رفتار کلی حکومت ایران گویای این است که علاقمند به بازیکردن و بینتیجه گذاشتن هرگونه تلاش در راستای صلح جهانی است...سریال تکرار مکررات احمدینژاد
هنوز تعداد زیادی از دستگیرشدهگان در زندان به سر میبرند و اخبار نگرانکنندهای از وضعیت احمد زیدآبادی میرسد. وضعیت سه تبعهی آمریکایی زندانی در ایران نیز مشخص نیست. در همین اثناء، ایران در گیرودار راضیکردن قدرتهای جهان برای صرفنظر کردن از پیگیریِ غنیسازیِ اورانیوم است.
محمود احمدینژاد در تمام سخنرانیها و یا کنفرانسهای خبری، هرجا صحبتی از این مسئله پیش میآید با بیملاحظهگی میگوید: به کسی مربوط نیست؛ کسی نباید برای ایران تعیین تکلیف کند و ما بابت غنیسازیِ اورانیوم به کسی جواب پس نمیدهیم و این مسئله از نظرما تمامشده است. این در حالی است که سعید جلیلی و علیرضا صالحی در ژنو مشغول مذاکره و شنیدن دیدگاههای طرف مقابل هستند!
از نظر من این ابداً نمیتواند نشاندهندهی تناقض باشد بلکه یکجور نمایش است. گرچه بیشتر اظهارنظرهای احمدینژاد دیگر در همه جای دنیا وارد حیطهی صنعت فکاهیات شده است و اخباری سرگرم کننده به حساب میآید، کسانی که از طرف وی منتصب شدهاند تا در مذاکرات شرکت کنند مواضعی میگیرند که در نسبت با مواضع شخص وی، میتوان گفت که ظاهری معقول دارند؛ هرچند هرگز جدی به نظر نمیآیند. او در اکثر قریب به اتفاق کنفرانسها و مصاحبههایش آنقدر بیربط سخن میگوید که در عمل هیچ کدام از طرفین به نتیجه نمیرسند. از لری کینگ تا کتی کوریک بهتزده از این حجم نادانی و بیمسئولیتی و درحالیکه جواب هیچ سوالی را نگرفتهاند، به سراغ سوال بعدی میروند. در صداوسیمای ما تبلیغ میشود که بله، دکتر، لری کینگ را سردرگم کرده است. میخواهند این دروغ را بپذیریم که حق با احمدینژاد است چون یک خبرنگار صرف را سردرگم و عصبی کرده است!
گویی مقامات ایران خود ترجیح میدهند که احمدینژاد تا انتها، صرفاً به همین رفتار ادامه بدهد. رفتار کلی حکومت ایران گویای این است که علاقمند به بازیکردن و بینتیجه گذاشتن هرگونه تلاش در راستای صلح جهانی است. اینطور به نظر میآید که ایران این ابهام و اتلاف وقت را یگانه دستاویز بقای دولت و دولتمردان فعلی میبیند. امروز احمدینژاد حرف تندی میزند و نیمی از دنیا را میخنداند و نیمی دیگر را مبهوت میکند. فردا یکی از وزرایش وارد مذاکرهای میشود که ایران بحث بر سر آن را بارها منتفی دانسته بوده است و بعد دو طرفِ درگیر در بحث، به ناچار آن را سازنده میخوانند چون چیز خاصی دستگیرشان نشده است.
این وضعیتِ بینابینی اگر نگوییم ناتوانی و وحشت ایران را از مقابلهی رو در رو و عالمانه با اصول منطقی جهانی در مذاکرات نشان میدهد، دست کم نشاندهندهی این است که وضعیت فعلی از نظر خود آقایان باثُباتترین وضعیت قلمداد میشود و نمیخواهند آن را تغییر بدهند. در حقیقت برای دولت محمود احمدینژاد، یک وضعیت مبهم از یک وضعیت روشن بیخطرتر است و به نظرش چه بهتر که سازنده نیست. در واقع اگر فرستادگان احمدینژاد از وی تبعیت میکردند و اگر اُلدُرُم بُلدُرُمهای وی حقیقی بود و نه نمایشی، بحثها خیلی وقت بود که تمام شده بود و تکلیف جامعهی جهانی نیز در رویارویی با ایران مشخص میشد.
فکر میکنم تا به حال هیچ دولتی مانند دولت فعلیِ احمدینژاد، از انفعال، رنج و سودِ همزمان نبرده است. رنجاش در این است که طبعاً خودشان از تکرار مکرر یکسری حرفهای پیش پا افتادهی کلاسه شده لذت اولیه را نمیبرند و گاهی خستگی از وجناتِشان آشکارست. سودش اما این است که میتوانند درسایهی نگرانیِ دنیا از فشارهایی که اگر وارد شوند ملت ایران را مصدوم میکنند به چپاول ادامه دهند. این وضعیت خود به خود به سیکل تاکنون کارآمدی تبدیل شده است که از نظر ذهنهای بیمارگونهی آنها، گویا تنها وظیفهاش این است که همه چیز را تا روز ظهور حضرت صاحبالزمان کِش بدهد و اگر بدتر بشود هم زهی توفیق این دولتِ احمدینژادی!
-
|2009-10-03 15:11:28 مرجان حمن هم از نمایش صدا و سیما تعجب می کنم که سیاه بازی و سفسطه گری این آدم رو به پای حقانیتش می ذاره!
ایده ی جالبی رو مطرح کردید.
-
|2009-10-03 23:49:55 عباس"فکر میکنم تا به حال هیچ دولتی مانند دولت فعلیِ احمدینژاد، از انفعال، رنج و سودِ همزمان نبرده است..."
نکته ی جالبی است. تا بحال به توانایی های دولت فخیمه در این حوزه توجه نکرده بودم. دارم به این فکر می کنم که واقعا "آدم"ی هست که هنوزم نیاز به دلیل داشته باشد برای اعلام انزجار از این رئیس دولت؟ منظورم در داخل یا خارج کشور است...
-
|2009-10-04 05:04:53 احمدایده اصلی مخصوصا در پاراگرافت آخر بسیار عالی بود. واقعا هم همین است که این دولت با بحرانسازی و به بن بست کشیدن کارها به عمرش ادامه می دهد. درست مثل آن طبیبی که استخوان لای زخم می گذاشت تا مریض باز هم بیاید و درآمدش بیشتر شود.
-
|2009-10-04 05:29:53 مریمخانم رمضانی تبدیل به متخصص احمدی نژاد شدید شما! فکر می کنم به هیچ یک از سیاستمداران ما به اندازه او توجه ویژه ندارید!
-
|2009-10-04 18:22:55 مریم رمضانیدر متن، به اشتباه، علی اکبر صالحی را علیرضا صالحی نوشته ام که بدین وسیله اصلاح می گردد. منظور ام اکبرشان بوده است.
مریم جان، دست خود آدم نیست. ماشالله هم جذاب است هم دست به جلب تخصص اش خوب است، لذا توجه ویژه که جای خود دارد. توریست پرور، معتمد به نفس، آینده نَگَر، از همه مهم تر طناز... آدم هیچ جوره نمی تواند بی خیال نابغه ی چندین سالِ اولِ قرن بیست و یکم بشود. هر جا دست ام به کیبورد می رسد ناخودآگاه می نویسم پروفسور.
از بین خارجی ها هم به شدت به همتای ونزوئلائیایی ی ایشان، چاوز پیروزمند علاقمند ام و پدر معنوی ی اوشان، فیدل کاسترو. از ایرانی ها ولی، فقد و فقد محمود. یعنی حتی رحیم مشایی هم اینقدر مفرح نیست، مریدی ست که عمراً به پای مراد اش نمی رسد. من نمی دانم اینها چطور در مهمانی های خانوادگی حضور دختر و پسرشان را تاب می آورند؟ حیف نیست این دو نتوانند در خلوت هندوانه ی عسلی زیر بغل هم بچپانند و به اصلاح امور دنیا بیندیشند؟ تا کِی قرار است قفل و زنجیر پدرشوهری و پدرزنی دست و پای این دو گوهر ناسُفته را ببندد و مانع یکی شدن این دو روح بلند پرواز و قشنگ بشود؟ اگر یکی شوند دست جیم کری را از پشت می بندند و مطمئناً زودتر از او اسکار نقش اول کمدی را می گیرند... من ضمانت می کنم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|



















در هر صورت حقیقت همیشع تلخ است