مدیران فوتبالی ما، به زعم خود از فوتبال زیاد می دانند و در ارنج تیم دخالت می کنند و مانع نتیجه گیری تیم خود می شوندمدیریت فوتبال به سبک ایرانی
اشکان شرفایی، روزنامهء نیم نما
هر فرد برای مدیریت سبک وسیاق مخصوص به خود دارد. در بعضی اوقات به حدی این شباهت ها در سبک مدیریت برای افراد یک کشور زیاد می شود که آن سبک را با نام فرد یا آن کشور معرفی می کنند مانند مدیریت ژاپنی، مدیریت آمریکایی و به طبع آن مدیریت ایرانی!! دو مورد اول مدیریت های موفق هستند و مورد آخر لازم به توضیح ندارد و همه با گوشت و پوست و استخوان انرا لمس می کنیم!!!
مدیریت ما یک مدیریت فوق العاده احساسی، بی برنامه و عاری از فکر و تعقل است. مدیریتی که ایران را به این روز رسانده است، ایرانی که دوست و دوشمن به وجود استعدادهای ناب و افکار خلاق در آن صحه گذاشته اند. حال از این مقدمه بگذریم، بحث اصلی ما شاهکار جدید آقای انصاری فرد است که کمتر از 24 ساعت کرانچار را اخراج کرد. در حالی که در ورزشگاه، خود وی توسط تماشاگران هو شده بود. واقعا مشکل کجاست؟ مشکل از انصاری فرد است؟ کرانچار است؟ کم حوصله گی هواداران؟ براستی کدامیک؟ قبل از اینکه به این مشکل بپردازیم، باید این موضوع را مورد بحث قرار بدهیم که چرا مدیران فوتبالی، موفق نیستند؟
ابتدا از این بحث شروع می کنیم که مدیرانی مثل، حاج عباس انصاری فرد، مصطفوی، فتح الله زاده، دادکان، عابدینی، قریب، امیدوار رضایی، موفق نبودند ولی افرادی مثل صفایی فراهانی، کاشانی، واعظ آشتیانی موفق بودند، در حالی که افراد گروه اول فوتبالی هستند ولی افراد گروه دوم اصلا فوتبالی نبودند. آیا عجیب نیست؟ بنظر بنده، برای مدیریت باید یا کامل از یک موضوع اطلاع داشت ویا اصلا اطلاعی نداشت. افراد گروه دوم خود اذعان داشتند که اطلاعی ندارند ولی گروه دوم کم اطلاع هستند ولی ادعا دارند که بسیار می دانند. گروه اول، برای خود دم و دستگاه در فوتبال دارند، با خبرنگاران و دلالان رابطه دوستانه دارند و با عده ای دیگر حاضر به نشست و برخاست نیستند. شاید مهمترین دلیل آن، به ابتدای فصل پیش برگردد موقعی که خسرو حیدری و جواد شیرزاد برای مذاکره با پرسپولیس اقدام کردند و حاضر به بازی برای پرسپولیس بودند ولی به علت مشکل آقای داریوش مصطفوی با مدیر برنامه این دو که از سال ها پیش وجود داشت حاضر به قرار داد با این دو نشد و به جای آن با سه بازیکن وقت ابومسلم بنام های پترویچ، منصوری و اتسو قرار داد بست زیرا با مدیر برنامه های آن سه، رفاقت دیرینه داشته است. همین طور در این فصل، اقای عباس انصاری فرد، با کریمی قرار داد نبست زیرا کریمی با هدایتی شریک است و مشکلات انصاری فرد و هدایتی هم بر کسی پوشیده نیست. (منبع اینترنتی در دست نیست ولی کسی این موضوعات را برای من گفته که خود مدیر برنامه یکی از بازیکنان است). این دو سه مورد را برای دخالت های افراد فوتبالی در ابتدای فصل زده شد ولی افراد غیر فوتبالی کسی را در فوتبال نمی شناسند که بخواهند رابطه دوستی و یا دوشمنی بر وی داشته باشند.
افراد فوتبالی به زعم خود از فوتبال زیاد می دانند و در ارنج تیم دخالت می کنند و مانع نتیجه گیری خود می شوند ولی افراد گروه دوم خود را شایسته دخالت نمی دانند، مربی و کادر فنی را آزاد در تصمیم گیری می گذارند و مانند آقای انصاری فرد نیستند که به مربی فشار آورد که فلان بازیکن باید بازی کند یا نه (تکذیب شده پس حتما فشار انصاری فرد بوده است) (+)
شاید این موضوع کوچکی از فوتبال ایران بوده وهست. اتفاقات دیگری هم افتاده که به وقتش به آن رسیدگی می کنیم. به امید ایرانی آباد و شاد.
مدیریت ما یک مدیریت فوق العاده احساسی، بی برنامه و عاری از فکر و تعقل است. مدیریتی که ایران را به این روز رسانده است، ایرانی که دوست و دوشمن به وجود استعدادهای ناب و افکار خلاق در آن صحه گذاشته اند. حال از این مقدمه بگذریم، بحث اصلی ما شاهکار جدید آقای انصاری فرد است که کمتر از 24 ساعت کرانچار را اخراج کرد. در حالی که در ورزشگاه، خود وی توسط تماشاگران هو شده بود. واقعا مشکل کجاست؟ مشکل از انصاری فرد است؟ کرانچار است؟ کم حوصله گی هواداران؟ براستی کدامیک؟ قبل از اینکه به این مشکل بپردازیم، باید این موضوع را مورد بحث قرار بدهیم که چرا مدیران فوتبالی، موفق نیستند؟
ابتدا از این بحث شروع می کنیم که مدیرانی مثل، حاج عباس انصاری فرد، مصطفوی، فتح الله زاده، دادکان، عابدینی، قریب، امیدوار رضایی، موفق نبودند ولی افرادی مثل صفایی فراهانی، کاشانی، واعظ آشتیانی موفق بودند، در حالی که افراد گروه اول فوتبالی هستند ولی افراد گروه دوم اصلا فوتبالی نبودند. آیا عجیب نیست؟ بنظر بنده، برای مدیریت باید یا کامل از یک موضوع اطلاع داشت ویا اصلا اطلاعی نداشت. افراد گروه دوم خود اذعان داشتند که اطلاعی ندارند ولی گروه دوم کم اطلاع هستند ولی ادعا دارند که بسیار می دانند. گروه اول، برای خود دم و دستگاه در فوتبال دارند، با خبرنگاران و دلالان رابطه دوستانه دارند و با عده ای دیگر حاضر به نشست و برخاست نیستند. شاید مهمترین دلیل آن، به ابتدای فصل پیش برگردد موقعی که خسرو حیدری و جواد شیرزاد برای مذاکره با پرسپولیس اقدام کردند و حاضر به بازی برای پرسپولیس بودند ولی به علت مشکل آقای داریوش مصطفوی با مدیر برنامه این دو که از سال ها پیش وجود داشت حاضر به قرار داد با این دو نشد و به جای آن با سه بازیکن وقت ابومسلم بنام های پترویچ، منصوری و اتسو قرار داد بست زیرا با مدیر برنامه های آن سه، رفاقت دیرینه داشته است. همین طور در این فصل، اقای عباس انصاری فرد، با کریمی قرار داد نبست زیرا کریمی با هدایتی شریک است و مشکلات انصاری فرد و هدایتی هم بر کسی پوشیده نیست. (منبع اینترنتی در دست نیست ولی کسی این موضوعات را برای من گفته که خود مدیر برنامه یکی از بازیکنان است). این دو سه مورد را برای دخالت های افراد فوتبالی در ابتدای فصل زده شد ولی افراد غیر فوتبالی کسی را در فوتبال نمی شناسند که بخواهند رابطه دوستی و یا دوشمنی بر وی داشته باشند.
افراد فوتبالی به زعم خود از فوتبال زیاد می دانند و در ارنج تیم دخالت می کنند و مانع نتیجه گیری خود می شوند ولی افراد گروه دوم خود را شایسته دخالت نمی دانند، مربی و کادر فنی را آزاد در تصمیم گیری می گذارند و مانند آقای انصاری فرد نیستند که به مربی فشار آورد که فلان بازیکن باید بازی کند یا نه (تکذیب شده پس حتما فشار انصاری فرد بوده است) (+)
شاید این موضوع کوچکی از فوتبال ایران بوده وهست. اتفاقات دیگری هم افتاده که به وقتش به آن رسیدگی می کنیم. به امید ایرانی آباد و شاد.
نظر ها (5)
-
|2009-09-28 16:36:22 مرتضیبه این همه مشکل سبک مدیریتی در ورزش زمانیکه سیاسی شدن یا تصمیم های سیاست زده را اضافه کنیم.
دیگر برای مراسم خاکسپاری باید آماده شد.
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| < قبلی |
|---|



















این را متوجه نشدم
محتوای این مقاله، بسیار جدی است. به مشکلی اشاره دارد که در همه تار و پود جامعه ایرانی اعم از سیاست و اقتصاد و ورزش و ... مربوط می شود. مطمئن هستم که در هر صنف دیگری هم که باشید مشابه چنین توصیفی را می توانید از مدیران ایرانی داشته باشید. توصیف خوبی بود و اشاره صادقانه به اینکه منابع شما چه بوده، خیال خواننده را راحت می کرد. تنها جای کمی ویراستاری برای کوتاه کردن جملات، خالی بود.