
راهپیمایی روز قدس، نقطه چرخش استراتژیک در جنبش اعتراضات مردمی ایران محسوب می شود. در این یادداشت، ضمن مقایسه ای تاریخی، برخی از ابعاد این مساله بحث و بررسی شده اند.
راهپیمای روز قدس: عبور سبزها از چراغ قرمز
احمد صداقت، روزنامه نیمنما
راهپیمایی روز قدس امسال به گونهای برگزار شد که شگفتی تقریبا همه ناظران داخلی و خارجی را برانگیخت. در حالی که تصور میرفت به دلیل سرکوبهای گسترده در ماههای گذشته تنها بخش کوچکی از هواداران جنبش سبز در این راهپیمایی حضور یابند یا معترضان حاضر در مراسم، از نمایش نمادهای سبز پرهیز کنند، گزارشها رسیده، نشان میدهند که این راهپیمایی تقریبا در تسخیر کامل سبزهای ایران بودهاست و آنها در شعارهایشان از بسیاری از چراغهای همیشه قرمز عبور کردهاند. (
لینک)
در رویکردی تاریخی، این راهپیمایی را میتوان با راهپیمایی عظیم عاشورا در سال پنجاه و هفت مقایسه کرد که در فاصله کمتر از دو ماه از پیروزی انقلاب رخ داد و آخرین امیدهای طرفدارن داخلی و خارجی شاه را به یاس بدل کرد.به این تاریخها توجه کنید: در 17 شهریور 57، رژیم شاه گروه بزرگی از مردم را به خاک و خون کشید (مشابه 25 خرداد) و کمتر از ده روز بعد، در 25 شهریور، حادثه دلخراش زلزله طبس رخ داد (مشابه سقوط هواپیمای توپولوف) (1) و سه ماه بعد در آذر 57 راهپیمایی عظیم عاشورا برگزار شد (مشابه راهپیمایی روز قدس امسال). با وجود آنکه توالی این حوادث به نحو تاملبرانگیزی مشابه است، نمیتوان انتظار داشت این جنبش ظرف دو-سه ماه آینده به تغییر حکومت در ایران منجر شود. چرا که رهبران آن، برخلاف آیت الله خمینی، عزم تغییر حکومت ندارند و به نظر میرسد حکومت میتواند با پذیرفتن بخشی از خواستههای معترضین و تغییر ظاهری دولتمردان (مشابه اقدام شاه در روی کار آوردن دولت بختیار)، مانع از فروپاشی کامل شود. لحن نرم امام جمعه این هفته تهران (
لینک)که برای شخصیت او، نامتعارف و عجیب به نظر میرسید، نشانهای است از اینکه حکومت این گزینه را هنوز روی میز باقی نگهداشتهاست؛ هرچند قوت گرفتن چنین گزینهای در گرو تداوم اعتراضات مردمیاست. اما آیا این اعتراضات ادامه مییابد؟
در بعد زمانی، برگزاری این راهپیمایی در آستانه بازگشایی دانشگاهها نقشی ممتاز به آن می دهد. پاییز یکی از مستعدترین فصول سال برای گردهماییهای مردمیاست. زیرا علاوه بر آغازکار مراکز اصلی فرهنگی سیاسی، در این فصل ،شرایط آب و هوایی لازم برای حضور طولانی مدت جمعیت در خیابانها مهیا است. به علاوه دانشجویان و دانشآموزان هنوز به طور جدی درگیر درس و امتحان نشدهاند. براین اساس میتوان این راهپیمایی را پیشدرآمد اعتراضات وسیع پاییز دانست. پیشبینیای که اگر حکومت آن را جدی بگیرد ممکن است منجر به تعطیلی دانشگاهها شود. اما در حالی که عموم رهبران و تشکلهای مردمیسرکوب شدهاند و مجوزی برای برنامهها داده نمیشود، آیا معترضان فرصتی برای بیان اعتراضات خود خواهند یافت؟
در بعد تاکتیکی، راهپیمایی روز قدس ایدهای را که از سی سال پیش در ذهن مخالفان بود به اجرا درآورد. حکومت ایران، تعداد بسیار زیادی راهپیمایی و تجمع رسمیدارد که لغو آنها برایش بسیار هزینهبر است (هرچند به نظر میرسد که دیگر چیزی برای باختن نداشته باشد). استقاده از این برنامهها برای ابراز اعتراض، ترفندی بود که همواره اجرایی بودن آن محل تردید بود زیرا کسی باور نمیکرد که این حجم گسترده از مردم از آن استقبال کنند. نماز جمعه هاشمی این ایده را دوباره زنده کرد و راهپیمایی روز قدس، نخستین اجرای موفقیتآمیز آن در سطح ملی بود. این رویداد بزرگ، دریچههای امید را به سوی معترضان گشود و از هم اکنون، بسیاری به سراغ تقویم رسمیایران رفتهاند تا از زمان تجمع بعدی آگاه شوند. با این تفاسیر شکی نیست که این راهپیمایی، به معنای واقعی کلمه، نقطه عطف و چرخش استراتژیک در برنامهها و شرایط روحی دو طرف منازعه محسوب میشود.
_________________________
(1) مشابهت جالب دیگر این است که از نظر افکار عمومی آن زمان، مقصر زلزله طبس، روسیه بود! (همانند سقوط توپولوف) البته روسیه همان زمان رسما ارتباط زلزله طبس با انفجار اتمی در شوروی را تکذیب کرد. ر.ک. http://www.radiozamaaneh.com/revolution/2008/09/post_112.html
لینک برای مطالعه بیشتر:
برای روزشمار انقلاب- http://en.wikipedia.org/wiki/Iranian_Revolution
عاشورای 57- http://www.zamaaneh.com/revolution/2008/12/post_169.html
به نظر می رسد که حکومت از اتصال اینچنین راهپیمایی عظیمی به بازگشایی دانشگاه ها و پیشبرد ادامه ی دستاوردهای آن توسط نیروهای تازه نفس دانشجو در تهران و شهرهاس بزرگ، خوف بزرگی کرده است...