورور برآمدند. اما تداوم نوروز در تمام اين سالها نشان از ميراث قدرتمندي است که از آن تغذيه ميشود. نوروز نه تنها ميتواند ملت ايران را با تمام گوناگوني آن به يکديگر پيوند دهد بلکه ميتواند فراتر از مرزهاي سياسي و جغرافيايي، پهنه فرهنگي گستردهاي را به وجود آورد و مردمان کشورهاي همسايه را به دوستاني پايدار تبديل کند.
راستی دقیقا منطورتون از اینکه دولتهای بعد از انقلاب درصدد حذف نوروز برآمدند، چیه؟