<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.3" -->
<?xml-stylesheet href="http://www.w3.org/2000/08/w3c-synd/style.css" type="text/css"?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>فراخوانی برای صاف کردن دیوارهای اوین - comments</title>
		<description></description>
		<link>http://nimnama.com/</link>
		<lastBuildDate>Fri, 10 Sep 2010 13:19:32 +0100</lastBuildDate>
        <generator>FeedCreator 1.7.3</generator>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=32#josc120</link>
			<description>با اطلاعات غلطی که اطلاعات س.پ.ا.ه به این عزیزان زندانی (از اتمام شلوغی ها و دستگیری میرحسین) داده است و عدم ارتباط ایشان با دنیای بیرون به مدت طولانی 70 روزززز، همین سطح مقاومت ایشان هم بسیار ستودنی است. قطعا همینگونه است و همین پیام \&quot;دعوت به همکاری\&quot;را در دل خود دارد...</description>
			<author>عباس</author>
			<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 03:54:58 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=32#josc125</link>
			<description>[quote= نویسنده]مواظب باشید چه چیزی می‌گویید چون هر چه بگویید ممکن است در دادگاه بر علیه خود شما استفاده شود. [/quote]

خیلی جالب بود. اما مساله این است که در دادگاه بیطرف نیازی به اظهارات آنها یا مدارکی از این دست نیست. مثلا در دادگاه صدام اصلا کار به بررسی جنگ و بمب شیمیایی و ... نرسید، همان ماجرای کشتار یک روستا کافی بود که صدام به درک واصل شود.</description>
			<author>احمد</author>
			<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 05:06:45 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=32#josc128</link>
			<description>نوشته ی زیبایی بود. جالب اینجاست که با این همه دال و قال که زندانی ها را آزاد کنید، آقایان اشتهایشان سیری ناپذیر است و همچنان به کار بازداشت مشغول...</description>
			<author>مرجان</author>
			<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 05:17:25 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=32#josc144</link>
			<description>این حرف دقیقا درستی است و تا همه زندانیان این ماجرا آزاد نشوند، اصلا نمی شه درباره چیز دیگری حرف زد یا تصمیم گرفت. اما توجه دارید که بازی کاملا عوض شده؟ یعنی اصلا حرف یه چیز دیگه بود، بحث یه چیز دیگه بود، مطالبه یه چیز دیگه بود، اصلا اختلاف سر یه چیز دیگه بود و با زندانی کردن این همه آدم، حالا کلا باید فعلا بازی ای را که اونها شروع کردن و با وقاحت تمام در حال ادامه دادن هستند، ادامه داد!
در واقع منظورم اینه که کار را به جایی رسانده اند و ماجا را آنقدر منحرف کردند که حالا باید فعلا به این فکر کنیم این بدبختا از توی زندان بیان بیرون تا بعد ببینیم که چه می شه کرد!</description>
			<author>مریم</author>
			<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 14:39:18 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=32#josc149</link>
			<description>برای من و امثال من که اخبار مثلا رسانه ملی را همراه با وب سایت ها هردو همزمان دنبال می کنم واقعا علامت سوال های بزرگی ایجاد شده ؟؟؟؟ اعترافاتی که جنون آنی خوانده می شود یا خط گرفتن از کسانی آن سوی مرزها که هیچ نمی دانند درباه شان جز اسم مستعاری و جالب آن که دیروز در لابه لای سخنرانی انصاریان هم از همین جنون آنی شنیدم و وقتی در میان عوام به تماشای اعترافات می نشینم و می بینم چطور راست یا دروغ چیزهایی خارج از باور به خورد باور مردم داده می شود واقعا تنها چیزی که در ذهنم  تداعی می شود نمایش عمومی فیلم های تبلیغاتی هیتلر است و برنامه های پروپاگاندا گوبلز اما خوب کسی هیتلر را ندید و باور کرد اما همه ارئیس جمهور و بسیاری دیگر را میبینیم و تجربه دروغ شنیدن از دولت را هم که همگی داریم اما می پذیریم جالب است استدلال ایرانی جماعت جالب است ......توده سازی رسانه ملی هم چه جالب تر .......... تحمیق توده ها هم.....</description>
			<author>محبوبه</author>
			<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 20:10:46 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=32#josc150</link>
			<description>با توجه به نظر خانم \&quot;مریم\&quot; یک توضیح را ضروری می‌دانم:
در هر شرایطی مطمئناً می‌شود درباره‌ی همه‌ی چیزهایی که ذهن و جامعه را درگیر می‌کنند حرف زد، چرا نشود؟ قصد، این نیست که بگوییم مثلاً بررسی‌ی کابینه یا عزل و نصب فلانی مورد قابل بحثی نیست و نباید مشغول آن‌ها شد. قضیه اولویت بندی و نتیجه گیری ها هستند.
به عقیده‌ی من درست نیست که الآن خودمان را کسانی در نظر بگیریم که منحرف شده ایم یا بازی خورده ایم و حالا به اجبار با موضوع جان و آبروی زندانیان روبرو هستیم. شاید قصد یا یکی از مقاصدِ خام.دستانه‌ی آنان این بوده باشد که بازی راه بیندازند یا بحث را عوض کنند یا اذهان را منحرف کنند، ولی نتیجه ای که ما از دنبال کردن قضیه‌ی زندانیان و کشته شده گان و مورد تجاوز قرار گرفته گان می‌گیریم در کنار همان نتایجی قرار خواهد گرفت که در راهپیمایی در سکوت به دنبال اش بوده ایم. قصد آنان هر چه باشد، بازی هر چقدر ناجوانمردانه باشد، برنده کَس یا کسانی خواهند بود که جواب تمام شوت های مستقیمی را که از سر عجله و بی.حواسی‌ی بازیکنان حریف به تیر.دروازه خورده اند، با پاسکاری و همکاری داده اند، و به گل رسیده اند. تا وقتی ما حقوق و آزادی‌ی زندانیان را مطالبه می‌کنیم، در ادامه، به عاملان دستگیری و متهم کردن آنان نظر داریم و جنایت و قساوتی که آن‌ها مرتکب شده اند را محکوم می‌کنیم و محکوم کردن این جنایات (که مستقیماً زائیده‌ی تخلفات و تقلب عاملان و حاصل توهم شان در تُرکتازی شان بوده است) اصلی ترین مورد است. در واقع حرف زدن از زندانی ها انحراف نیست و یکی از چاهار راه های اصلی و مهم \&quot;مسیر\&quot; است که باید از آن بگذریم. آن‌ها کار را به این‌جا رسانده اند، درست... لذا ما هم در مقام پاسخ، می‌توانیم آن را بر ضد خودشان به کار بگیریم. صرفاً قرار نیست زندانیان آزاد شوند و تمام. این تازه زمینه‌ی حرکت بزرگ تر و قدرتمند تری خواهد بود. قرار است آن بازوی محرکی که این دستگیرشده گان حرکت اش می‌دادند دوباره به کار بیفتد و دروغ بیدادگاه را این بار از زبان خودشان بشنویم.
امروز از قول مهدیه محمدی همسر احمد زیدآبادی شنیدم که بچه‌ی هفت ساله شان وقتی با درخواست ملاقات خانواده‌ی زیدآبادی موافقت نشد خودش را می‌زده است. حضور آن کودک هفت ساله و حرکت عزادارانه اش از سر \&quot;استیصال\&quot;، که قاعدتاً باید برای یک کودک هفت ساله، کلمه ای غیرقابل فهم باشد، بهترین دلیل ما بر پافشاری بر مسئله‌ی زندانیان و اهمیت آن است و این رفتار که ناشی از ظلمی ست که بر او رفته، قلب تپنده‎ی این ماجرا و نشاندهنده‌ی عمق فضاحت و وقاحتی ست که عاملان سرسپرده‌ی جنایتکاران اصلی، بار آورده اند. اگر آن‌ها می‌خواهند قضیه را با زندان و زندانی کردن و اعترافات دروغین فیصله بدهند، بهترین فرصت برای ما ست که بهشان ثابت کنیم این خبرها هم نیست، بهشان بفهمانیم احمق اند و حافظه‌ی تاریخی که ندارند هیچ، کُلاً حافظه شان تا همین ده سال پیش هم نمی‌کِشَد. ما می‌گوییم \&quot;زندان\&quot; و صد چیز دیگر از کنار اش بیرون می‌زند. نَنشسته ایم ببینیم چه می‌شود کرد. این موج غلتان که از این اصرار و لجاجت بر جنایت عصبانی ست همان‌طور که می‌غلطد از زندان هم خواهد گذشت و حرکت اش در هر حال ادامه خواهد داشت.
الآن دیگر خرید کردن هم می‌تواند حرکتی باشد در راستای کوبندگی بخشیدن به این موج، و البته منوط بر این که ما بخواهیم.</description>
			<author>مریم رمضانی</author>
			<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 21:42:58 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=32#josc151</link>
			<description>و آسمان نگاه كردن هاي صفائي فراهاني و لاغري و استحاله ابطحي و سكوت و ريش و موي سپيد نبوي (چه قدر دلم براي اين مرد مي سوزد، شايد بيش از حجاريان كه مظلوم ترين است. در آن دوره از شاه و در اين دوره از انقلابي كه خود كرده، به عمق مطلب فكر كنيد، خيلي زور داره. آه كه چه قدر زود همه چيز را فراموش مي كنيم ما ايراني ها. آه كه چه حافظه هاي تاريخي افتضاحي داريم) و استدلالات عطريان فر و از همه مهمتر اعترافات و كيفر خواست هاي شريعتمداري نشان. خون سهراب و ندا و همه اين اعترافات خواهد چرخيد و روزي گريبان بعضي را خواهد گرفت. اين تصاوير نخواهد دراز ماند. فقط بايد دوره اش طي شود. دست آوردهاي ملت از رفتار پس از انتخابات احمدي نژاد و اصلافش بيش از آن چيزي است كه ما مردم مي بينيم و مي شنويم. خيلي خيلي بيشتر. فقط بايد صبور بود تا در محكمه عدل زمان نتايج را يك به يك ديد.</description>
			<author>عليرضا</author>
			<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 03:48:57 +0100</pubDate>
		</item>
	</channel>
</rss>
