حنا مخملباف به خاطر ساخت فیلم "روزهای سبز" که به جریانات انتخابات ریاست جمهوری ایران می پردازد جایزه "شجاعت در هنر" را از آن خود کرد.
روزهای سبز حنا
مرجان حسینی، روزنامه نیم نما
حنا مخملباف به خاطر ساخت فیلم "روزهای سبز" جایزه "شجاعت در هنر" جشنواره فیلم ونیز را از آن خود کرد. این فیلم که به جریانات قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران می پردازد، داستانی ست که سیری مستند گونه دارد یا مستندیست که با خط داستانی پیش می رود.
شخصیت اصلی فیلم دختری به نام آواست که عضو یک گروه تئاتر است و به خاطر فشارهایی که به او وارد شده است دچار افسردگی می شود (برای اجرای تئاترش با مانع وزارت ارشاد مواجه می شود، یکی از دوستانش خودکشی می کند و دوست دیگرش از کشور خارج می شود). مراجعه ی او به روانپزشک با انتخابات ریاست جمهوری و فعالیت های خیابانی قبل از آن همزمان می شود. او در مطب روانپزشک (که در طول فیلم او را نمی بینیم و صدایش را نمی شنویم) آرزوها و دغدغه هایش را بیان می کند؛ از اینکه در 10 سالگی آرزوی رئیس جمهور شدن داشته است و از همان زمان برای پیروزی خاتمی فعالیت کرده است. او به شکست خاتمی در تحقق آرزوهای خود و هم نسلانش اشاره می کند، گریه می کند و برای تهرانی که حالا غریبه شده و پر از دود و صدای گلوله و الله اکبر است، مرثیه می خواند.
مخملباف به صورت متناوب صحبت های آوا را به اجتماع پیش از انتخابات سبزها مانند تجمع در سالن 12 هزار نفری آزادی با حضور خاتمی پیوند می زند. او برای پرسیدن سوال های خود از خاتمی به آب و آتش می زند، سؤالاتی که می خواهد از او بپرسد را با خود تمرین می کند اما درست زمانی که خاتمی (که در طول فیلم صدای او را هم مانند روانپزشک نمی شنویم) سوار ماشین می شود تا ورزشگاه را ترک کند جرأت حرف زدن پیدا می کند؛ «آقای خاتمی کلید خوشبختی مردم را کجا گم کردید؟» ، آوا سپس به میان جمعیت سبزپوش بر می گردد و این بار با شهامت و بدون استرس، حرف های خود را با جمعیت چند هزار نفری حاضر در سالن که نماینده سبزهای کل ایران هستند در میان می گذارد. گویی که تا کنون در انتخاب مخاطب خود اشتباه می کرده و این خاتمی نبوده که باید به او انگیزه بدهد. از این به بعد آوا به خیابان و میان مردم می رود، مردم سبزپوشی که بحث منطقی می کنند، در خیابان می رقصند، سبز می پوشند و با هم بودنشان به او امیدی را تزریق می کند که نه خاتمی توانسته بود به او بدهد و نه روانپزشک.
"روزهای سبز" پر است از صحنه های خاطره انگیز قبل از انتخابات. مخملباف صحنه های شادی را که با دوربین غیر حرفه ای از زنجیره سبز انسانی تهران در طول خیابان ولیعصر ضبط کرده با تصاویر پر تنش درگیری های پس از انتخابات (که توسط شهروندان عادی با موبایل ضبط شده) در همین خیابان ترکیب می کند و زحمت خود و بازیگرش را برای دیالوگ یا حرکت اضافه کم می کند، تصاویر به شدت گویاست.
در ابتدای فیلم، آوا که هنوز افسرده و بی انگیزه است، از جوانانی که در خیابان ها برای موسوی و احمدی نژاد تبلیغ می کنند می خواهد که او را متقاعد کنند که به کاندیدای مورد نظر آنها رأی بدهد، با گذشت زمان و حضور در میان مردم و تحمل سختی هایی غیر متعارف مانند دستمال کشیدن راه پله ی مطلب دکتر، روحیه ی او عوض می شود و در پایان فیلم، خود، از دیگران می خواهد که برای جمع کردن "یک رأی" برای میرحسین با او همراه شوند. او تصمیم خود را گرفته و بار دیگر مانند 10 سالگی اش برای پیروزی یک نفر تلاش می کند.
"روزهای سبز" فیلم قدرتمندی نیست، استفاده از تصاویر درگیری های پس از انتخابات در آغاز فیلم، از ابتدا مشت کارگردان را باز می کند و به فیلم بیشتر جنبه ی یادآوری خاطرات و تصاویری را می دهد که بارها از طریق اینترنت و شبکه های خبری مشاهده کردیم. جایزه ای هم که مخملباف را بعد از شیرین نشاط (برنده ی جایزه شیر نقره ای جشنواره ونیز به خاطر فیلم "زنان بدون مردان") به عنوان دومین زن ایرانی برنده ی جایزه از جشنواره ونیز مطرح می کند، به خاطر شجاعت در به تصویر کشیدن برشی از زندگی سیاسی شهروندان ایرانیست. با این وجود، حضور مخملباف و نشاط با پوشش سبز در جشنواره ونیز و نمایش فیلمی از اتفاقات قبل و بعد انتخابات ایران و سخنان این فیلمسازان در حمایت از جنبش مردمی ایران، می تواند در آستانه ی یک گردهمایی بزرگ سبز در روز قدس، بار دیگر توجه جامعه جهانی را به سمت ایران و اتفاقات داخلی آن جلب کند.


















