یک نفر نیست به ایشان بگوید دخالت در امور دیگر کشورها تا وقتیکه جوابگوی خانوادههای داغدار ایرانی نیستید جایز نیست؟
دست بردار پروفسور!
مریم رمضانی، روزنامهی نیمنما
زمانیکه پروفسور احمدینژاد شروع به سخن گفتن در سازمان ملل کرد دو/سوم سالن خالی بود.از حدود یک/سومی که در سالن حاضر بودند،هجده نفرشان از هیئت پشتیبان و از شیفتگان پروفسور بودند.هیئت کانادا به محض باخبرشدن از پشت تریبون رفتن وی، سالن را به نشانۀ اعتراض ترک کرد. چند دقیقهای که گذشت دوازده هیئت دیگر سالن را ترک کردند و پروفسور را با پیروانش تنها گذاشتند تا خوش بگذرانند و اگر صندلیشان خوب نیست بتوانند آن را عوض کنند.از آنجایی که بدترین فیلم سی و پنج دقیقهایِ تاریخ سینما هم اگر باشد اینقدر ریزش تماشاگر ندارد، نتیجه میگیریم وی حتی بازیگر ماهری هم نیست و کارگردانانِ این نمایش نیز توفیق نداشتهاند تا بهرغم سناریوی تهیهشده توسط دویست نفر از ماهرترین کمدینویسان عرصۀ سیاسی ایران، سی دقیقه مردم را پای فیلمشان نگه دارند.توقع ایشان از قدرت امدادغیبی نیز برآورده نشد و از صندلیهای خالی صدای کف مرتب به گوش نرسید.
احمدینژاد باز در مقابل دیدگان جهان تحقیر شد. میخواهیم ببینیم آیا ما و مردم جهان حسود هستیم و چشم دیدن موفقیتهای وی را نداریم و یا مشکل از پروفسور است که هرگز موفق نمیشود؟
دکتر احمدینژاد متأسفانه ترسوست. این ترس یک ترس درونی و عمیق است که روی چهرهاش خط انداخته و همین ترس و عدم صداقت است که مجبورش میکند دروغ پشت دروغ بگوید.او اتفاقات هولناکی را که مأموران و نیروهای ایشان و مقامات منسوب به ایشان، سر مردم آوردهاند مرتبط به دولت نمیداند! خب، ایشان دارند دروغ میگویند چراکه نیروی انتظامی(که همه میدانند وابسته به دولت است)اگر خودش سرکوبگر نباشد آیا نمیتواند پس از گذشت نود روز جلوی حرکات این عوامل غیردولتی را بگیرد یعنی؟ غرض مصاحبهکننده این بود که تکلیف خون آنهایی که جلوی چشم جهانیان کشته و مجروح شدهاند چه میشود؟احمدی نژاد که حالا دیگر (شرمکردن که اصلاً)، بلکه میترسد کتمان کند یا باز کُشتوکشتار را به زدوخوردِ مسابقات فوتبال تشبیه کند، میگوید دولت نقشی نداشته و ادامه میدهد: البته بعضی دولتهای خارجی نقش داشتهاند! اولاً که عجب! ثانیاً اگر ایشان معترضان و مردم توی خیابان را کلهم از عوامل برخی دولتهای خارجی بدانند، باید پاسخ دهند که یعنی عوامل دولتهای خارجی زدهاند خودشان را کشتهاند و مجروح کردهاند؟ مضحکۀ خاص و عام شدن بس نیست آقای دکتر؟ البته نمیدانم ما اساساً میتوانیم انتظار بیشتری داشته باشیم از کسی که حتی جوابگوی مورد ندا آقاسلطان نیست و به جای عاملین، نامزد ندا را دستگیر میکند و یا محض مقابله به مثل! عکس زن مصری را که در آلمان کشته شد نشان جماعت میدهد و آنقدر هول شده که فراموش کرده قاتل آن زن(که از نیروی انتظامیِ دولت آلمان نبود) ابتدا "دستگیر" و سپس در یک دادگاه با حضور وکیل و قاضی محاکمه شد.
شاید فکر کرده کشته شدن آن زن یک جور امدادغیبی است که میتواند به کمک او و پوستهی ترک خوردهاش بیاید؟ این هم مثل تز برنامهریزی برای دنیا از طرف ایشان است. ایشان به جای اینکه جواب بدهد (یا فرض محال مسئولیت به گردن بگیرد و عذر بخواهد) به خیال خودش سند رو میکند تا بگوید خب تو فلان کشور هم آدم کشته میشود و این یک چیز طبیعیه!؟واقعاً یک مشاور نیست که به ایشان بگوید دخالت در امور دیگر کشورها جایز نیست؟ آنهم تا وقتیکه جوابگوی خانوادههای داغدار ایرانی و مردم خود نیستید؟
حالا دست هم که برنمیدارد. هنوز از راه نرسیده داخل فرودگاه در جمع خبرنگاران برگشته گفته همه رسانههای مهم دنیا با ما مصاحبه کردند و دیگر رسانهای باقی نماند! یا اینکه باز هم حضرتاش فرموده همه رهبران دنیا امسال حرفهایی را که ما چهار سال است داریم برایشان میگوییم، به تبعیت از ما تکرار کردند! آخر آدم چی بگوید به این موجود سراسر توهمزده واقعا؟!
احمدینژاد باز در مقابل دیدگان جهان تحقیر شد. میخواهیم ببینیم آیا ما و مردم جهان حسود هستیم و چشم دیدن موفقیتهای وی را نداریم و یا مشکل از پروفسور است که هرگز موفق نمیشود؟
دکتر احمدینژاد متأسفانه ترسوست. این ترس یک ترس درونی و عمیق است که روی چهرهاش خط انداخته و همین ترس و عدم صداقت است که مجبورش میکند دروغ پشت دروغ بگوید.او اتفاقات هولناکی را که مأموران و نیروهای ایشان و مقامات منسوب به ایشان، سر مردم آوردهاند مرتبط به دولت نمیداند! خب، ایشان دارند دروغ میگویند چراکه نیروی انتظامی(که همه میدانند وابسته به دولت است)اگر خودش سرکوبگر نباشد آیا نمیتواند پس از گذشت نود روز جلوی حرکات این عوامل غیردولتی را بگیرد یعنی؟ غرض مصاحبهکننده این بود که تکلیف خون آنهایی که جلوی چشم جهانیان کشته و مجروح شدهاند چه میشود؟احمدی نژاد که حالا دیگر (شرمکردن که اصلاً)، بلکه میترسد کتمان کند یا باز کُشتوکشتار را به زدوخوردِ مسابقات فوتبال تشبیه کند، میگوید دولت نقشی نداشته و ادامه میدهد: البته بعضی دولتهای خارجی نقش داشتهاند! اولاً که عجب! ثانیاً اگر ایشان معترضان و مردم توی خیابان را کلهم از عوامل برخی دولتهای خارجی بدانند، باید پاسخ دهند که یعنی عوامل دولتهای خارجی زدهاند خودشان را کشتهاند و مجروح کردهاند؟ مضحکۀ خاص و عام شدن بس نیست آقای دکتر؟ البته نمیدانم ما اساساً میتوانیم انتظار بیشتری داشته باشیم از کسی که حتی جوابگوی مورد ندا آقاسلطان نیست و به جای عاملین، نامزد ندا را دستگیر میکند و یا محض مقابله به مثل! عکس زن مصری را که در آلمان کشته شد نشان جماعت میدهد و آنقدر هول شده که فراموش کرده قاتل آن زن(که از نیروی انتظامیِ دولت آلمان نبود) ابتدا "دستگیر" و سپس در یک دادگاه با حضور وکیل و قاضی محاکمه شد.
شاید فکر کرده کشته شدن آن زن یک جور امدادغیبی است که میتواند به کمک او و پوستهی ترک خوردهاش بیاید؟ این هم مثل تز برنامهریزی برای دنیا از طرف ایشان است. ایشان به جای اینکه جواب بدهد (یا فرض محال مسئولیت به گردن بگیرد و عذر بخواهد) به خیال خودش سند رو میکند تا بگوید خب تو فلان کشور هم آدم کشته میشود و این یک چیز طبیعیه!؟واقعاً یک مشاور نیست که به ایشان بگوید دخالت در امور دیگر کشورها جایز نیست؟ آنهم تا وقتیکه جوابگوی خانوادههای داغدار ایرانی و مردم خود نیستید؟
حالا دست هم که برنمیدارد. هنوز از راه نرسیده داخل فرودگاه در جمع خبرنگاران برگشته گفته همه رسانههای مهم دنیا با ما مصاحبه کردند و دیگر رسانهای باقی نماند! یا اینکه باز هم حضرتاش فرموده همه رهبران دنیا امسال حرفهایی را که ما چهار سال است داریم برایشان میگوییم، به تبعیت از ما تکرار کردند! آخر آدم چی بگوید به این موجود سراسر توهمزده واقعا؟!

عکس از: سیبیسی
نظر ها (11)
-
|2009-09-28 10:57:17 احمدمتن نسبتا تندی بود تا جایی که من نتوانستم در این میان بفهمم تحلیل اصلی شما چه بود. کمی ساختارمندتر بنویسید، ما هم پامنبری بشویم.
-
|2009-09-28 14:36:23 نصیرالدین جعفریدر قرن بیست و یکم که دوره عقاید و حرکت های رادیکال-چریکی به سر آمده، باید قبول کنیم که این دیدگاه های تند "نیم نما " را به جایی نمی رساند.
-
|2009-09-28 15:14:34 مریم رمضانیمن خوش ندارم به جای بحث و تبادل نظر دائم مجبور به دفاع از متنی که نوشته ام باشم. شاید بهتر است دوستان عزیز به جای ایراد به ساختار متن (که یک نقد ادبی به حساب می آید) یا تند بودن نوشته، نظر خودشان را بفرمایند. پسندیده تر است به خدا! ساختار مثل خمیر بازی ست در دست یک نویسنده. قرار نیست یک مکعب چوبی ی تغییرناپذیر باشد.
آقای احمد حالا نمی شود شما همین جوری که هست پامنبری بشوید؟
و آقای جعفری، شما گویا درک درستی از رادیکال و چریکی ندارید (یک دلیل اش این که فکر می کنید در قرن بیست و یکم دوره اش سر آمده!). به نظر من استفاده ی نُقل و نباتی از این واژه ها ست که نه تنها درست نیست بلکه اگر هم قرار باشد به قول شما نیم نما به جایی برسد! با این واژه پراکنی هاست که نمی رسد.
در ذیل نوشته ی قبلی (در جواب به اظهارنظر شما) توضیحی داده بودم که شاید ندیده باشید.
-
|2009-09-28 15:45:55 رويايا حضرت عباس !
انگار نذر امام هشتمه اينجا هميشه يه بزن بزني باشه. من يكي كه تازگيها هي چاي مي پره تو گلوم موقع خوندن كامنتاي اين روزها.
بابا يه كمي آرومتر! حالا اگه به جاي چايي ، قند پريده بود توي گلوي من كدوم نقاد و منتقد و نقد پذير و نقد ناپذير اين مطلب مرگ روياي دلشاد رو به عهده مي گرفت؟ هيشگي والا !
اعصاب معصاب همه مون انگار زيادي حساس شده اين روزا. تو رو خدا يه كم مهربونتر . من ضعف قلب دارم...
-
|2009-09-28 16:19:56 مرتضیتندی مطلب را باید با (کیس استادی) آن سنجید. به نظر قرائت ساده ی احوالات و عمکرد این آقا نیز به نظر بسیار تند بیاید.
در این که قرن 21 زمانه چریکی گری نیست هم یک اوتپیا وجود دارد که بله زمانه ی اندیشه است و یک دنیای واقعی وجود دارد که نشان میدهد چریکی گری بصورت دائم و حتی فراگیر همه جا را گرفته!
قائله دزدان دریایی که عریانترینشان است و یا این همه جنگ های منطقه ای در این ور و آن ور.
اما در باب ساختا ر اینکه آیا یک اصل عرضی است و یا یک اصول اصلی است باید گفتا که نظر های متفاوتی است ولی آنچه که ارزش خبری یک متن را بالا میبرد این است که تحلیل متن بتواند پست بودن عملکرد را نشان دهد . در صورتیکه در این متن استهزا و تمسخر سعی دارد که این نقش را ایفا کند.
در هر صورت یک منتقد ناچار است برای درک آسان محتوا و متن خود از ساختار استفاده کند. از اینرو می بایست یک ساختار واحد باشد و درصد برون زدگی از آن نیز برای مطالب اندک.
در هر صورت جان مطلب شما کاملا صحیح هست و دقیقاً به واقعیت عینی مشکل الانه ملت ما باز می گردد.
-
|2009-09-28 18:05:45 نصرتیه دقیقه صبر کنین من برم اون "چاقوی دسته سفید زنجونی " را از تو گنجه بیارم تا با هم دو کلوم اختلاط کنیم.
-
|2009-09-28 19:58:09 مریم رمضانینمی دانم چه علاقه ای به ایجاد حساسیت هست!
قرار است یا روی همدیگر را ببوسیم یا چاقو بکشیم؟ یعنی نمی شود میانه را گرفت؟
فکر نمی کنم جوری حرف زده باشم که ما به ازای عینی اش چاقو کشی باشد. سعی کردم توضیح بدهم چرا چریک! نیستم.
به مرتضی:
به نظر ام استهزا آمیز بودن، ارزش خبری ی یک متن را پایین نمی آورد. وقتی رفتار کسی مسخره است، گاهی چاره ای جز مسخره کردن اش نیست. البته نیمی از این هم محصول شوخ طبعی ی بنده است نه مسخره کردنِ صرف. -:)
-
|2009-09-28 20:16:55 مرتضیبنده عرض کردم که در مورد بعضی از افراد حتی قرائت کارش نیز نوعی تمسخر است.
بهتر است اصطلاح چاقو کشی را در اینجا مطرح نکرد.
این به گفتمان ما بین بیشتر نزدیک است.
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| بعدی > |
|---|


















