نيم‌نما: روزنامه صبح وب

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

ملت، متهم می کند!

فرستادن به ایمیل چاپ

altحکومت عربستان اعلام کرده که در پی سیاست های تحریم و بایکوت اقتصادی ایران، می خواهد بیش از ایران، سلاح بخرد.

 



ملت، متهم می کند!
مرتضی ارشاد، روزنامه نیم نما



سیاست خارجی دولت نهم همواره یکی از نقاط بحث برانگیز است که انتقادهای فراوانی را بر این نوع عملکرد خاص در حوزه تعاملات خارجی برای دولت نهم و دهم در پی داشته است. در مناظره انتخاباتی میر حسین موسوی و احمدی نژاد نیز عامل سیاست خارجی یکی از بزرگترین معایب دولت نهم شناخته شد، اما بحث عربستان و تعامل با این کشور جالب تر از بقیه موارد بود. در ایراد  اتهام هایی که دو طرف مناقشه علیه دیگری سر میداد ، چگونگی برقراری و به سازی رابطه با عربستان مطرح بود.

اما در هفته اخیر دو تیتر خبری حکایت از مسئله ای دیگر داشت: عاملین ترورهای کردستان از وهابیون بودند و حکومت عربستان اعلام کرده که در پی سیاست های تحریم و بایکوت اقتصادی ایران، می خواهد بیش از ایران سلاح بخرد.

رویکردی که این دولت عربی در برابر ایران در سالیان پس از انقلاب اسلامی داشته است همواره یک رویکرد خشک و خشن و از طرف دیگر به دلیل سبقه تاریخی – قومی همراه با کنار زدن دیگری بوده است. این تعارض منطقه ای، همواره مورد تأیید و حمایت دولت های غربی بوده و به نفع منافع منطقه ای قدرت های بزرگ تمام میشده، اما پس از انتخابات 88، بسیار پررنگ تر نمایان شده است. شاهد این مدعا آن است که دولت عربستان زمانی به گروه 20 که برای خروج از بحران اقتصادی تشکیل شده بود، پیوست که دولت ایران مشغول معارضه با مخالفین داخلی بود تا از این طریق با حمایت از مواضع دولتهای غربی، با بشکه های نفتی و بسته های دلاری، دست آن ها را برای فشار بر ایران بیشتر باز بگذارد.

مرحله دوم این همکاری با غرب برای فشار بر ایران، خبری بود که روز شنبه منتشر شد : ریاض اعلام تمایل نموده است که 7 میلیارد دلار سلاح از روسیه بخرد تا روسیه تمرکز خویش را از روی ایران برداشته و منافع خویش را در حمایت از عربستان بازیابد!

از سوی دیگر کارشناسان معتقدند که حاکمان ریاض بدنبال ارتقای صنعت و تجهیزات نظامی خویش نبوده و این خرید بیشتر استراتژیک است تا بر روی معادلات منطقه ای تأثیر بگذارد.

با وقوع این رویدادها، باید به مواضع سیاست خارجی خود بازگشته و ببینیم چه اتفاقی افتاده و آیا ایران میتواند از خویش و منافع حیاتی اش دفاع نماید، یا خیر؟!

شکل گیری این معامله عظیم تسلیحاتی بین روسیه و عربستان، حاوی دو نکته است:

1.دولت عربستان رسماً اعلام معارضه منطقه ای با ایران می کند.

2.دولت روسیه به رسم پیشین خویش که تنها ایران را به عنوان یک منبع خام میدید، با یافتن مشتری بزرگتر و با ثبات تر یکبار دیگر ایران را بر سر منافع مادی اش با غرب معامله خواهد کرد.

از سوی دیگر، چین نیز که بزرگترین خریدار نفت ایران است، قول این را گرفته که نفت خود را تمام و کمال از عربستان تهیه کند. کاملاً مشهود است که قرنطینه سیاسی – نظامی که با اشغال افغانستان آغاز شده بود در مرحله حاضر به گتوی اقتصادی ایران خواهد انجامید. این در حالیست که تازه اقتصاد عقب مانده ایران وارد بازه ی بحران اقتصادی شده و با وقوع این گتوی اقتصادی کاملاً از هم خواهد گسیخت.

اینکه دولت ایران با اعمال سیاست های  غیر کاربردی و احساسی خود، چگونه در صحنه سیاسی جهان حاضر میشود که یکروز ونزوئلا که دوست گرمابه و گلستان احمدی نژاد است، جایگاه دومی ایران را در اوپک می گیرد و بنزینش را 2.5% گرانتر از نرخ جهانی می فروشد یا در متینگ های رسمی سیاسی جهان بیشتر از حضار، صندلی خالی مشاهده میشود ، این رهیافت را به ثمر می آورد که ملت ایران اصلی ترین و آسیب پذیرترین نقطه ای است که از اینگونه سیاست های دولتی متضرر می شود.

حال باید پرسید ، دولت نهم با ثروت افسانه ای چهار سال اخیر ره به کجا برده است، غیر از اعمال سیاست های ناشیانه و غیر سازنده؟! آیا ملت ایران بازنده اصلی این معادله ها نخواهد بود؟!

 

 



این مطلب را ارسال کنید به ...
Balatarin Donbaleh Mohandes Del.icio.us! Facebook! Digg! Google! Joomla Free PHP
  • مریم
    احتمالا کارشناسانی که معتقدند حاکمان ریاض بدنبال ارتقای صنعت و تجهیزات نظامی خویش نبوده و این خرید بیشتر استراتژیک است تا بر روی معادلات منطقه ای تأثیر بگذارد، درست فکر می کنند.
    اولین واکنش آدم با شنیدن خبر این است که فکر کنیم کار ما به کجا رسیده که عربستان سعودی دارد از آشفتگی و به هم ریختگی ما استفاده می کند تا موقعیت خودش را تقویت و تثبیت کند.
    آنچه در عرف بین الملل از آن تعبیر به "منافع ملی" می شود امروز عربستان را در جایگاه این پیشنهاد، و روسیه و چین را هم در جایگاه این عملکردها قرار می دهد.
    ولی مونده دولتمردان ایرانی معنای عبارت "منافع ملی" را درک کنند.
  • هدیه ن.

    منطقه خاورمیانه همیشه منطقه ای استراتژیک بوده است. این منطقه همواره در جریان جنگهای جهانی و نیز در زمان جنگ سرد درگیر چالشهای ایدیولوژیک و درگیری بر سر منابع حیاتی چون نفت و گازبوده. اگر چه درگیریهای قومی و مذهبی داخلی باعث بی ثباتی این مطقه شده است اما من تصور میکنم بر اساس آمار نشان دهنده افزایش رشد جمعیت، توسعه اقتصادی و کمبود منابع به علاوه تاکید دولت اوباما بر شمردن چالش منابع به عنوان یکی از چند چالش مهم پیش روی دولت ، این فرض را محتمل تر میکند که نظامی سازی کشورهای خاورمیانه برای حفظ منافع ملی کشورها ی قدرتمند چون آمریکا، چین و روسیه صورت گیرد. تا پیش از انقلاب ، ایران و عربستان منافع آمریکا را در این خصوص تامین میکردند اما انقلاب ایران و فروپاشی شوروی استراتژی بین المللی قدرتها را تغییر داد. هر کدام از این سه قدرت آمریکا ،روسیه و چین با کشورهایی از منطقه با فروش تسلیحات نظامی رابطه برقرار کردند که ایران هم مورد حمایت روسیه و چین قرار گرفت.
    اتشار خبر خرید اسحه توسط عربستان از روسیه معادلات منطقه را بر هم میزند. اگر چه پروسه نظامی سازی همچنان ادامه خواهد یافت این سوال مطرح میشود که دولت اوباما به چه گزینه ای دست یافته که عربستان که تا به حال جیره خوار آمریکا بود از طرف روسیه حمایت میشود؟
    در این جا دو سناریو مطرح است:1. روسیه، آمریکا و چین به توافق رسیده ومنابع را بین خود تقسیم کرده اند( که افزایش خرید تسلیحات و افزایش نظامی سازی منطقه این سناریو را رد میکند). 2. آمریکا با ایران به توافق رسیده است ( رفت و آمد های دولت مردان ایران به آمریکا در روز های اخیر پس از افشای خبر ساخت مرکز جدید غنی سازی نیاز به تامل دارد.) اگر چنین سناریویی درست باشد ایران در مرحله حساسی است و نباید فراموش شود که در این میان ا.ن. تنها در سطح قرار است آنچه را انجام دهد که از او میخواهند و شاید میبایست کمی عمیق تر نگاه کرد.




  • عليرضا
    اصولاً دولت هايي كه دچار انزواي سياسي مي شوند يكي از اصلي ترين حربه هايشان براي خروج از انزوا و مطرح كردن خودشان در عرصه بين المللي بحث Militarization يا همان نظامي سازي است. كشورهايي كه قافيه را در عرصي سياست بين الملل مي بازند سعي مي كنند با شاخ و شانه كشيدن براي كشورهاي منطقه شان و اگر بتوانند و زورشان برسد با چنگ و دندان نشان دادن به دنيا اين كار را مي كنند. آزمايشات هسته اي در كره شمالي و آزمايشات موشكي نمونه اي از تلاش اين دو كشور براي ورود به عرصه هاي بين المللي با استفاده از رعب نظامي سازي است.
    اگر اين فرض را محتمل و يا درست بدانيم كه ايران به سوخت جامد دست پيدا كرده و مي تواند موشك هايي با برد بيش از 2000 كيلومتر بسازد و هدايت كند. مي توان گفت ايران تا حدودي در سياست هايش موفق بوده، مضافاً بر اينكه روسيه هيچ گاه نه به ايران و نه به عربستان تسليحات بالستيك نخواهد فروخت. شايد بحث فروش تسليحات را موضوعي براي چانه زني كند و بهانه اي براي گرفتن امتياز از غرب و به خصوص آمريكا ولي در عمل ثابت كرده هيچ گاه اين اتفاق نمي افتد كما اينكه در مورد موشك هاي s300 اين اتفاق نيافتاد.
    هر چند آمريكا و عربستان مي خواهند در نمايش قدرت اين طور وانمود كنند كه عربستان تجهيزات خوبي دارد اما هم خود عربها و هم تمام دنيا مي دانند عربستان تكيه اش به قواي نظامي آمريكا و نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه است. پشتوانه قديمي و تاريخي ايران در منطقه از لحاظ نظامي و به خصوص تسحيلات ايران از زمان محمدرضا شاه و تلاش براي بومي سازي تكنولوژي نظامي بعد از انقلاب و وضعيت نا به سامان كشورهاي همسايه همه و همه باعث مي شوند ايران در حال حاضر هم قدرت اول منطقه باشد. يكي از بيشمار دلايل ورود آمريكا به منطقه هم بر اساس همين استراتژي بود كه بتواند انحصار قدرت را از دست ايران خارج كند.
    پس من اين طور استدلال مي كنم سياست هاي ايران تا اينجا نه تنها نا موفق و رو به شكست نبوده بلكه تا حدودي هم موفقيت آميز بوده. حالا كه ايران قدرت چانه زني بيشتري به دست آورده اين گام هاي بعدي ايران در مناسبات سياسي بين المللي است كه نقش تعيين كننده اي در آينده ايران خواهد داشت. در روزهايي كه غرب بيانيه بر عليه ايران صادر مي كرد چين و روسيه حتي از وضع تحريم هاي بيشتر بر عليه ايران مخالفت كردندو نتيجه همه اين بازيها شد مذاكره متكي به طور مستقيم با آمريكا و امتيازهايي جديدي كه در قضاياي هسته اي نسيب ايران شد.
    در پايان آقاي مرتضي بايد عرض كنم سياست و به خصوص سياست خارجي عالمي نيست كه با يك يا دو يا حتي ده متغير بتوان در باره آن قضاوت كرد. اتفاقات و بازيهاي سياست بين الملل همان قدر كه به ديپلماسي مربوط است به اقتصاد ، تسليحات نظامي، شعار هلوكاست و حتي دانشگاه كلمبيا مربوط است. اين نكته كه با چند متغير ايران را در منگنه و رو به فيد شدن قلمداد كنيم تحليلي ساده انديشانه است. با گفتن اين جمله كه چين گفته كه از ايران نفت نمي خرد يا عمده نفتش را از ايران نخواهد خريد همه چيز تمام نمي شود، شايد چين حجم خريد نفت را از ايران كاهش دهد اما با بازار گسترده و رو به ازديادي كه در سفره ايران برايش پهن است چه خواهد كرد؟ آيا از اين بازار هم به راحتي خواهد گذشت. ونزوئلا براي چه منظور رفيق گرمابه و گلستان ايران شده؟؟!! به خاطر چاوز؟ به خاطر مشتي ياوه گوئي او؟ نه! البته كه نه! بلكه به خاطر اورانيوم و معادن اورانيوم ونزوئلا كه ما به آنها نياز داريم.
    سخن به درازا كشيد. قصدم حمايت و صحبت كردن له يا عليه شما نبود، خواستم عرض كنم تحليل وضعيت آينده ايران به اين راحتي ها هم نيست و آنطور كه شما خيال مي كنيد و از شواهدي كه ما مي بينيم ايران در مناسبات بين الملل دست و پا بسته و گوشه رينگ قرار ندارد.
  • مرتضی  - re:
    علیرضای عزیز با اینکه شاید با کلیاتت موافق باشم اما در بحث بر سر جزییات مشخص است که نظر من کاملا در جهت خلاف نظر شماست.
    فرمودید :
    اصولاً دولت هايي كه دچار انزواي سياسي مي شوند يكي از اصلي ترين حربه هايشان براي خروج از انزوا و مطرح كردن خودشان در عرصه بين المللي بحث Militarization يا همان نظامي سازي است.
    در باب میلتاریسم سطوح مختلفی وجود دارد. نمی توان این گذاره را قطعی دانست که کشوری که در انزوای سیاسی قرار دارد فقط رو به نظامی کردن فضاس تعاملی خود در سطح جهان می پردازد. همان گونه که مستحضرید بودجه ی میلتاریزیشن دولت آمریکا 100 برابر کل بودجه ایران است.و حتی سعی دارد تا جوامع همسو کاخ سفید را نیز به صورت سیستماتیک نظامی کند.
    قدرت نظامی امروزه عامل چانی زنی است نه اکت فعال که بصورت عینی و عملی مورد استفاده قرار گیرد.

    فرمودید :
    كشورهايي كه قافيه را در عرصي سياست بين الملل مي بازند سعي مي كنند با شاخ و شانه كشيدن براي كشورهاي منطقه شان و اگر بتوانند و زورشان برسد با چنگ و دندان نشان دادن به دنيا اين كار را مي كنند. آزمايشات هسته اي در كره شمالي و آزمايشات موشكي نمونه اي از تلاش اين دو كشور براي ورود به عرصه هاي بين المللي با استفاده از رعب نظامي سازي است.
    با این جملات شما کاملاً موافقم ولی آنها را تنها به گزینه نمایش توان نظامی محدود نمی کنیم. بعنوان مثال هم دولت چاوز در آمریکای جنوبی بهترین نماد این بحث است. حجمه هایی که چاوز به هژمونی آمریکا در آمرکای لاتین وارد میکند بیشتر بحث های رسانه ای و ائدولوژیک است و گزینه نظامی اصولاً نمی تواند مطرح باشد.

    فرمودید :
    اگر اين فرض را محتمل و يا درست بدانيم كه ايران به سوخت جامد دست پيدا كرده و مي تواند موشك هايي با برد بيش از 2000 كيلومتر بسازد و هدايت كند. مي توان گفت ايران تا حدودي در سياست هايش موفق بوده، مضافاً بر اينكه روسيه هيچ گاه نه به ايران و نه به عربستان تسليحات بالستيك نخواهد فروخت. شايد بحث فروش تسليحات را موضوعي براي چانه زني كند و بهانه اي براي گرفتن امتياز از غرب و به خصوص آمريكا ولي در عمل ثابت كرده هيچ گاه اين اتفاق نمي افتد كما اينكه در مورد موشك هاي s300 اين اتفاق نيافتاد.

    دست یابی ایران به ساخت سوخت جامد اتفاق مهمی نیست که قابلیت نظامی عظیمی محاسبه شود. شاید اگر تنها منبع خیری ما برای بررسی و تحلیل پیشرفت های ایران رسانه ملی(!) باشد خوب این بشود کشف قرن ولی در همین داخل ایران نیز شما اگر به مجله های نظامی رجوع کنید می بینید بعنوان مثال هندوراس در سال 1999 به این دانش دست یافته!
    بیشتر مانوری که رسانه دولتی ایران دارد بر سر این است که چون در تحریم نظامی است دست یابی به ساخت فرمول نوشابه کوکا نیز یک پیشرفت بزرگ قلمداد می شود.
    اگر در این باب و توهم داخلی این پیشرفت ها بمانیم که خوب بحثی نیست ولی در زمانی که ما به سیاست خارجی روی می آوریم اگر بر پایه ی همین داده ها به تعامل یا دیگری که از قضا مخالف ما هم هست بپردازیم مسلماً به بیراه رفته ایم.
    فرمودید :
    پشتوانه قديمي و تاريخي ايران در منطقه از لحاظ نظامي و به خصوص تسحيلات ايران از زمان محمدرضا شاه و تلاش براي بومي سازي تكنولوژي نظامي بعد از انقلاب و وضعيت نا به سامان كشورهاي همسايه همه و همه باعث مي شوند ايران در حال حاضر هم قدرت اول منطقه باشد. يكي از بيشمار دلايل ورود آمريكا به منطقه هم بر اساس همين استراتژي بود كه بتواند انحصار قدرت را از دست ايران خارج كند.
    از اساس با این ایده مخالفم که ایران اولین قدرت منطقه است!
    البته اگر تعریف از منطقه را حاشیه خلیج فارس بگیریم شاید اما اگر خاور میانه باشد پس ترکیه و مصر و قزاقستان اصولاً چه باید حساب شوند. بیشتر این روحیه ایرانی است که ما متوهم می شویم که بالاخره در یک جایی ما حرف اول و آخر را می زنیم!
    خب این گزاره درستی نیست . ارتباط جهانی را می بایست بدون جانبداری و اسنوبیسم سیاسی تحلیل کرد. به نظر این گذاره که ایران تاثیر گذاری منطقه ای قابل توجه ای دارد بسیار محتمل تر است.

    فرمودید :
    سياست هاي ايران تا اينجا نه تنها نا موفق و رو به شكست نبوده بلكه تا حدودي هم موفقيت آميز بوده. حالا كه ايران قدرت چانه زني بيشتري به دست آورده اين گام هاي بعدي ايران در مناسبات سياسي بين المللي است كه نقش تعيين كننده اي در آينده ايران خواهد داشت. در روزهايي كه غرب بيانيه بر عليه ايران صادر مي كرد چين و روسيه حتي از وضع تحريم هاي بيشتر بر عليه ايران مخالفت كردندو نتيجه همه اين بازيها شد مذاكره متكي به طور مستقيم با آمريكا و امتيازهايي جديدي كه در قضاياي هسته اي نسيب ايران شد.

    فکت های شما برای قدرت چان زنی مشخص نیست یا حداقل ارجاع نداده اید. آیا ما در مناقشات سیاسی - اقتصادی که در روابط بین الملل داریم توانسته ایم چانه زنی کرده و با این روحیه در این 5 سال گره ای از گره ها باز کنیم یا که خیر ره به جایی نبردیم.
    آیا در پیوستن ما به جامعه جهانی، مرکز تجارت جهانی، در انرژی هسته ای ، در سازمان ملل ، در پیمان شانگ های، در کشور های اسلامی و ... این موفقیتی که شما مدعی آن بودید برای ایران قدرت چانه زنی داشته!
    آیا میزبانی و ریاست غیر متعد هایی که در مصر برای ایران تثبیت شد از راه این چانه زنی ها بوده است.
    مسلماً جواب این است که در یک رابطه تعاملی نمی شود آزمایش موشکی یکطرف را عامل چانه زنی دانست بلکه برعکس جامعه جهانی بر روی ان کشور حساس تر میشود.
    آیا کره شمالی با آزمایش های هسته ای عامل چانه زنی پیدا میکند؟!
    در کدام مسئله جهانی آزمایش هسته ای کره یک پشتیبانی سیاسی را شکل داده است. رویکردی نظامی در تعاملات دیپلماتیک عامل درستی برای چانه زنی نیست و با حداقل در تحلیلی جامع نباید به دام این عامل افتاد!



  • مرتضی
    فرمودید :
    سياست و به خصوص سياست خارجي عالمي نيست كه با يك يا دو يا حتي ده متغير بتوان در باره آن قضاوت كرد. اتفاقات و بازيهاي سياست بين الملل همان قدر كه به ديپلماسي مربوط است به اقتصاد ، تسليحات نظامي، شعار هلوكاست و حتي دانشگاه كلمبيا مربوط است. اين نكته كه با چند متغير ايران را در منگنه و رو به فيد شدن قلمداد كنيم تحليلي ساده انديشانه است.

    اینکه آن متغیر هایی که تحلیل بر آن استوار است کدام متغیر است کاملاً مهم و معتبر است. بعنوان مثال آیا فرو پاشی شوروی با عامل اقتصاد بود یا نظامی و یا ...!
    خیر تنها عامل اصلی در این شکست سیاسی عامل ائدولوژیک بود که دیگر یارای پاسخ گویی به خواست اجتماعی جامعه را از لحاظ و سطوح مختلف نداشت!
    اگر محدود کردن یک کشور تک محصولی(مانند ایران وابسته به نفت) در عامل اقتصاد و مبادلات سیاسی - نظامی از نظر شما فشار تخریبی نیست پس لطفاً می توانید واژه ی تحریم همه جانبه را تعریف و توضیح دهید!
    ما الان در قرون وسطی نیستیم که یک کشور هرچند پر منابع بی نیاز از رابطه جهانی بتواند خود کفا باشد. فشار اقتصادی و گزینه تحریم استقلال همه جانبه را نشانه میرود و ذاتاً برای مجری نتیجه بخش است.
    حال اینکه کلیت تحریم را ساده اندیشی بدانیم، الله اعلم!

    فرمودید :
    با گفتن اين جمله كه چين گفته كه از ايران نفت نمي خرد يا عمده نفتش را از ايران نخواهد خريد همه چيز تمام نمي شود، شايد چين حجم خريد نفت را از ايران كاهش دهد اما با بازار گسترده و رو به ازديادي كه در سفره ايران برايش پهن است چه خواهد كرد؟ آيا از اين بازار هم به راحتي خواهد گذشت. ونزوئلا براي چه منظور رفيق گرمابه و گلستان ايران شده؟؟!! به خاطر چاوز؟ به خاطر مشتي ياوه گوئي او؟ نه! البته كه نه! بلكه به خاطر اورانيوم و معادن اورانيوم ونزوئلا كه ما به آنها نياز داريم
    در اقتصاد زمانیکه که یک کشور تک محصولی را در قرنطینه معاملات اقتصادی وارد کنند یعنی اقتصاد وابسته آن کشور از هم خواهد گسیخت!
    زمانیکه 63% از بودجه کشور ما به نفت وابسته است تها کافیست که یک فصل از سال هیچ کشوری نفت ایران را نخرد! آن زمان است که متوجه رادیکالیسم فقر اجتماعی می شویم!
    بهتر است با آگاهی از مناسبات جهانی و اخباری که روزمره نوشته و خوانده می شود تحلیل کنیم تا ببینیم که به جز آنچه ما می بینیم نیر در حال شکل گیری است!
    زمانیکه اولین شریک اقتصادی ما چین است ، بعد روسیه و بعد ونزوئلا(بر طبق آمار رسمی وزارت اقتصاد) شما دست گرمابه را لطفاً مشخص کنید!
    حال زمانیکه 3 شریک اقتصادی به ایران پشت کند باید چه اتفاقس بیافتد که ایران بتواند ساختار فعلیش را سر پا نگه دارد!
    با این توهم هم مخالفم که ونزوئلا تحت سیطره ایران است! فکت هایی که ونزوئلا، فلسطین ، لبنان ، سوریه ، و حتی کومور نشان میدهند حاکی این حقیقت سخت و تلخ است که آن ها هم از آخور می خورند هم از توبره!
  • هدیه ن.
    در جواب به علیرضا فرموبد:
    در باب میلتاریسم سطوح مختلفی وجود دارد. نمی توان این گذاره را قطعی دانست که کشوری که در انزوای سیاسی قرار دارد فقط رو به نظامی کردن فضاس تعاملی خود در سطح جهان می پردازد. همان گونه که مستحضرید بودجه ی میلتاریزیشن دولت آمریکا 100 برابر کل بودجه ایران است.و حتی سعی دارد تا جوامع همسو کاخ سفید را نیز به صورت سیستماتیک نظامی کند.
    قدرت نظامی امروزه عامل چانی زنی است نه اکت فعال که بصورت عینی و عملی مورد استفاده قرار گیرد.

    در عالم روابط سیاسی بین کشورها و حربه هایی که برای دست یابی به منفغت ملی به کار میبرند نمیتوان کلی گویی کرد و برای تمامی کشورها یک نسخه نوشت. عامل جغرافیا را نباید فراموش کرد. دولت آمریکا به دلیل مسافت طولانی و دوری از منطقه خاور میانه و برای حفظ منافع ملی باید هم بودجه بالایی به بخش نظامی اختصاص دهد. (دکترین ترومن 1947 ، دکترین آیزنهاور1957و دکترین کارتر مبنی بر استفاده نظامی برای نیل به اهداف ملی بارها و بارها به کار گرفته شده است.) اما ایران در این منطقه حساس واقع شده و این منطقه آنقدر چالش برانگیز است که کمی نشان دادن چنگ و دندان از جانب ایران خیلی ها را دچار مشکل میکند و ایران با بودجه کم به خوبی عمل میکند.
    در جواب به علیرضا فرمودید:
    با این جملات شما کاملاً موافقم ولی آنها را تنها به گزینه نمایش توان نظامی محدود نمی کنیم. بعنوان مثال هم دولت چاوز در آمریکای جنوبی بهترین نماد این بحث است. حجمه هایی که چاوز به هژمونی آمریکا در آمرکای لاتین وارد میکند بیشتر بحث های رسانه ای و ائدولوژیک است و گزینه نظامی اصولاً نمی تواند مطرح باشد
    اگر چه بحثهای ایدیولوژیک در روابط بین کشورها نقش مهمی دارند اما باید ببینیم کدام کشور بحث ایدیولوژیک راه میاندازد. ونزویلا روسیه نیست که بتواند از این طریق تهدیدی برای آمریکا باشد نقش این کشور به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت به آمریکا اهمیت خود را پیدا میکند و تهدید میشود. امنیت ملی آمریکا با برقراری رابطه بین ایران و ونزویلا
    در منطقه بیشتر تهدید میشود تا در حیاط پشتی آمریکا.

    در جواب به علیرضا فرمودید:
    البته اگر تعریف از منطقه را حاشیه خلیج فارس بگیریم شاید اما اگر خاور میانه باشد پس ترکیه و مصر و قزاقستان اصولاً چه باید حساب شوند. بیشتر این روحیه ایرانی است که ما متوهم می شویم که بالاخره در یک جایی ما حرف اول و آخر را می زنیم!
    خب این گزاره درستی نیست . ارتباط جهانی را می بایست بدون جانبداری و اسنوبیسم سیاسی تحلیل کرد. به نظر این گذاره که ایران تاثیر گذاری منطقه ای قابل توجه ای دارد بسیار محتمل تر است

    ایران قدرت منطقه است نه چون ما متوهم شدهایم بلکه چون روابطمان با آمریکا در هاله ای از ابهام است. ما قدرت منطقه ایم چون منافع قدرت از جانب ما تهدید میشود و قدرتیم چون آنها ما را قدرت منطقه میدانند.
  • ناشناس
    بزن زنگ رو بچه مرشد!!!
    اينهههههههههههههههه!!!!!
    داشتن همسري كه متخصص باشه در زمينه مطالعات آمريكاي شمالي به اين درد مي خوره ها. حال كرديد!!!
    يه كتي، يه وري، با يه ضامن دار كار زنجون مي ياد وسط و دست شوهرش رو مي كشه و مي بره بيرون.
    خدائيش دست مريزاد. من با اينهمه كار كه رو سرم ريخته چه جوري مي خواستم جواب كتاب مرتضي رو بدم. كم گفتي ولي مثل هميشه گل گفتي.
    هرچند اون چيزائي كه من بالا گفتم هم از چيزائي بود كه از شما ياد گرفته بودم.

    اوه اوه! چه نوشابه اي باز مي كنن تو كامنت ها واسههم زن و شوهر!!! اييييششششش!!!
    شما هم اگر همسري داريد كه تحليلگر مطالعات استراتژيك آمريكا و منطقه است و اينجوري يه كتي اومد وسط كه از شما دفاع كنه نامرديد اگه نواشابه واز نكنيد واسه اش.
  • نصیرالدین جعفری
    تحلیل بسیار جالبی بود.
  • هدیه ن.
    انقدر شرمندم نکنید ناشناس عزیز. ما همه اینجاییم که از هم چیزی یاد بگیریم. هر چند ما پیش شما درس پس میدیم.
    ممنون از آفای مرتضی که این بحث رو راه انداختتند.
  • مرتضی
    ممنون از خانم هدیه که ادامه دادند این بحث رو!
    از آنجایی که فکر می کنم از روی کامنت ناشناس عزیز شما در زمینه آمریکای شمالی کارشناس هستید به نظرتون احترام میذارم و بحثی درش نمی یارم اما یک مثال معروف داره که بچه ی علوم اجتماعی خون مصداق کم نمی آره!
    در ادامه بحثام در این مطلب که بیشتر توضیح حرفم هست یک حرف رو تذکر میدم و در نهایت جوابی رو که به نظر میرسه رو عرض می کنم!
    مطلب فوق تحلیل شخص بنده است و من%2
  • احمد
    بحث بسیار خوبی بود. نکات آموزنده فراوانی برای من داشت.
    برای جلوگیری از تودرتو شدن بیشتر چند نکته که به ذهنم می رسد را اینجا می گویم:

    1- به نظر من بخشی از قدرت ایران (یا اهمیت ایران برای غرب)، به دلیل نفوذ در گروههای شبه نظامی منطقه است. الان از نظر توان واقعی نظامی بی شک ایران بعد از اسرائیل و ترکیه و قزاقستان قرار می گیرد ولی این کشورها اصولا تعارضی با غرب ندارند و اگر هم داشته باشند ابزار ابراز تعارضشان، ابزاری کلاسیک و قابل مقابله است. اما ایران، قابل اعتماد نیست و بخشی از قدرت خود را از اینجا به دست می آورد که در چارچوب قواعد اخلاقی- عرفی بین المللی بازی نمی کند.
    البته اگر تصور کنیم که این کار در درازمدت به نفع ماست سخت در اشتباه هستیم. چون افراد بی سواد به سمت باسواد شدن و آگاه شدن می روند و همین کسانی که در میان ملل خاورمیانه، ایران به طرفداری شان می نازد، دو فردا دیگر علیه ایران می ایستند و از طرفی ما دشمنی حتی کودکان غربی را هم خریده ایم. واقعا نسلی از بچه های غربی که با این اخبار درباره ایران بزرگ می شود، نمی دانم دو فردای دیگر که قدرت را به دست بگیرد چگونه با کشور ما معامله کند.

    2- به نظر من علاوه بر مواردی که گفتید و درست هم هستند، مساله تاریخ هم در قدرت بودن ایران موثر است. مثلا اینکه آمریکا در حمله به افغانستان و عراق تردید نمی کند ولی کمی در مورد ایران اینطور نیست. یا حتی انگلستان ذوره استعمار، در حالی که تقریبا تمام منطقه را به تسخیر در آورده بود (در مقطعی از تاریخ یک چهارم کل جمعیت جهان زیر پرچم انگلیس بودند) ولی ایران را رسما مستعمره نکرد.
    به نظر من یک دلیل مهم این موضوع این است که بچه های غربی از کودکی در کتابهای درسی درباره اینکه پرشیا یک قدرت تاریخی و جنگجو بوده خوانده اند. شاید این حرف عجیب به نظر برسد ولی من در گفتگوهایی که با خیلی از حتی تحصیلکرده ها داشته ام، به هر حال ته ذهنشان این است که ما عراق یک کشور کوچک با هفتاد سال قدمت و افغانستان یک مستعمره سابق انگلیس با 150 سال قدمت است ولی درباره ایران با احتیاط بیشتری فکر می کنند. بخشی از این داستان البته به بیش از حد عمومی بودن اطلاعات آنها برمی گردد. (مثلا در ایران خودمان، با اینکه سالهاست دانشگاههای آمریکایی محوریت علوم انسانی محسوب می شوند هنوز برای خیلی از ایرانیان سوربن و به طور عمومی فرانسه مهد علوم اجتماعی است. شاید به دلیل اینکه در دوران قاجار تحصلیکرده ها به فرانسه می رفته اند چون از قدیم اینطور شنیده اند)

    مجموعا به نظر من کارهایی که ایران الان انجام می دهد، یک نسل بعد پاسخشان را دریافت می کند و به نظر من پاسخی سخت و ناگوار خواهد بود.

    یک سوال هم دارم، به نظر شما بهترین راه حل برای منافع ملی ایران چیست؟ با اسرائیل متحد شود و در مقابل اعراب قرار بگیرد؟ با اعراب متحد شود و در مقابل اسرائیل قرار بگیرد؟ یا؟
    روشی مثل ترکیه پیش بگیرد؟ روشی مثل آمریکا پیش بگیرد؟ روشی مثل روسیه پیش بگیرد؟ اساسا خنثی باشد و هیچ کاری به کار دیگران نداشته باشد؟
    واقعا اگر شما قرار بود دکترین سیاست خارجی را تدوین کنید چه طرحی را انتخاب می کردید؟
  • مرتضی
    مطلب فوق نظر شخصی بنده است گرچه سعی کردم سوگیری جناحی نداشته باشه و تحلیلی جامع از اطلاعات منابع رسمی صورت بدم. از طرف دیگه اصلاً از رویکرد دفاع از متنم وارد نمی شوم فقط احساس می کنم که بحثم احتیاج به توضیح داره و از این جهت پانویسی می کنم در واقع!
    خانم هدیه فرمودند که :
    در عالم روابط سیاسی بین کشورها و حربه هایی که برای دست یابی به منفغت ملی به کار میبرند نمیتوان کلی گویی کرد و برای تمامی کشورها یک نسخه نوشت. عامل جغرافیا را نباید فراموش کرد. دولت آمریکا به دلیل مسافت طولانی و دوری از منطقه خاور میانه و برای حفظ منافع ملی باید هم بودجه بالایی به بخش نظامی اختصاص دهد. (دکترین ترومن 1947 ، دکترین آیزنهاور1957و دکترین کارتر مبنی بر استفاده نظامی برای نیل به اهداف ملی بارها و بارها به کار گرفته شده است.) اما ایران در این منطقه حساس واقع شده و این منطقه آنقدر چالش برانگیز است که کمی نشان دادن چنگ و دندان از جانب ایران خیلی ها را دچار مشکل میکند و ایران با بودجه کم به خوبی عمل میکند
    در اینکه ایران به نسبت درآمدش هزینه هنگفتی در زمینه تسلیحات نظامی می کند و کلاً رویکرد نظامی را سر لوحه خویش کرده بحثی نیست و نتیجه طبیعی یک کشور جنگ زده و در انزوای سیاسی است.
    پاسخ بنده به آقای علیرضا در این باب بود که آیا آنچنان که رسانه دولت ایران اعلام می کند(و باور آقای علیرضاست) ما فناوری های نظامی را بومی کرده ایم و آیا اصلاً ما پیشرفت علم نظامی را داریم. دست یابی به سوخت جامد برای موشک های بالستیک و دور برد گرچه مهم است اما نه در سال 2009!
    زمان حال زمان جنگ مجازی و جنگ صوتی و الکترونیک است!
    آیا تولید راداری که اسکات شده ارتش روسیه است شد پیشرفت استراتژیک نظامی؟!
    بحث دیگر به قول شما دندان و پنجه نشان دادن دولت ایران از راه اکت نظامی است. فکت های موجودی که در عرصه جهانی رخ داده و میدهد مشخص کننده آن است که قدرت نظامی یک کشور جهان سومی هرچند به نسبه قابل قبول اما قدرت چانه زنی را برای آن کشور به همراه نمی آورد.
    ریاست بر غیر متحد ها با اکت سیاسی بدست نیامد. آیا برای کشوری که دولت کریمه اش سخن از اداره جهان با منطق و عقلانیت می کند این عمل که قبل از هر مذاکره با اروپا و آمریکا یک آزمایش موشکی کند که بگوید من هم می توانم، معادله ای را عوض می کند. خیر، تنها در این گیر و داد معارضه ای را با همسایگانش به وی تحمیل می کند.
    فرمودید :
    اگر چه بحثهای ایدیولوژیک در روابط بین کشورها نقش مهمی دارند اما باید ببینیم کدام کشور بحث ایدیولوژیک راه میاندازد. ونزویلا روسیه نیست که بتواند از این طریق تهدیدی برای آمریکا باشد نقش این کشور به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت به آمریکا اهمیت خود را پیدا میکند و تهدید میشود. امنیت ملی آمریکا با برقراری رابطه بین ایران و ونزویلا
    در منطقه بیشتر تهدید میشود تا در حیاط پشتی آمریکا.


    دو کشوری که با یکدیگر در نحوه چیدمان و ساختار و عملکرد سیاسی و نظامی معارضه دارند به احتمال قریب به یقین مناقشه ایدلوژیک نیز در می گیرد.
    اگر از متن من این استباط می شود که ونروئلا هم توان بحثی مانند جنگ سرد را دارد خب کلاً من انکار می کنم! ونزوئلا اصولاً توان ساختاری و اندیشه ای یک جنگ تئوریک را ندارد زیرا که یک کشور پیرامونی است. لیکن در منطقه خود اما با رسانه ای کردن تعارضات خویش با آمریکا یک جنگ ایدلوؤیک خرد را راه اندازی کرده است. البت عکس ها یادگاری اش را با اوباما و ستاره های هالیوود نادیده می گیرم و الا که بحث چیز دیگر است.

    فرمودید :
    ایران قدرت منطقه است نه چون ما متوهم شدهایم بلکه چون روابطمان با آمریکا در هاله ای از ابهام است. ما قدرت منطقه ایم چون منافع قدرت از جانب ما تهدید میشود و قدرتیم چون آنها ما را قدرت منطقه میدانند.

    بنده به هیچ وجه نگفته ام که ایران قدرت منطقه ای نیست بلکه به کرار تکرار کردم ایران یکی از قدرت های منطقه است(تاکید دارم بر اینکه یکی از قدرت ها). اصولاً الان خاور میانه قدرت رتبه 1 ندارد زیرا که مناسبات منطقه ای نمی گذارد یک اتحاد شکل بگیرد.
    از طرف دیگر شما ادله خویش را بنا بر نظرتان که نگاشته اید بر معارضه دولت امریکا با ایران فرض نموده اید. خب متاسفانه معارضه یک کشور با دیگری دلیل بر قدرت بودن کشور ثانویه نیست!
    عربستان هم در دوره ای با امریکا معارضه داشت اما آیا قدرت منطقه ای بود؛ خیر. اکت نظامی هم باعث و عامل قدرت نیست بصورت مطلق!
    آیا از نظر شما کره شمالی ، سودان،نیجریه، چچن، گرجستان، شیلی و ... که اکت نظامی قابل قبولی دارند یک قدرت اند؟!
    لزوماً نتیجه گیری شما درست نیست.
  • مرتضی  - re:
    در پاسخ به احمد :
    بحثهای جالبی را به نوشته ناپخته من افزودی.
    در باب ابنکه چرا رفتار دول غرب با ایران مانند عراق و افغانستان نیست در واقع شما دقیقاً به نکته درستی توجه کردید.
    انگاره های تاریخی ایران چند نمونه خوب دارد که میتوان از آنها مثال زد. حمله مغول ها یا تصرف ابران به دست اعراب و یا اسکندر و ... همگی مصداق هایی هستند که با قدرت نظامی سعی کردند ایران را از آنچه بوده به آنچه می خواستند تبدیل کنند اما در تمامی این موارد بنا بر خاصه ی سیالیت فرهنگ ایرانی که در نوع خود کاملاً جالب است آن ها در خود هضم کرده است(البت هزینه های سهمگینی نیز برای ما داشته مانند قتل عام های مبارزان و مردم شهرها) اما آنچه مهم است اینکه فرهنگ ایرانی تواسته با یک سیستم بازتولید حداقلی بیس خود را مسلط کرده و با گذشت زمان آن عامل خارجی مسلط را در خود بومی کند!
    برخلاف کشور ما که هیچ یک از کارهایمان بر مبنای اندیشه علمی نیست ، مخالفین ما با یک شناخت دقیق از موقعیت اجتماعی- فرهنگی میدانند که تصرف ایران نمی تواند به هیچ وجه عامل تسلط آنان بر ایران باشد زیرا که دیر یا زود باید خود را از کشور بیرون رفته ببینند.
    انان دنبال یک گزینه داخلی می گردند که تامین منافع آنها باشد حال خوداگاه و یا ناخودآگاه! بحث استیلای فرهنگی و اندیشه است که شما در سیستم آکادمیک ایرانی به آن اشاره کردید که هنوز هم ما وابسته هستیم به آنان!
    اما در باب یک دکترین سیاسی:
    من معتقدم که ایران یک گزینه غیر متعارف تاریخی نیست که ما از خودمان یک نسخه جدید تولید کنیم و از طرف دیگر معتقدم که ما 20 سال اول انقلاب در واقع انقلاب هنوز مستقر در جامعه نشده بود زیرا که جنگ و آثار بعدی آن از ما یک کشور جنگ زده ساخته بود که یا باید دفاع کند و یا سازندکی فیزیکی!
    با مطالعه آلمان پسانازی و یا ژاپن بعد جنگ دوم میبینیم که آلترناتیوی که در میان این دو کشور مطرح بوده است بحث تنش زدایی بوده!
    زیرا علیه این دو کشور بر اساس جنگ جهانی یک اجماع پیروز شکل گرفته بود و این دو کشور ناگزیر بودند از اینکه روابط سیاسی و دیپلماتیک را تنش زدایی و عادی سازی کنند.
    آیا این دو کشور الان آمریکایی اند، خیر اما بسیاری از ساختارهایشان را آمریکایی ها شکل دادند.
    اما در مورد ایران نیز معتقدم که آنقدر که در خارج ایران بحث گفتگوی تمدن ها شکل گرفت و درک شد و تحلیل گشت در داخل حتی اصلاح طلبان ما محلی از اعراب نداشتند!
    از نظر من نظم جامعه جهانی هیتلری بود که با اکت نظامی و کنش و واکنش نظامی سالاری خود را توجیه میکرد!
    امروزه ایران باید بتواند برای منافع ملی خویش اجماع جهانی درست کند. مثال می آورم: در واقعه 11 سپتامبر آمریکا تصمیم گرفت که قطعاً به افغانستان حمله کند و گزینه نظامی لازم را نیز در اختیار داشت ولی آیا به تنهایی این فعل را اتجام داد.
    ابتدا یک اجماع جهانی شکل داد و بعد با هدف خود عمل کرد!
    جهان نوین را در داده های نظامی تحلیل نمی کنند. اینکه ما سجیل و منجیل و ... را به آسمان بفرستیم که برای اعتبار جهانی ایران نمی شود مشزوعیت!
    به نظر بنده آنچه در باب سیاست گذاری نظامی سیاسی ایران باید بدان توجه کرد گذر از این اسنوبیسم سیاسی است که بیشتر از یک حرکت احساسی و رادیکالیزه ایدولوژیک مطرح میشود.
    معادلات جدید را منطق دنیای مدرن شکل میدهد که بر پایه ی جامعه آزاد و نحوه تعامل در آن است. در این باب پیشنهاد دارم که دو کتاب بحران مشروعیت هابرماس و جمعه آزاد و دشمنان آن پوپر خوانده شود!
    امیدوارم که با جهل ام توان پاسخ را داشته و بوده باشم.
  • هدیه ن.
    ممنون از آقای مرتضی به خاطر بحث، تحلیل و پاسخ های خوبشون.

مبدل فارسی بهنویس بهنویس: برای تبدیل پینگلیش به فارسی / ادیتور زمانه: صفحه کلید فارسی

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
- نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. نیم‌نما، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید، خویشتندار باشید و الزامات بحث آکادمیک را رعایت کنید. در صورت مشاهده تخلف یا توهین به افراد، ممکن است دسترسی شما به بخش گفتگوها یا کل سایت مسدود شود.
ایمیل نیم‌نما: برای نقد عمومی روزنامه
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 

شناسنامه این شماره

شماره 115- چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
سردبیر: مرجان حسینی

آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا نیم‌نما را در میل باکس خود دریافت کنید

Delivered by FeedBurner

خویشتندار باشیم...

دوستی ها مهمترند

آخرین عناوین سایتهای خبری

مشترک شوید

با یک کلیک، خوراک مخصوص روزنامه «نیم‌نما» را هر روز صبح در خبرخوان خود تحویل بگیرید.

RSS

تماس با ما:  info@nimnama.com


استفاده از مطالب بر اساس پروانه کریتیو کامنز، بدون تغییر و با ذکر منبع آزاد است .